ویدئویی که مشاهده می کنید قسمت دوم آموزش فن بیان است که توسط اساتید کانون سخنوران اجرا شده است. برای دریافت پاسخ سوالات خود در مورد فن بیان قوی و تمرین های فن بیان با ما همراه شوید.

دکتر زند: استاد بسیاری از دانشجویانی که مراجعه میکنند به ما برای آموزش فن بیان و سخنرانی، معمولا در جلسه های متعدد مشاوره که من باهاشون داشتم، اون چیزی که آن ها مطرح میکنند این هست: ما اومدیم اینجا که خوب حرف بزنیم و گمانشون هم این است که با آموزش فن بیان این مشکل به صورت کامل برطرف میشه. توصیه شما چیه در این زمینه؟

دکتر حسینیان: علامه تفتازانی به عنوان آخرین عالم بلاغت یک جمله زیبایی داره که خیلی به ما کمک میکنه برای پاسخ دادن به این سوال شما. ایشون میفرمایند: آراستن سخن به صرف لفظ به معنای یا به منزله آراستن خوکی است به زیورآلات گرانبها. خوک که یک حیوان نازیباست رو ما برداریم بزک کنیم آرایش کنیم و حتی زیورآلات گرانبها بندازیم دست و سر و گردنش، طبیعتا اون نازیبایی بیشتر به چشم می آید وقتی ما همچین کاری رو میکنیم. چون خود حیوان، خود اون جسم، خود اون مقوله کاملا زشت است، نازیباست.

مسئله سخنرانی، مسئله محتوا و فرم است. یعنی محتوایی که ما رو به فرم میرسونه. خیلی از مواقع شما حرفی برای گفتن دارید اما در حد کد ذهنی است، اصلا جنبه تبیینی پیدا نکرده. چرا مثلا یک سخنران میاد یهو یک منظوری رو، یا یک مفهومی رو در غالب یک حکایت مطرح میکنه، در غالب یک ضرب المثل، یک کنایه و یا یک شعر و همون خیلی سریع میتونه اون ذهنیت من رو به مخاطب منتقل کنه. پس این ربطی به مسئله فن بیان نداره. فن بیان عرض کردم، موارد؛ اینجور بگم بهتره شاید عزیزان بیننده (خواننده) هم بهتر متوجه شوند. فن بیان موارد آوایی بیان هست به صورت مشخص. یعنی اونجایی که ما با صدا کارداریم و قرار است صدای ما بنوازه تا ما بتونیم یک مطلب یا یک مسئله ایی رو به خوبی مطرح کنیم. موارد آوایی بیان. ولی سخنرانی مسئله اش جدی تر و پیچیده تر و مهم تر است، کسی که میخواد خوب حرف بزنه باید طبیعتا سخنوری یاد بگیره و فن بیان یکی از مهارت های چندگانه سخنرانی است.

دکتر زند: جناب استاد، نهایت و غایت فن بیان چیست؟ یعنی کسی که میخواهد فن بیان رو یاد بگیره، مخصوصا در مرحله آموزش من بار ها مشاهده کردم که وقتی کسی یک نگاهی به انتهای آموزش نداره و انتهای اون موضوع رو نمیبینه شاید از اول هم نمیتونه اون مسیر رو درست انتخاب و ابزار و لوازم لازم رو برای طول مسیر همراه داشته باشه. ما در نهایت قراره با آموزش فن بیان و کلاس فن بیان به کجا برسیم؟

دکتر حسینیان: بهترین پاسخ برای این سوال، دوبله است. یعنی اگر بر مبنای دوبله بخواهیم فن بیان رو متوجه بشیم، فکر میکنم که کامل متوجه این پاسخ میشیم و میفهممیم که فن بیان غایتش در چیه. چون اصلا اون کسی که کار دوبله انجام میده کلا با فن بیان کار داره. میدونید که ما به دوبلر ها میگیم بازیگران دست و پا بسته. یعنی هیچ گونه ابزاری به جز صداشون برای نفش آفرینی و اجرای اون رول در اختیار ندارند، چون بازیگر، داره تصویرش پخش میشه، زبان بدن داره، اکت داره، حرکت داره ولی دوبلر هیچ کدام از این ها رو نداره و باید تمام اون حسی رو که من دارم توی تصویر، روی پرده سینما میبینم رو با صداش منتقل کنه. پس اون چیزی که در نهایت فن بیان وجود داره این هست که من بتونم با استفاده از احساسی که در اون متن، در اون موضوع، در اون سخن هست؛ یعنی لحن متناسب با مفهوم، لحن متناسب با کلمه و لحن متناسب با صدا، آوا سازی کنم و یک سخن درخوری رو مطرح کنم.

