سخنوران


  

     

    aparat

    email

    instagram

    linkdin

     

    tel

    آموزش فن بیان و سخنوری:چگونه سخنرانی جذاب ارائه کنیم؟ قسمت 2

     

     

    این سوال در ذهن بسیاری از شما وجود داشته باشد که ما چگونه می توانیم جذاب و تاثیرگذار سخنرانی کنیم و اساسا چرا در بسیاری از مواقع بسیاری از سخنرانی ها قابل گوش کردن نیست و به جای اینکه ما را جذب کند، بیشتر باعث خستگی ما می شود. 

    به نظرم یکی از کلیدی ترین نکاتی که در این مورد می توان به آن اشاره کرد، نحوه تهیه سخنرانی و چگونگی نگاه شما به این مقوله است.

     

     

     جهت مشاهده قسمت سوم کلیک نمایید>>

     

    ولی اگر سخنوری شما فرم درستی نداشته باشد به طور معمول حتی استفاده از تمامی تکنیک های سخنوری، نه تنها سخن شما را جذاب نمی کند که هیچ بلکه آن را تبدیل به یک فرم نافرم می کند. درست مانند اینکه شما گرانترین و زیباتری و شیک ترین لباس را تن یک آدم بد قواره زشت ژولیده بکنید. بعد می بینید که این لباس به تن این آدم زار می زند. این اتفاق دقیقا برای سخنرانی شما هم می افتد. استفاده صرف از تکنیک های سخنوری اکر شما فرم درستی نداشته باشید به تن شما زار خواهد زد.اما سوال اینجاست که چگونه مطالبی که ما قصد بیان آن را داریم تبدیل به سخنرانی می شود؟ یا این سوال را طور دیگری مطح کنیم؟ چرا مخاطبان شما باید به سخنرانی شما گوش دهند؟ جواب به این سوال می تواند مسایل زیادی را روشن کند. آیا شما دارید در مورد موضوعی صحبت می کنید که آن ها هرگز در مورد آن چیزی نشنیده اند؟ احتمال این مسئله خیلی کم است. عموما سخنرانی های ما در مورد موضوعات عمومی مثل محیط زیست، تعلیم و تربیت، سیاست، حکومت، اقتصاد و یا دین و عرفان و هنر و اخلاق است. تبدیل موضوعات بسیار تخصصی به سخنوری کاری دشوار است. هر قدر هم که موضوع شما تخصصی باشد باید در یک نقطه ای به زیست انسان ها ارتباط پیدا کند و در زندگی آن ها تاثیر داشته باشد تا بتوان آن را تبدیل به سخنرانی کرد. به هر سوی در بسیاری از موارد ما در مورد موضوعاتی به ایراد سخن می پردازیم که مخاطب و یا مخاطبان ما هم موارد بسیاری را در مورد آن شنیده اند و یا خوانده اند و یا آن را زیسته اند و تجربه کرده اند. در این صورت چرا آن ها باید به سخنان شما گوش بدهند؟

    به طور مثال اگر شما در مورد روابط خانواده سالم صحبت می کنید و مخاطبانتان بگویید که عشق و محبت پدر و مادر به هم می تواند باعث آرامش خانواده و آرام و قرار فرزندان شود. شما باید به عنوان یک پدر به خانواده خود اهمیت بدهید و برای همسر و فرزندان خود وقت بگذارید و قدر آن ها را بدانید و یک لحظه را هم برای باهم بودن از دست ندهید، فرزندان شما به حضور شما نیاز دارند و شما باید بین کار و خانواده خود تعادل برقرار کنید. آیا شما واقعا دارید سخنرانی می کنید؟

     اگر شما در مورد محیط زیست صحبت کنید و به مخاطابان خود بگویید که خودروی غیراستاندارد و سوخت نامناسب و کمبود آب و خشک شدن و از بین رفتن بسیاری از درختان و درختچه ها و به دنبال آن بلند شدن ریزگردها و آلوده شدن هوای شهرها و کلان شهرها زندگی مردم را دچار مخاطره کرده است و سلامت مردم را به خطر انداخته است. آیا شما واقعا دارید سخنرانی می کنید؟

    من به عنوان یک مخاطب چرا باید به این حرف ها و صحبت ها که بارها و بارها شنیده ام، گوش دهم؟ به نظر شما آیا واقعا این کلمات روی مخاطبانتان تاثیر می گذارد و آن ها را هدایت و رهبری می کند؟

