سخنوران

 



    


 ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
telegram youtube linkdin instagram facebook aparat  

 

آموزش فن بیان: لحن - قسمت اول (دکتر زند)

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی 

 

همه تکنیک هایی که در فن بیان استفاده می شود جهت تصویرسازی کلام برای مخاطب است. اگر شما نتوانید با کلمات و جملات سخنرانی خود، برای مخاطبان تصویر بسازید، به شدت از تاثیرگذاری کلام شما کاسته خواهد شد. بسیاری از متخصصان فن بیان اعتقاد دارند که مهمترین موضوع فن بیان، لحن است. لحن احساس گوینده سخن است که بر کلامش ساری و جاری است.

 

 

 

 بسیاری از متخصصان عرصه فن بیان اعتقاد دارند که لحن معادل فن بیان است، گو اینکه من مخالف تعریف لحن به این شکل هستم، هرچند که اعتقاد دارم که درست است که لحن معادل فن بیان نیست ولی مهمترین قسمت فن بیان است. به عبارت دیگر اگر کسی بتواند به یک لحن درست و دقیق و صحیح دست پیدا کند به این معنا است که قابلیت پیاده سازی بسیاری از تکنیک های فن بیان را در سخنرانی و سخنوری خود دارد.

در تعریف لحن احساس گوینده سخن است است که بر کلامش ساری و جاری است. اما قبل از آنکه به این تعریف و مختصات آن بپردازیم لازم است کمی به عقب برگردیم و در مورد نحوه ارتباط انسانی کمی کند و کاو کنیم. همه خردمندان عرصه ارتباطات متفق القول هستند که کلام مهمترین ابزار ارتباط انسان هاست. سوال مهم این جاست که چه کلامی برای ما انسان ها معنادار است؟ به بیان دیگر آیا هر آنچه که به صورت کلمه گفته شود برای ما قابل فهم و درک است؟

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

پاسخ این است که ما فقط کلماتی را درک می کنیم و معنای جملاتی را می فهمیم که نسبت به آن در جهان پیرامونی یک تصویر منطقی داشته باشیم. در غیر اینصورت از درک معنا عاجز هستیم. به عنوان مثال گزاره "ساحل دریا زیباست" را در نظر بگیرید. اگر کسی تا لحظه ای که این گزاره را می شنود دریا را ندیده باشد و تصویر دریا و ساحل را در ذهن نداشته باشد، هرگز نمی تواند معنای این گزاره را بفهمد.

بنابراین وقتی شما نسبت به یک گزاره در جهان پیرامون یک تصویر منطقی ندارید، از درک معنای آن عاجز هستید و نسبت به آن پدیده حسی هم ندارید. حس در واقع تفسیر شما از تصویر منطقی جهان پیرامونی نسبت به گزاره یا موضوع سخن و کلام است. پس تصویر است که به شما این قابلیت را می دهد که حس داشته باشید.

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

با توجه به مطالب فوق اگر کسی در سخنرانی خود نتواند با کلام و گفتار خود، تصویر شفافی را برای مخاطب خود بسازد، ارتباط خود را با مخاطب از دست می دهد. لحن در واقع یک مبدل تصویر است که تصویر منطقی سخنران را به تصویر منطقی مخاطب تبدیل می کند. هر قدر این تبدیل دقیق تر و صحیح تر صورت گیرد، سخنران لحن حرفه ای تری دارد.

به عنوان مثال فرض کنید که یک فیلم را که روی VHS ضبط شده است را می خواهیم روی CD ضبط کنیم. شما برای این کار به یک دستگاه مبدل نیاز دارید که این قابلیت را داشته باشد و بتواند عینا همان فیلم را دقیق و کامل منتقل کند. در این مثال VHS حکم سخنران، CD حکم مخاطب و دستگاه مبدل همان لحن است.

