سخنوران


  

     

    aparat

    email

    instagram

    linkdin

     

    tel

    چگونه سخنرانی را شروع کنیم؟

     

    همیشه مشکل بسیاری از تازه کاران و مبتدیان در سخنوری شروع یا آغاز سخنرانی است. نه تنها مبتدیان که بسیاری از حرفه ای ها هم در شروع سخنرانی دچار مسئله و مشکل می شوند. اهمیت شروع یا آغاز فقط مربوط به سخنوری و سخنرانی نیست، بلکه در هر موضوع یا پدیده ای شروع و آغاز آن مهمترین و تعیین کننده ترین قسمت است.

     

     

    همه ما این تجربه داشته ایم که وقتی به تماشای فیلمی می نشینیم، سکانس افتتاحیه یا به قول غربی ها opening آن باید آنقدر شارپ و شفاف و مشخص باشد که من و شما را درگیر خودش کند. بدین معنی که با سکانس افتتاحیه ما درگیر قهرمان و یا حداقل موضوع فیلم شویم. در واقع این سکانس آغازین فیلم است که ما را موظف به دیدن فیلم می کند. در مورد موسیقی هم وضع به همین منوال است. شروع یک موسیقی برای ما مهم است و باعث می شود که ما جذب آن شویم و موسیقی را تا انتها دنبال کنیم.

    مسئله آغاز در سخنرانی اهمیتش به آن سبب است که شما باید در آغاز سخنرانی بتوانید به مخاطب بفهمانید که این موضوع برای تو بسیار مهم است و علاوه بر مهم بودن جذاب نیز هست. یعنی من مخاطب باید درگیر موضوع سخنرانی بشوم و موضوع سخنرانی تبدیل به دغدغه و مسئله ذهنی ام شود و همچنین باید احساس جذابیت هم بکنم. دوما در آغاز سخنرانی من سخنور باید بتوانم خودم را اثبات کنم. یعنی به او بفهمانم من سخنران و سخنور قدرتمندی هستم و می توانم یک سخنرانی درخور، متین و وزین و درجه یک را ارائه کنم. بنابراین اگر من سخنرانی را با یک شروع ساده و بدون هیچ گونه تفنن و البته جذابیت آغاز کنم، قطعا مخاطب را از دست خواهم داد یعنی مهمترین قسمت سخنرانی را از دست می دهم. من همیشه می گویم سخنران و سخنور حرفه ای با تیری  که در شروع سخنرانی رها می کند، ذهن مخاطب را هدف نمی کیرد بلکه قلب مخاطب را مورد هدف قرار می دهد. یعنی به بیان دقیق تر اگر شما نتوانید قلب مخاطب را به دست بیاورید، مخاطب هم هرگز ذهن خود را به دست نمی سپارد. اما واقع امر این است که همه ما در شروع سخنرانی، اضطراب و استرس مان بیش از هر قسمت دیگری است. زیرا که در شروع سخن ما در ابتدا دچار بیگانگی با فضا هستیم و هنوز فضا را درک نکرده ایم و همگان با نگاه های خیره به ما نگاه می کنند و درگیر ما هستند. می خواهند ببینند ما می توانیم از پس کار خود برآییم؟ بنابراین در این جا مخاطب مشغول ارزیابی و محک زدن سخنران است و این لحظه، لحظه ترسناکی برای هر سخنران است. هیچ کس به ما لبخندی نمی زند. هیچ کس برای ما سر تکان نمی دهد.

    این بیگانگی حاکم بر فضا عملا ما را دچار اضطراب و تشویش بیشتری می کند. خوب باید چه کاری کرد. اولا که سخت نگیرید. دقت کنید و با خود فکر کنید توانایی شما در فن بیان و کلام در چه مواردی است؟ مثلا من دوستانی دارم که خوب شعر می خوانند و از حافظه خوبی برخوردار هستند. به آن ها توصیه می کنم در شروع سخنرانی از شعر استفاده کنند. بعضی دوستان و دانشجویانی دارم که صدای خوبی دارند. به آن ها توصیه می کنم در شروع سخنرانی از متن زیبا استفاده کنند. دوستان دیگری دارم که اهل اطلاعات و موارد روز جامعه هستند. به آن ها توصیه می کنم برای شروع سخنرانی از آمارهای روز جامعه یا مسائلی که برای مخاطب آشناست و یا مخاطب در رسانه ها می بیند و درگیر آن است استفاده کنید.