    به نظر من خیر این ها هنوز فقط جملاتی است که جنبه ارائه اطلاعات دارد و نمی تواند به تنهایی حرف ها و صحبت های شما را به سخنرانی تبدیل کند. گو این که ارائه اطلاعات هم خود یک تکنیک در سخنوری و سخنرانی است، اما در ابتدای صحبت هایم گفتم که صرف استفاده از تکنیک نمی تواند کلام و سخن شما را به سخنرانی تبدیل کند. گو اینکه ارائه اطلاعات متنوع و بمباران اطلاعاتی مخاطب می تواند یکی از راهکارها و تکنیک های سخنرانی تلقی شود که مهارت و تسلط سخنران را به رخ مخاطب می کشد ولی هنوز این کافی نیست که مخاطب خود را در اختیار سخنران قرار دهد و به عبارتی تحت تاثیر کلام و سخن او قرار بگیرد.

    همه تکنیک ها و راهکارهای سخنوری از فن بیان گرفته تا تمرین های صداسازی و بیان موثر و استفاده وسیع و گسترده از دایره واژگان کاربردی، تکنیک های اغاز و پایان سخنرانی و ماهیت و موضوع سخنرانی، قالب های سخنوری و مبانی نظری خطابه و ساختار نطق و نحوه تهیه آن، همه و همه در خدمت ایجاد جذابیت است.

    حال سوال اصلی اینجاست که چه موضوعی برای انسان ها ایجاد جذابیت می کند؟ چه عنصری در سخنرانی می تواند مخاطب و یا مخاطبان را جذب کند؟

    در این زمان به نظرم دانستن نکاتی درباره نحوه کارکرد فیزیولوژیک مغز انسان می تواند راه گشا باشد. برخلاف آنچه که بسیاری از ما می اندیشیم نحوه کارکرد خودکار مغز و نحوه مواجهه آن با جهان بیرون کمی متفاوت تر از مواجهه آگاهانه ما با جهان پیرامون مان است. اصولا بسیاری از تمهیدات و مقدمات فیزیولوژیکی انسان بر اساس بقا بنا شده است. تمامی واکنش های هوش هیجانی یا EQ مبتنی بر همین مورد است. علت اینکه در اکثر موارد و در اکثریت آدم ها واکنش های هیجانی به محرکات بیرونی نسبت به واکنش های تحلیل گرانه عقلانی مقدم است به همین موضوع مربوط می شود. شما این موضوع را می توانید در بسیاری از دوربین های مخفی که با استفاده از این ویژگی مخاطبان شان را می ترسانند و به هیجان وا می دارند مشاهده کنید. به طور مثال اگر شما یک مار غیر سمی بی آزار و بی خطر را به صورت ناگهانی در مقابل هر کسی قرار دهید به صورت ناخوداگاه و بر اساس آژیر قرمزی که در مرکز فرماندهی هیجانات در آمیگدال یا بادامک مغز به صدا در می آید، افزایش ضربان قلب و افزایش ترشح آدرنالین و نورآدرنالین و تمامی تمهیدات هورمونی و آنزیمی و پروتکل های مربوط به راز بقا که برای حالت دفاعی و فرار از موقعیت برای حفظ حیات ضروری است به اجرا در می آید. شما به راحتی می توانید غیبت ملموس کورتکس مغز که در تعقل و تدبر و تامل دارای نقش است را به راحتی احساس کنید. وقتی بحث بقا مطرح می شود هیچ خبری از تحلیل های عقلانی مغز نیست.

    نکته دیگر بحث میزان عکس العمل مغز به یک محرک است. در همین زمان که شما به این ویدئو نگاه می کنید مغز شما بدون اینکه شما متوجه بشوید به هزاران محرکی که در اطراف شماست واکنش نشان می دهد و بسیاری از آن ها را که تشخیص می دهد برای ادامه حیات شما ضروری نیست را به صورت خودکار حذف می کند. به طور مثال شما در حال حاضر اثر لباس خود را روی بدن خود حس نمی کنید و یا صدای روشنایی و یا صدای ساعت و صداهای بسیاری که در محیط اطرافتان وجود دارد را نمی شنوید. علت آن است که مغز شما به صورت خودکار بسیاری از محرک ها را فیلتر می کند.

    سوال مهمتر اینجاست که یک محرک چه ویژگی ها و خصوصیاتی دارد که باعث می شود مغز آن ها را در اطلاعات غیرمهم رده بندی کند و به آن ها اجازه ورود به قسمت آگاهانه مغز را ندهد.