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

مهمترین ابزار لحن برای انتقال تصویر، صدا است. وقتی شما یک شعر، متن و یا دیالوگی را می خوانید و یا در مورد موضوعی سخنرانی می کنید، باید از طریق صدا بتوانید تصاویر موجود در شعر و متن و سخنرانی را به مخاطب منتقل کنید. این انتقال از طریق ویژگی های صدا مانند اندازه صدا، قدرت صدا، حجم صدا، عمق صدا، فراز و فرود صدا و همچنین از طریق سایر تکنیک های فن بیان مانند مکث ها، اکسان ها، تکیه کلام ها و تکیه هجاها منتقل می شود.

تعریف یک خاطره فقط در صورتی امکان پذیر است که شما یا در آن خاطره حضور فیزیکی داشته باشید و یا نسبت به آن تصویر ذهنی داشته باشید. به عبارت ساده تر شما باید اول خاطره را ببینید و سپس از روی تصاویر آن را برای دیگران تعریف کنید. این موضوع در خواندن شعر، متن، دیالوگ و یا سخنرانی هم مصداق دارد. اگر شعری باید برای مخاطب خوانده شود، شما باید شعر را ببینید تا بتوانید از روی تصاویر آن را برای مخاطب تعریف کنید.

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

زمانی یک سخنرانی روی مخاطبان تاثیر می گذارد که سخنران، سخنرانی خود را ببیند و آن را بیان کند. تکرار یک سری کلمات و جمله ها باعث ایجاد ارتباط بین سخنران و مخاطب نمی شود. سخنران باید بتواند تصویری که خود نسبت به موضوع سخنرانی دارد را از طریق کلمه و صدا و تکنیک های فن بیان به مخاطب منتقل کند. اگر در وهله اول شما تصویری از آنچه می خواهید بیان کنید نداشته باشید، در همین نقطه از نظر محتوایی کلام تان عقیم است و نمی تواند ذهن مخاطب را بارور کند. اگر تصویر داشته باشید و لحن درستی نداشته باشید، این بار از نظر محتوایی ایرادی نیست، ولی از نظر فرمی انتقال تصویر صورت نمی گیرد.

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

در فلسفه زبانی قرن بیستم هم که با فرگه آغاز شد و با راسل ادامه پیدا کرد و با ویتگنشتاین بزرگ به تکامل رسید، همین بحث وجود دارد. ویتگنشتاین مطرح می کند که انسان ها اساسا گزاره ای را معنادار می دانند که نسبت به آن در جهان پیرامونی یک تصویر منطقی را داشته باشند. البته ویتگنشتاین همچون سلف خود فرگه، کلمه را معنادار نمی داند و معتقد است که معنا مربوط به گزاره است. از نظر ویتگنشتاین کلمه فاقد معناست و فقط واجد دال یا نشانه در جهان پیرامون است. برای آشنایی بیشتر با این موضوع سخن آموزان عزیز می توانند که رساله منطقی فلسفی ویتگنشتاین مراجعه کنند.

به این موضوع اشاره کردم تا دانش پژوهان بدانند که ما در فن بیان دقیقا به دنبال چه می گردیم. همه هدف و مقصود ما از فن بیان، ساخت تصویر شفاف و واضح برای مخاطب است که توسط دستگاه مبدلی به نام لحن با ابزار صدا و تکنیک های فن بیان از سخنران به مخاطب منتقل می شود.

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

در قسمت قبل لحن را تعریف کردیم به این مضمون که لحن در واقع یک دستگاه مبدل است که در این دستگاه تصویر گوینده سخن به تصویر مخاطب تبدیل می شود. هرقدر این دو تصویر مشابهت های بیشتری داشته باشند، لحن صحیح تر و درست تر است و به اصطلاح دستگاه مبدل دارد کار خود را بهتر انجام می دهد.