    هر کسی نسبت به فضای اجتماعی و فرهنگی و ذهنی خودش دارای یک سری غدغه ها و علاقمندی هاست. پس اول آن ها را پیدا کنید و تلاش کنید از آن موارد متناسب با موضوع استفاده کنید. اجازه بدهید مثالی برایتان بزنم. فرض کنید یک نفر می خواهد در مورد موضوع معماری سخنرانی کند. شاید پیدا کردن یک شروع در مورد معماری کار سختی باشد. نه کار سختی نیست. بنده می توانم در شروع سخنرانی، کلامی اغراق آمیز در مورد معماری مطرح کنم. به طور مثال می توانم مطرح کنم که می دانستید تنها راه حل استفاده از فضاهای کوچک و محدود شهری برای ساخت بناهای زیبا که من خانواده، من انسان بتوانم در آن فضاها به خوبی زندگی کنم، فقط استفاده از معماری مناسب است و می دانستید معماری فقط یک مسئله زیبا شناسی نیست. سال گذشته محققان در دانشگاه ماساچوست طی تحقیقاتی که داشته اند متوجه شده اند که معماری مناسب می تواند فضاهایی را در محیط های شهری کوچک و محدود ایجاد کند که باعث بسط و گسترش فضا در ذهن من انسان شود و باعث آرامش روانی من در آن فضا شود و یا معماری مناسب می تواند کاری کند که باعث کاهش مصرف انرژی شود. و می توانید این مسائل را با یک سری آمار و اطلاعات دیگر به عنوان آغاز سخنرانی مطرح کنید.

    شما در شروع سخنرانی می توانید از اشعار استفاده کنید. البته شعر در آغاز سخنرانی باید حکمی و پندآموز باشد. خاطرم هست من رفتم جایی برای سخنرانی در مورد ارتباطات انسانی سخنرانی کنم. از  آن غزل مشهور و قدرتمند حافظ استفاده کردم که تناسب بسیاری با این موضوع داشت.

    آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است         با دوستان مروت با دشمنان مدارا

    یا می توانید از یک متن زیبا استفاده کنید. مثلا یک متن احساسی یا یک متن ادبی در شروع سخنرانی بخوانیم. خاطرم هست یکی از دوستان در سالگرد دکتر شریعتی، تکه ای زیبا از کتاب کویر ایشان را در آغاز سخنرانی روایت کرد. تکه ای بسیار زیبا از کتاب کویر که نگارش ادبی دارد. مرحوم شریعتی در کتاب کویر اینگونه نوشته است: شرم داشتم از کنار آیینه ای پنجره ای گذر کنم. تا مبادا پیکره خویش را در آن ببینم و از خویش شرمسار شوم در همان حال آرزو کردم که ای کاش اسمان همچون مسیح از روی زمین برم دارد یا لااقل زمین دهان بگشاید و مرا در خود فرو بلعد اما نه من نه خوبی عیسی را داشتم و نه بدی قارون را من یک متوسط بیچاره بودم و محکوم به اینکه زندگی کنم. نه، زنده باشم و در این وادی پرحیرت پرهول و بیهودگی سرشار گم باشم. ببینید یک سخنران با یک چنین متنی در آغاز در مورد همان شخصی که می خواهد در موردش صحبت کند، شروع کند چه اثرات و برکاتی در سخنش دارد. یعنی هم خودش را اثبات کرده، هم بر فضا حاکم شده، هم کاملا اعتماد به نفس پیدا کرده و هم مخاطب فهمیده که با چه کسی روبروست. و البته موضوع در آغاز کاملا مشخص شده و جذاب هم شده است. یادمان باشد بسیاری از سخنوران حرفه ای و قدرتمند دنیا، اذعان دارند که سخنوران حرفه ای در شروع همه حرفش را می زند و همچنین پیامش را هم مخابره می کند. خوب شاید بپرسید که در باقی زمان سخنرانی چه می کند؟ در باقی زمان سخنرانی به تحکیم،تاکید، تبیین و تثبیت حرف زده شده در آغازمی پردازد.

    نظر خود را اضافه کنید.

    ارسال نظر بعنوان میهمان

    0
    نظر شما به سامانه مدیریت ارسال شده است.
    • هیچ نظری یافت نشد

    Please publish modules in offcanvas position.