    پاسخ این است:

    *تکراری بودن و یکنواخت بودن: مغز همه صداهایی که در گذر زمان بدون تغییر ارتفاع ادامه دارند را جزء اطلاعات غیرمهم طبقه بندی می کند. صدای مهتابی یا لامپ، صدای تیک تاک ساعت و بسیاری از صداهای دیگر که یکنواخت هستند و یا سنگینی و اثر لباس روی بدن را حذف می کند.

    از این موضوع میتوان نکته ای را دریافت و آن نکته این است که بدیع بودن و جدید بودن یک محرک می تواند باعث جذابیت شود. وقتی شما هر مکان یا شی یا هر چیز دیگر را برای اولین بار ببینید برای شما جذاب است. اگر به کودکان با دقت بنگرید می توانید این موضوع را با تمام وجود لمس کنید. نوزاد در ماحل اولیه حتی با دست و پا و اندام های خودش ساعت ها بازی می کند. او برای اولین بار با بدن خودش روبرو می شود و برایش جاذبه دارد. آن ها را لمس می کند، زبان می زند و می بوید. ولی بعد از مدتی این تجربه کهنه می شود و جاذبه آن هم از بین می رود. کم کم که بزرگتر می شود همه وسایل و همه محرک های اطراف  برایش جاذب و جذاب هستند. شما تجربه سفر دارید. همیشه وقتی برای بار اول به سفری می روید و از شهر یا کشوری بازدید می کنید برای شما جذابیت فوق العاده ای دارد. جذابیتی که شما برای بار دوم نمی توانید آن را تجربه کنید.

    *حرکت: از نظر مغز خودکار انسان عدم تحرک و ثابت بودن به معنای بی خطر بودن برای حیات انسان تعبیر و تفسیر می شود. به همین خاطر به سخنرانان توصیه می شود که با زبان بدن مناسب و استفاده از حرکات دست و میمیک صورت و همچنین حفظ ارتباط چشمی اهمیت جایگاه خود را حفظ کنند.

    *تک بودن و منحصر به فرد بودن: همیشه انسان ها به صورت روانی به دنبال انحصار هستند. هر چیزی که متعلق به خودشان باشد و فرد دیگری نتواند به آن دسترسی پیدا کند. اهمیت صنایع دستی نیز از این همین باب است. اینکه آن کالایی که توسط صنعتگر و هنرمند تولید می شود منحصر به فرد است و حتی اگر هزار بار دیگر آن کالا را بسازد و یا اثر هنری مشابه را خلق کند این دو اثر دقیقا شبیه هم نمی شود و اهمیت و قدر و قیمت آن هم به همین دلیل است.

    حالا برگردیم به موضوع سخنرانی و این سوال که ما چگونه باید حرف بزنیم تا ایجاد جذابیت کنیم و به عبارت دیگر کلام و سخن ما چگونه می تواند به سخنرانی بدل شود؟ ما چگونه باید در مورد یک موضوع صحبت کنیم که هم بدیع و جدید باشد و هم منحصر به فرد باشد؟

    پاسخ این سوال خود شما هستید! شاید تعجب کنید.ولی آنچه که در این میان منحصر به فرد است موضوع سخنرانی نیست بلکه خود شما هستید که هم از نظر فیزیولوژکی و هم از نظر ژنتیکی و هم از نظر فکر و اندیشه کاملا منحصر به فرد هستید و در این جهان نه در گذشته و نه در حال و نه در آینده نظیر نداشته و ندارید و نخواهید داشت. پس کافیست کلام و سخن و موضوع سخنرانی از فیلتر اندیشه و تجربه و زیست شما رد شود. حالا می توان ادعا کرد که کلمات و جملات شما و حرف ها و سخنان شما تبدیل به سخنرانی شده است و این نکته ای است که بسیاری از سخنرانان از آن غافلند.

    در طول سال های متمادی آموزش سخنرانی و تمرین های کارگاهی با دانشجویان و هنرجویان، متوجه نکته ظریفی در روند آماده سازی سخنرانی آن ها شدم و آن این بود که وقتی موضوعی به عنوان تمرین سخنرانی به آن ها داده می شد  با توجه به اینکه ان ها آموزش تکنیک های سخنرانی را دیده بودند. تکنیک های آغاز سخنرانی را می دانستند، ساختارهای نطق را می شناختند، قالب های سخنرانی را بلد بودند، به نقشه راه سخنوری هم تسلط کافی داشتند، ولی در اغلب موارد روندی که برای آماده سازی سخنرانی اتفاق می افتاد به این شکل بود.