اولین موضوع این است که شما به عنوان سخنران و سخنور و گوینده سخن نسبت به آنچه می گویید دارای تصویر باشید. در واقع در هنگام سخنرانی شما شرح تصاویر ذهنی خود را برای مخاطبان بیان می کنید. هر قدر این تصاویر کیفیت بیشتری داشته باشد و از شفافیت و وضوح بیشتری برخوردار باشد، لحن شما قدرتمندتر است.

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

در این قسمت قصد داریم یک تمرین کارگاهی در مورد ساخت تصاویر انجام دهیم و بررسی کنیم که وقتی می خواهیم یک متن یا شعر را یا موضوع سخنرانی را ارائه کنیم چگونه تصاویر و سکانس های لازم را بسازیم تا بتوانیم از روی آن لحن درست را انتخاب کنیم و حس مناسب را به مخاطب منتقل کنیم.

قبل از شروع تمرین لازم است نکته ای را توضیح دهم. بهترین و اثرگذارترین تمرین لحن، خواندن شعرهای نو است. این که چرا اصرار دارم که حتما شعر نو انتخاب کنید و از انتخاب شعرهای با قالب کهن مثل غزل و قصیده و مثنوی و رباعی پرهیز کنید به چند دلیل است. اول اینکه در قالب های کهن ریتم و موسیقی شعر غالب است و این موضوع باعث می شود کسانی که در ابتدا می خواهند تمرین لحن انجام دهند اسیر وزن و موسیقی شعر شوند و لحن را از دست بدهند. شعر نو بسیار به نثر نزدیک است و به قول نیما طعنه به طعنه نثر می زند و با زبان گفتاری امروز ما شبیه تر است. این یک دلیل و دلیل دیگر نحوه سرودن شعر در گذشته و نقش مخاطب و شاعر است.

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

در شعر کهن شاعر مقصد و مقصود خود را در قالب تصاویر بیان می کند. به عبارت دیگر شاعر دوران گذشته مفهومی را که در ذهن دارد که در بسیاری از موارد این مفاهیم را که با موضوعات نصیحت و پند و اندرز و همچنین موضوعات عرفانی و اخلاقی و حکمت است را در قالب تصویر ریخته و توسط کلام آن را به صورت شعر به مخاطب ارائه می کنند. نقش مخاطب بیشتر مربوط می شود به کشف و استخراج مفاهیمی که شاعر تصاویر شعری را بر مبنای آن ساخته است. اما در شعر نو این رویه تغییر کرده است. شاعر شعر نو فقط یک تصویر را برای شما با کلام بیان می کند. در واقع این اشعار همانند یک قاب عکس هستند و این مخاطب است که با نگاه به این قاب عکس مفاهیم خود را بر آن سوار می کند. دیگر خبری از پند و اندرز و حکمت و عرفان و اخلاق نیست. بلکه یک لحظه است. یک تصویر است که مخاطب را می تواند با خود به دنیای شعر ببرد. فکر می کنم با توجه به تعریفی که از لحن به عنوان یک مبدل تصویر ارائه دادم کاملا برای شما مشخص شده باشد که چرا شعر نو را بهترین و اثرگذارترین تمرین برای لحن می دانیم.

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

 برای این تمرین کارگاهی شعر "تو را چشم در راهم" نیما یوشیج را انتخاب کردم از این باب که اولا بسیاری از شما این شعر را شنیده اید و با آن آشنا هستید و ثانیا شعر کوتاهی است و آموزش آن در این مقال می گنجد. توصیه من این است که قبل از اینکه این تمرین را انجام دهیم یکبار شعر را بخوانید و تصاویر خود را نسبت آن مرور کنید و دقیق تامل کنید که چه حسی را از این شعر دریافت کرده اید و حالا می خواهید این حس را به مخاطب منتقل کنید. بعد از آن مجددا این ویدئو را نگاه کنید تا بعد از انجام این تمرین تغییراتی که در تصاویر شما به وجود می آید را درک کنید و بعد از تمرین مجددا به سراغ شعر بروید و حالا سعی کنید لحن لازم برای خوانش این شعر را تمرین کنید.

