سخنوران


  

     

    aparat

    email

    instagram

    linkdin

     

    tel

    فیلم آموزش لحن: قسمت سوم (دکتر زند)

     

     

     

    جهت مشاهده قسمت چهارم آموزش لحن کلیک نمایید>>

     

     

     

    به نام خداوند شعر و سخن

    برای این تمرین کارگاهی شعر تو را چشم در راهم نیما یوشیج را انتخاب کردم از این باب که بسیاری از شما این شعر را شنیده اید و با آن آشنا هستید. توصیه من این است که قبل از اینکه این تمرین را انجام دهیم یکبار شعر را بخوانید و تصاویر خود را نسبت آن مرور کنید و دقیق تامل کنید که چه حسی را از این شعر دریافت کرده اید و حالا می خواهید این حس را به مخاطب منتقل کنید. بعد از آن مجددا این ویدئو را نگاه کنید تا بعد از انجام این تمرین تغییراتی که در تصاویر شما به وجود می آید را درک کنید و بعد از تمرین مجددا به سراغ شعر بروید و حالا سعی کنید لحن لازم برای خوانش این شعر را تمرین کنید.

    خوب حالا بریم سراغ شعر تو را چشم در راهم جناب نیما یوشیج

    اول یکبار شعر را روخوانی کنیم و بعد تصاویر شعر را بررسی کنیم تا ببینیم لحن مناسب برای خوانش آن کدام است

    باز هم تاکید می کنم به دلیل ویژگی قاب عکس بودن شعر نو، برداشت و تفسیر شعر کاملا وابسته به مخاطب است و این دنیای اندیشه شماست که به این قاب عکس معنی و مفهوم می بخشد. بنابراین مهم نیست که برداشت شما و تصاویری که محصول تجربه و اندیشه شماست با من متفاوت باشد، فقط این مهم است که شما تصویر روشن و شفاف از این شعر داشته باشید تا بتوانید لحن مناسب با تصویر خود را برای انتقال به مخاطب انتخاب کنید. قصد من در این تمرین روش بررسی شعر، متن و یا موضوع سخنرانی است برای انتخاب لحن مناسب

    ترا من چشم در راهم

    ترا من چشم در راهم، شباهنگام
    که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگِ سیاهی،
    وزآن دلخستگانت راست اندوهی فراهم،
    ترا من چشم در راهم.

    شباهنگام، درآندم که برجا درّه ها چون مرده ماران خفتگانند،
    درآن نوبت، که بندد دست نیلوفر، به پای سرو کوهی دام،
    گرَم یاد آوری یا نه، من از یادت نمی کاهم
    ترا من چشم در راهم.

    خط اول شعر با این جمله شروع می شود: ترا من چشم در راهم

    حالا می خواهیم کمی در مورد چشم در راه بودن فکر کنیم. با شنیدن این جمله چه تصاویری در ذهنتان روشن می شود:

    *زمانی شما چشم انتظار کسی هستید که وابستگی عاطفی شما به او زیاد باشد. به عبارتی شما هیچ وقت در مورد همه کسانی که دوستشان دارید، چشم انتظاری ندارید.

    *بعد زمان: اولین مسئله ای که به ذهن متبادر می شود بعد زمان است. کاملا بدیهی است که شما زمانی چشم انتظار کسی هستید که زمان زیادی از دیدار شما گذشته باشد. اگر دیدار شما تازگی داشته باشد بعید است که از واژه چشم انتظاری استفاده کنید

    *بعد مکان: نکته بعدی فاصله است. در چشم انتظار بودن، بعد مکانی هم نهفته است. هر چه این فاصله بیشتر باشد چشم انتظاری هم معنای محصل تری پیدا می کند.

    *نگرانی: مورد بعدی که در چشم انتظار بودن نمایان می شود نگرانی و اضطراب است. معمولا چشم انتظار بودن با نگرانی و دلواپسی همراه است. به طور مثال اگر کسی که شما وابستگی عاطفی شدید و غلیظی نسبت به او دارید برای تحصیل و یا امکانات و شرایط بهتر و رفاه و آسایش از شما دور شده باشد، درست است که ما دلتنگ دیدار می شویم ولی تصور چشم انتظاری کمی برای این موقعیت دشوار به نظر می رسد.

     

     

     

     

     

     

    نظر خود را اضافه کنید.

    ارسال نظر بعنوان میهمان

    0
    نظر شما به سامانه مدیریت ارسال شده است.
    • هیچ نظری یافت نشد
    کلیه حقوق این وب سایت متعلق به کانون سخنوران می باشد.

    Please publish modules in offcanvas position.