    آن ها معمولا در ابتدا سراغ اینترنت می رفتند. ویکی پدیا را مطالعه می کردند. به چند سایت مرتبط سر می زدند. چند مقاله را انتخاب می کردند و اگر وقت بیشتری در اختیار داشتند ممکن بود کتابی هم در این زمینه انتخاب کنند و آن را بخوانند. در قدم بعدی این اطلاعات را که از طریق اینترنت و کتاب جمع آوری کرده بودند را با توجه به یکی از ساختارهای نطق  مرتب می کردند و به آن یک آغاز و پایان هم اضافه می کردند. حالا سخنرانی آماده ارائه بود.

    اعتراف می کنم در برخی از موارد وجود آمار و اطلاعات حیرت انگیز و چینش مرتب اطلاعات و یک آغاز و پایان خوب و تاثیرگذار، باعث ایجاد جذابیت می شد. باعث می شد که حرف ها و سخنان آن ها را دنبال کنید. ولی زمانی که من می خواستم سخنرانی را نقد کنم و نظرم را در مورد فرم و محتوای سخنرانی بدم، یک موضوع توجه من رو کم کم به خودش جلب کرد. و آن این بود که این سخنرانی ها با آنکه از نظر تکنیکی درست بود و در مواردی تر و تمیز و جذاب هم به نظر می رسید، ولی انگار ساختگی و مصنوعی بود. سخنرانی آن ها روح نداشت. بررسی موارد بیشماری از این نوع سخنرانی من را به این نتیجه رساند که دلایل مصنوعی و ساختگی بودن آن سخنرانی ها این بود که محتوای سخنرانی از فیلتر اندیشه و تجربه و زیست خود سخنران رد نشده بود. به همین خاطر بود که بین سخن و سخنران فاصله بود. گو اینکه انگار این سخنان به این سخنران تعلق ندارد. حتی با اینکه برخی از آن ها از زبان بدن خوبی برخوردار بودند و تمامی تکنیک های زبان بدن را رعایت می کردند، ولی کاملا شما می توانستید بفهمید که این زبان بدن و این حرکات و این نگاه ها و ارتباطات چشمی سوار این سخنان نیست.

    اجازه بدید حسم را واضحتر بگم.

    به نظر من مخاطبان، مهمانان سخنران هستند و به مهمانی کلام و سخن او آمده اند. شما فرض کنید تعدادی از دوستانتان را به خانه خود مهمان کرده اید. ولی آن ها را در اتاق انتظار و یا حیاط خانه نگه داشته اید و آن ها را به داخل راه نمی دهید. مهمانان هم در حیاط خانه این پا و آن پا می کنند و منتظر هستند که وارد خانه شما بشوند. شما هم گاه گاهی در ورودی را نیمه باز می کنید و از همان جا سینی میوه و شربت تعارف می کنید و مجددا در را بسته و به داخل خانه بر می گردید. در آخر هم از طریق همان در نیمه باز بدون آنکه به میان آنها آمده باشید و با آن ها سلام و احوالپرسی و خوش و بشی کرده باشید با آن ها خداحافظی می کنید و مهمانی تمام می شود. مهمانان هم گیج و سردرگم حیاط خانه را ترک می کنند.

    این دقیقا همان حسی است که من هنگام شنیدن بسیاری از سخنرانی ها دارم. سخنران برای شما حرف می زند ولی با شما حرف نمی زند. سخنران برای شما سخنرانی می کند بدون اینکه شما به دنیای سخنران راه پیدا کنید. اتفاقا تنها دلیلی که من مخاطب به سخنان سخنرانان و سخنوران گوش می دهم این است که  زاویه دید و منظرگاه و نظرگاه آنان را در مورد موضوع سخنرانی بدانم. اگر مطلبی در اینترنت وجود دارد و یا در کتابی آمده است، می توان ادرس و لینک مطلب را در اینترنت و یا مشخصات کتاب را به مخاطب اعلام کرد تا خودش برود و آن ها را مطالعه کند. اساسا بسیاری از سخنرانی ها را می شود به نظر من پرینت گرفت. این جمله ای است که من در مورد این سخنرانی ها به کار می برم. به این معنی که خوب کافی است مقاله را پرینت بگیرید و به مخاطبان بدهید. دیگر چه نیازی است به سخنرانی کردن. اگر سخنان شما صرفا به ارائه اطلاعات و دسته بندی ها و تعاریف اصطلاحات و شماره بندی آنچه در یک کتاب و مقاله آمده است محدود شود، آیا به نظر شما این شرایط دقیقا مشابه همان مهمانی نیست که شما در پشت در نگه داشته شده اید. ولی ما به عنوان مخاطب حق داریم که وارد خانه اندیشه و تجربیات زیستی سخنور و سخنران بشویم و سخنور هم باید با عبور این اطلاعات از فیلتر اندیشه و تجربیات زیستی خودش ما را به درون خانه خود دعوت کند و با ما دور یک میز بنشیند و از ما پذیرایی کند.

