سخنوران

 



    


 ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
telegram youtube linkdin instagram facebook aparat  

 

آکسان گذاری در فن بیان

آکسان گذاری در فن بیان

 

هر جمله یک کلمه کلیدی دارد. یکی از اشکالات عمده ای که باعث می گردد، یک متن به درستی ادا نگردد و جذاب نباشد، عدم تقطیع و آکسان گذاری مناسب است.

از مهم ترین موارد در بحث فن بیان، تاکیدات کلامی است. در هنگام سخنرانی و سخنوری باید دانست که برای گفتن هر مطلبی که متشکل از چندین جمله است، قطعا یک جمله وجود دارد که از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد و بار معنایی و عاطفی کلام را به دوش می کشد. بنابراین باید آن جمله را با تاکید بیشتری بیان نمود و به بیان دیگر آن جمله را اکسان گذاشت و آن نسبت به سایر جملات برجسته تر ادا کرد.

 

همچنین می بایست این را هم در نظر گرفت که هر جمله ای که گفته می شود متشکل از چندین کلمه می باشد و قطعا از میان کلمات ،کلمه ای وجود دارد که از اهمیت فراوانی نسبت به بار معنایی جمله برخوردار است. پس باید با اکسان گذاری و تاکید کلامی همراه باشد. حتی باید در نظر گرفت که هر کلمه ای که از چندین بخش تشکیل شده است، یک بخش وجود دارد که اهمیت بیشتری دارد و اکسان گذاری روی آن بخش صورت می گیرد و آن بخش یا هجا هنگام تلفظ کلمه با شدت بیشترری ادا می شود.

تشخیص این نکته که اکسان گذاری یا تاکید کلامی بر کدام جمله و یا کدام کلمه و یا کدام حرف واقع شود با سخنران است. البته نه به این معنا که سخنران یا سخنور هرجا که اراده کرد می تواند اکسان گذاری کند، بلکه سخنران در این زمینه دارای اختیارات و البته محدودیت هایی است که مربوط اصول و قواعد اکسان گذاری است. سخنوران می توانند بر اساس دیدگاه و منظرگاهی که در سخنرانی خود دارند، برای انتقال دقیق تر پیام خود از اصول و قواعد اکسان گذاری استفاده کنند.

 

آکسان گذاری در فن بیان

 

فراموش نکنید که اکسان گذاری از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و عدم رعایت اصول و قواعد اکسان گذاری می تواند منجر به تغییر مفهوم سخن شود و پیام اشتباه و نادرست را به مخاطب مخابره کند.

به بخش یا هجایی از کلمه که در انتقال معنای کلمه نقش مهمتری دارد تکیه هجا و به کلمه و یا عبارتی که در ساختار یک جمله نقش کلیدی از نظر انتقال معنا و مفهوم را داشته باشد تکیه کلام گفته می شود. تکیه هجاها و تکیه کلام ها، اکسان می گیرند و با شدت بیشتری تلفظ می شوند که به این عمل برجسته سازی یا آکسان گذاری می گویند.

اکسان گذاری یکی از مهمترین ابزار در فن بیان است که سخنران از آن استفاده می کند تا بتواند متناسب با دیدگاه و منظرگاه  خود، برای انتقال پیام به مخاطب، به لحن درست و دقیق دست پیدا کند. در مقاله آموزش لحن، توضیح داده ام که هدف غایی از فن بیان، رسیدن به لحن درست و دقیق است و لحن درست به معنای تصویرسازی پیام سخنران برای مخاطب از طریق ویژگی های صدا است و تمامی تکنیک های فن بیان از جمله اکسان گذاری در خدمت لحن سخنرانی است.

 

آکسان گذاری در فن بیان

 

در آکسان گذاری باید توجه گردد که نوع جمله چیست و متناسب با نوع جمله است که اکسان به نقش های مختلف مانند فعل، فاعل، مفعول و یا انواع قیدها تعلق می گیرد. به عنوان مثال:

  • در جملات خبری اولویت آکسان گذاری معمولا بر روی عملی ست که اتفاق افتاده است: در ساعت 5 علی به قتل رسیده است
  • در جملات پرسشی اولویت آکسان گذاری معمولا بر روی قید زمان و یا مکان می باشد: در ساعت 5 علی به قتل رسید؟
  • در جملات شگفت انگیز و تعجبی اولویت آکسان گذاری بر روی مفعول جمله می باشد: در ساعت 5 علی به قتل رسید!

 

 

راه های اکسان گذاری

  • بالا بردن شدت یا قدرت صدا
  • بالا بردن اندازه صدا
  • استفاده از مکث قبل از تکیه کلام

این سه مورد، مهمترین راهکار آکسان گذاری است. معمولا ما در تکیه هجاها از شدت صدا و در تکیه کلام ها از اندازه و ارتفاع صدا استفاده می کنیم. هر جا که می خواهیم یک بخش یا هجا از کلمه ای را اکسان گذاری کنیم، تکیه هجا را با شدت و قدرت بیشتری تلفظ می کنیم و هر جا که بخواهیم کلمه یا عبارتی را اکسان گذاری کنیم، آن کلمه یا عبارت را با صدای بلندتری تلفظ می کنیم.