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

اول یکبار شعر را روخوانی کنیم و بعد تصاویر شعر را بررسی کنیم تا ببینیم لحن مناسب برای خوانش آن کدام است. باز هم تاکید می کنم به دلیل ویژگی قاب عکس بودن شعر نو، برداشت و تفسیر شعر کاملا وابسته به مخاطب است و این دنیای اندیشه شماست که به این قاب عکس معنی و مفهوم می بخشد. بنابراین مهم نیست که برداشت شما و تصاویری که محصول تجربه و اندیشه شماست با من متفاوت باشد، فقط این مهم است که شما تصویر روشن و شفاف از این شعر داشته باشید تا بتوانید لحن مناسب با تصویر خود را برای انتقال به مخاطب انتخاب کنید. قصد من در این تمرین روش بررسی شعر، متن و یا موضوع سخنرانی است برای انتخاب لحن مناسب

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

ترا من چشم در راهم

ترا من چشم در راهم، شباهنگام
که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگِ سیاهی،
وزآن دلخستگانت راست اندوهی فراهم،
ترا من چشم در راهم.

شباهنگام، درآندم که برجا درّه ها چون مرده ماران خفتگانند،
درآن نوبت، که بندد دست نیلوفر، به پای سرو کوهی دام،
گرَم یاد آوری یا نه، من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم.

 

  جهت مشاهده دکلمه شعر تو را من چشم در راهم کلیک نمایید>>

 

خط اول شعر با این جمله شروع می شود: ترا من چشم در راهم

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

حالا می خواهیم کمی در مورد چشم در راه بودن فکر کنیم. با شنیدن این جمله چه تصاویری در ذهنتان روشن می شود:

*زمانی شما چشم انتظار کسی هستید که وابستگی عاطفی شما به او زیاد باشد. به عبارتی شما هیچ وقت در مورد همه کسانی که دوستشان دارید، چشم انتظاری ندارید.

*بعد زمان: اولین مسئله ای که به ذهن متبادر می شود بعد زمان است. کاملا بدیهی است که شما زمانی چشم انتظار کسی هستید که زمان زیادی از دیدار شما گذشته باشد. اگر دیدار شما تازگی داشته باشد بعید است که از واژه چشم انتظاری استفاده کنید

*بعد مکان: نکته بعدی فاصله است. در چشم انتظار بودن، بعد مکانی هم نهفته است. هر چه این فاصله بیشتر باشد چشم انتظاری هم معنای محصل تری پیدا می کند.

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

*نگرانی: مورد بعدی که در چشم انتظار بودن نمایان می شود نگرانی و اضطراب است. معمولا چشم انتظار بودن با نگرانی و دلواپسی همراه است. به طور مثال اگر کسی که شما وابستگی عاطفی شدید و غلیظی نسبت به او دارید برای تحصیل و یا امکانات و شرایط بهتر و رفاه و آسایش از شما دور شده باشد، درست است که ما دلتنگ دیدار می شویم ولی تصور چشم انتظاری کمی برای این موقعیت دشوار به نظر می رسد.

به خط بعدی شعر برویم: ترا من چشم در راهم، شباهنگام

 آنچه که در این مصرع جلب توجه می کند واژه شباهنگام است. به این معنی که این چشم انتظاری در شب دارد اتفاق می افتد. خوب سوالی که در ذهن ایجاد می شود اینست که چرا هنگام شب؟ چرا روز نه؟ در این جاست که تمامی تضادها و پارادوکس های شب و روز برای شما نمایان می شود.

*تاریکی: اولین ویژگی شب که تصویرش برای شما نمودار می شود تاریکی و ظلمات است و سایر تصاویری که برای شما روشن می شود به همین ویژگی شب بر می گردد.