    اما این اتفاق چگونه می افتد؟

    تا مادامی که به همین روش عمل کنید نتیجه اش هم کاملا مشخص است. شما باید روش تهیه سخنرانی خود را تغییر دهید. اگر مطابق روشی که به شما اموزش می دهم عمل کنید به راحتی می توانید تاثیر نتایج آن را هم در مخاطبان خود مشاهده کنید.

    به طور مثال می خواهیم در مورد تعلیم و تربیت سخنرانی کنیم. شما باید در ابتدا به جای مراجعه به کتاب و مقاله و اینترنت، به خود و تجربیات زیستی خود مراجعه کنید. خود شما یک منبع غنی از اطلاعات و تجربه های زیستی هستید. شروع کنید خودتان را مرور کردن. تجربه های تلخ و شیرینی که در مورد تعلیم و تربیت داشتید.

    الگوی تربیتی شما کیست؟ چه ویژگی های شخصیتی و رفتاری باعث شده است که شما او را به عنوان الگوی تربیتی خود قرار دهید؟ کدام یک از رفتارهای پدر یا مادر یا معلمان و مدیران شما را تحت تاثیر قرار داده است؟ کدام یک از رفتار آنان روی شما تاثیر بدی گذاشته است؟ از کدام یک از رفتار پدر و مادر معلمان و مدیران خود متنفر بودید؟ در کدام موقعیت های تربیتی تحقیر شدید؟ کدام موارد بوده است که شما تنبیه شدید ولی با گذشت زمان احساس کردید که آن تنبیه توانسته است اثرات مثبت تربیتی روی شما داشته باشد؟ چه لحظه هایی بوده است که شما تشویق شدید ولی مرور زمان نشان داده است که آن تشویق ها و حمایت ها کار درستی نبوده است؟ ...

    هر قدر که فکر کنید متوجه می شوید که این سوال ها می تواند ادامه داشته باشد. پاسخ به این سوال ها شما را با اقیانوسی از اطلاعات و تجربیات ناب دست اول و منحصر به فرد مواجه می کند که می تواند دستمایه سخنرانی شما قرار بگیرد. سخنرانی را شاید واقعا بتوان بلند بلند فکر کردن سخنران دانست.

    بعد از این مرحله است که شما اجازه دارید به منابع دیگر مانند مقاله و کتاب و اینترنت  و مشاور و متخصص رجوع کنید. ولی فراموش نکنید که همه آنچه که از این مرحله به سخنرانی شما اضافه می شود باید سوار تجربیات زیستی سخنران شود. حالا اطلاعات می تواند به نحوه پرداخت موضوع و چگونگی پردازش محتوا به شما کمک کند. حالا سخنرانی شما منحصر به فرد است چون بر چایه تحربیات زیستی شما شکل گرفته است و چون خود شما در این عالم یگانه و منحصر به فرد هستید، بالطبع سخنرانی و سخنرانی شما هم جاذب و جذاب می شود.

     

     

     

     

    نظر خود را اضافه کنید.

    ارسال نظر بعنوان میهمان

    0
    نظر شما به سامانه مدیریت ارسال شده است.

    کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

    • سخنوران
    • بهار
    • بهار

      لینک

      زمان سخنرانی از این ترس دارم که سئوالی ازم ببرسن
      باید اطلاعاتمو افزایش بدم یا به علت اضطراب؟

      0 پاسخ
    • سخنوران

      لینک

      خانم بهار عزیز
      در سخنرانی پرسش و پاسخ وجود ندارد. زمانی در سخنرانی این اتفاق می افتد که شما اصول و تکنیک های سخنرانی را رعایت نکنید. سخنرانی یک رابطه یک طرفه است و فقط سخنران است به ایراد سخن می پردازد. البته تسلط به محتوای آن چه که می گویید به شدت در کاهش اضطراب و استرس شما موثر است. هر قدر شما در موضوع مورد نظر دانش و تجربه بیشتری داشته باشید، احساس قدرت و اعتمادبه نفس بیشتری خواهید کرد. اما اگر دانش و تجربه شما کم باشد، نگرانی و اضطراب و استرس شما افزایش می باید.

      0 پاسخ

    Please publish modules in offcanvas position.