فی المثل که شما میخواهید یک حرف عادی بزنید؛ خیلی از مواقع اون حرف عادی رو اینقدر هم عادی میگید که هیچگونه حرارت و تاثیری بر دیگران نمیگذاره. فرض مثال من میخوام یک متن ساده رو بخونم، مثلا: سالها پیش مرحوم ملک الشعرای بهار در کتاب گران مایه اش سبک شناسی،ضعف نحوه گفتار و سخنگویی ما را امری کلی دانست و از ضایع شدن آهنگ صدای ما و وجود الهام عاجزانه صوت های نازک شکسته بسته در آن سخن گفت.(خوانش با لحنی عادی)

خوبه؟ نه این خوب نیست چون اصلا با این طرز خوانش مخاطب نمیفهمه من دارم چی میگم. غایت فن بیان مسئله تصویر است، یعنی موقعی که تو داری صدای من رو میشنویی تصویر آن چیزی که من میگم رو خودت ببینی و میدونی که تصویر ذهنی از عینی به شدت و به مراتب تاثیر گذارتر است. که مثلا من با رعایت اصول فن بیان میگم: سالها پیش مرحوم ملک الشعرای بهار در کتاب گران مایه سبک شناسی، ضعف نحوه گفتار و سخنگویی ما را امری کلی دانست و از ضایع شدن آهنگ صدای ما و وجود الهام عاجزانه صوت های نازک شکسته بسته در آن سخن گفت و از قول مردی فاضل نقل کرد که که مردم ما به جای سخن گفتن، ناله میکنند. (با رعایت اصول فن بیان)

حالا درست شد، متوجه میشود مخاطب!

دکتر زند: استاد مهم ترین اجزایی که ما در فن بیان باهاشون سر و کار داریم چیه؟

دکتر حسینیان: قطعا نکات بسیار زیادی در حوزه فن بیان وجود داره که حالا ما سعی میکنیم کاربردی ترین مواردش رو مطرح کنیم. چون حالا قرار نیست که ما به کسانی که قراره گویندگی می کنند یا کار دوبله انجام میدن این موارد رو آموزش بدیم. نکات کاربردی در بحث گفتار، اولین نکته ایی که میشه در موردش صحبت کرد خود مسئله سرعت و صراحت هست؛ یعنی کلامی که از رمق و انرژی لازم برخوردار باشه و با شدت و حدت، مثل یک تیری از کمان رها شده، هر چه قدر سرعت بیشتری داشته باشه طبیعتا قدرت اصابتش به هدف هم بیشتر هست. پس بنابراین مسئله سرعت با صراحت در کلام عجین هستند این دو تا معنا با هم دیگر.

به طور مثال خیلی از موقع ها فکر میکنیم که صراحت مربوط به محتوا و معنای یک جمله هست، مثلا فرض کنید که ما یک جمله ایی داریم مثل: این چه انسانیتی است که ما نسبت به هم نوع خود غافلیم! این جمله، این عبارت، در معنا صراحت داره اما اینطوری که بنده ارائه کردم هیچ گونه تاثیرگذاری نداره و هیچ تصریحی هم در کلام نداره. که خب اونجا سرعت مسئله مهمی است. یعنی بنده باید بگم که:  این چه انسانیتی است که ما نسبت به هم نوع خود غافلیم! (ادای جمله با رعایت سرعت و صراحت). خیلی چیز های دیگه اینجا کمک میکنه که حالا در موردش بحث خواهم کرد. خود تونالیته، خود لحن، مکث و خیلی چیز های دیگه … . اما مسئله اصلی اینجا سرعته، اگر سرعت نباشه، مطمئن باش که شما هیچگونه تاثیری نسبت به اون صراحتی که در معنا هست در مخاطب ایجاد نمیکنه، پس سرعت با صراحت همراه هست.