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

*ترس: تاریکی همیشه همراه با ترس و دلهره است. شما اگر خاطرات کودکی را هم مرور کنید تاریکی اولین مسئله ای است که باعث ترس و دلهره و اضطراب در انسان می شود.

*عدم شناخت: اگر بخواهم کمی بیشتر در مورد ترس در تاریکی فکر کنیم به این نکته هم میتوان توجه کرد که علت اصلی ترس در تاریکی عدم شناخت و ندیدن مسیر و راه است. چون به محض اینکه چراغ ها روشن شود و شما بتوانید مسیر خود را ببینید ترس شما هم از بین می رود.

*پنهان کاری: تصویر دیگری که برای شما می تواند نمایان شود پنهان کاری است. معمولا شبانه کاری را انجام دادن این تصویر را در ذهن ایجاد می کند که حتما نمی توان در روز این ملاقات را انجام داد. چون در روز همه چیز عیان است و آشکار و شما در معرض دید عموم قرار دارید در صورتی که در شب همه چیز تاریک است و پنهان و شما به راحتی می توانید از تاریکی شب برای پنهان شدن و دیده نشدن استفاده نکنید

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

*یک بار در یکی از جلسات کارگاهی که در این مورد با هنرجویان سوال و پرسش می کردیم، یکی از دانشجویان گفت که درست است که شب تاریک است و با ترس و دلهره و پنهان کاری همراه است اما من تصویری از آرامش و آرام و قرار هم در شب دارم. که البته تصویر درستی است. حداقل ما شرقی ها بارها در قصه ها و روایت ها و حکایت ها، در مورد شب زنده داری و خلوت و راز و نیاز  پیامبران و امامان و عارفان و بزرگان شریعت و طریقت و حقیقت با معبود و معشوق خود را شنیده ایم. ولی به اعتقاد من با توجه به مصرع قبلی و چشم انتظار بودن شاعر بسیار بعید است که بتوان این تصویر را در این مورد استفاده کرد. البته شاید هم بشود ولی اکر شما بخواهید از این تصویر استفاده کنید باید بتوانید سناریویی را که آماده می کنید متناسب با مجموع تصاویری باشد که شما در اختیار دارید. حداقل در مصرع های بعدی این مورد کاملا واضح می شود که این تصویر را به سختی می توان در سکانس سینمایی این شعر جای داد.

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

سراغ مصرع بعدی شعر برویم:

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگِ سیاهی

*مهمترین تصویر این مصرع سایه های سیاه شاخه های درخت در دل تاریکی شب است. به نظر می رسد این ملاقات در مکانی نامعلوم در سایه درختان دارد انجام می شود. به راحتی می توانید روشنی ناشی از نور ماه و سیاهی سایه شاخ برگ درختان را در شب تصور کنید و خود این تصویر ترس و پنهان کاری را بیشتر برجسته می کند تا آرامش را.

اما مصرع بعدی شعر با این مضمون که:

وزآن دلخستگانت راست اندوهی فراهم

*واژه دلخستگانت بیشتر بار معنایی را در این مصرع به دوش می کشد. شاعر می توانست از کلمات دیگری برای توصیف کسانی که چشم انتظار هستند نیز استفاده کند ولی شاید هیچ واژه ای مثل دلخستگان با تصاویر شعری تناسب ندارد. تصاویر ویژه ای در این مصراع وجود دارد. کسانی که چشم انتظار هستند، دل خسته هم هستند. دلخستگی، ترس و دوست داشتن و نگران بودن، همه را در خود دارد. دلخستگی ای که انگار دیگر هیچ کاری از دست کسی برنمی آید. انگار پایان این مسیر سراسر غم و اندوه است. شاید هم همه منتظر غم بزرگتری هستند. غم از دست دادن، غم ندیدن، غم نبودن

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

در دو مصرع بعدی شما با دو تصویر متضاد مواجه می شوید. تصویر مصرع اول کاملا با محتوای قبل از خودش هماهنگ است

شباهنگام، درآندم که برجا درّه ها چون مرده ماران خفتگانند،
دو واژه که در این مصرع خودنمایی می کند

*دره: نام دره با سراشیبی و سقوط همراه و عجین است. شروع دره لبه پرتگاه است. باز همان تصویر وحشت، دلهره و اضطراب نمایان است

*مارهای مرده: این سکانس ترس و حشت با مارهای مرده تکمیل می شود. مار خود یادآور نیش و گزندگی و سم و ... است. آمدن واژه مرده و خفتگان، گورستان و قبرستان را هم در ذهن تداعی می کند که خود بر ترس و وحشت این تصویر می افزاید. اگر در نواحی کوهستانی سفر کرده باشید و دره ها را در زیر نور ماه بنگرید. شیارهای دره زیر نور ماه شبیه مارهای مرده ای است که انگار در دیواره های دره خوابیده اند. تصویری پر از وحشت و دلهره و اضطراب

  و اما مصرع بعد:

درآن نوبت، که بندد دست نیلوفر، به پای سرو کوهی دام،

*تا اینجای شعر این تنها مصرعی است که تصویر متفاوتی نسبت به محتوای قبلی شعر دارد.

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

حتی بدون دانش ادبیاتی و مفاهیم تاریخی مرتبط با این مصرع، به راحتی می توان تشخیص داد که تصویر این مصرع با سایر ابیات متفاوت است. نیلوفر و سرو کوهی که یکی گلی زیبا و دیگری نماد همیشه سبز است نشان از لطافت و خوشی و جشن و مهربانی دارد. گو اینکه نیلوفر گل مرداب است و شاید بتوان با این تصویر حتی خوشی و خوشحالی شاعر را هم در اختفای مرداب غم و اندوه و وحشت غرق شدن به فراموشی سپرد ولی به هر حال تصویر این مصرع با مصراع قبلی کاملا متضاد است.

با توجه به مصرع های بعد کمی تضاد این دو تصویر برای ما روشن می شود. هنگامی که شاعر خطاب به محبوبش می گوید گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم. به نظر می رسد تصویر دو مصرع قبل هم با این جملات متناسب باشد به این مضمون که هم در شرایط سخت و دلهره آور و هم در هنگام شادی و خوشحالی، شاعر به یاد عزیزش هست چه او به فکر شاعر باشد و چه نباشد.
گمان کنم الان وقت آن رسیده است که مجددا شعر را بخوانید و به تصویرهایی که در ذهن دارید فکر کنید. خود را در چنین شرایطی تصور کنید. قبول دارم لحن دشواری است. ترکیبی از عشق و عاطفه و دوست داشتن همراه با ترس و دلهره و چشم انتظاری و نگران از سرنوشتی نامعلوم، عناصر تشکیل دهنده لحن این شعر است.

 

آموزش فن بیان: لحن در سخنرانی

 

باز هم این نکته را یادآور می شوم که این تصاویر، این برداشت ها و تفاسیر، محصول تفکرات و اندیشه ها و تجربه های زیستی من است. ممکن است شما تجربه های زیستی متفاوت و اندیشه و تفکر دیگری نسبت به شعر داشته باشید که البته هیچ ایرادی ندارد و وجود این مسئله تعدد لحن خوانش شعر را می تواند با تعداد انسان های روی کره زمین برابر کند. فقط مهم این است که لحن شما مبتنی بر تصاویری باشد که از اندیشه و تجربه زیستی شما نشات می گیرد و بتوانید این مجموعه تصاویر را با یک سناریو به هم وصل کنید و در نهایت بتوانید یک فیلم سینمایی از این سناریو بسازید. حالا شما دیگر قادر هستید که با لحن درست، شعر را برای مخاطب بخوانید.

 

  جهت مشاهده قسمت دوم آموزش لحن کلیک نمایید>> 

 

دوره های اموزشی سخنوران

Please publish modules in offcanvas position.