 

آکسان گذاری در فن بیان

 

مکث یا سکوت راه دیگری است که البته در اکسان گذاری روی تکیه هجا که بخشی از یک کلمه است، نمی تواند مورد استفاده قرار بگیرد و فقط در مورد تکیه کلام، یعنی جایی که ما یک کلمه و یا یک عبارت را اکسان گذاری می کنیم، استفاده می شود.

مکث یا سکوت هم می تواند قبل و هم بعد از تکیه کلام استفاده شود. این که مخاطب از کجا می فهمد که مکث، کلمه یا عبارت قبل از خودش را اکسان گذاری می کند و یا کلمه و عبارت بعد از خودش، بستگی به نحوه استفاده سخنران از سایر تکنیک های فن بیان و زبان بدن دارد. حتی می شود یک عبارت و یا کلمه ای که از نظر سخنران اهمیت بسیار کلیدی در انتقال معنا و پیام سخنرانی دارد را جهت اکسان گذاری مضاعف، هم قبل از آن و هم بعد از آن از سکوت یا مکث استفاده کرد.

 

آکسان گذاری در فن بیان

 

تکیه

 به قسمتی از کلمه یا عبارت که از نظر آوایی نسبت به بخش های دیگر همان کلمه و یا عبارت و یا در تقابل با کلمه و عبارت دیگر از برجستگی آوایی برخوردار می شود، تکیه می گویند. به عبارت دیگر وقتی کلمه یا عبارتی را تلفظ می کنیم، همه هجاهایی که در آن هست به یک درجه از وضوح و برجستگی ادا نمی شود، بلکه یک یا چند هجا برجسته تر است و عبارت دیگر اکسان دارد. این صفت خاص بعضی از هجاها را که موجب انفکاک اجزای کلام از یکدیگر است در فارسی تکیه کلمه یا به اختصار تکیه می نامیم.

 

آکسان گذاری در فن بیان

 

هجا

هجا از ترکیب یک مصوت با یک یا چند صامت به وجود می آید. بنابراین تعداد هجاها به تعداد مصوت هاست. در هر عبارت هر مقدار مصوت باشد همان مقدار نیز هجا وجود دارد.

هجاها که بنای شعر فارسی بر آن است از حیث کمیت دو نوع دارد که یکی را هجای بلند و یکی را هجای کوتاه می خوانیم.

حروف فارسی همگی ساکن و خاموشند(صامت) و با کمک حرکات یا حروف مصوت(صدادار) که عبارت از این شش علامت هستند (  َ   ِ   ُ   آ   اُ   ای) تلفظ می شوند.

قواعد اکسان گذاری در زبان فارسی: اسم و صفت

1- به طور کلی آنچه اسم در زبان فارسی داریم مانند اسم عام، اسم خاص، اسم مصدر(پرورش، نکوهش)، اسم فاعلی (بران، برنده) اسم مفعول، اسم مرکب، همه انواع صفت جامد و مرکب و غیره، تکیه آن در آخرین هجاست. به عنوان مثال اگر کلمه اقیانوس را در نظر بگیرید و این کلمه را بخش کنید، می شود: اُ – قی – یا – نوس . تکیه این کلمه نوس است که آخرین بخش کلمه است و این بخش است که اکسان می گیرد و با شدت بیشتری تلفظ می شود.

2- اگر کلمه ای یک هجایی باشد، چه کوتاه، چه بلند، چه کشیده، تکیه به کل کلمه اطلاق می شود. مانند پر، گل، آب، دست، دور، دار، دیر.

3- اسم در حالت نکره یا مفرد:

اضافه کردن ی در آخر اسم مانند انسانی، مسیری، تابلویی و مانند آن ها هیچ تغیری در تکیه هجا و اکسان گذاری نخواهد داشت و تکیه در آخرین هجا خواهد بود.

مانند: او انسانی فاضل بود – مسیری پر پیچ و خم در مقابلش قرار داشت – تابلویی زیبا را در نمایشگاه دید

 

آکسان گذاری در فن بیان

 

نکته1: اگر یک و یکی به عنوان علامت نکره در ابتدای واژه قرار بگیرد، باید بدون تکیه و اکسان خوانده شود تا معنای نکره مشخص شود. اگر با تاکید و اکسان خوانده شود معنای شمارش و تعداد می گیرد. مانند یکی گربه در خانه زال بود – یکی را دربند بینی مخند

نکته 2: اگر به کلمات مختوم به های غیر ملفوظ، مصوت آ و مصوت او، یای نکره اضافه شود هم این قانون ساری و جاری است. مانند: دانایی، پروانه ای، افسانه ای، شیدایی، جادویی

4- اگر ی اضافه شده به آخر اسم حالت نسبی داشته باشد، چه مصدر و اسم مصدر باشد و چه جز آن،  هم محل تکیه هجا تغییر می کند، هم معنی دیگری می گیرد. در حالت نسبت تکیه و اکسان به آخرین هجایی که از ترکیب حرف بی صدای انتهای واژه و ی نسبت ساخته منتقل خواهد شد. مانند زندگی، فرزانگی، استادی، شاگردی

اگر اقیانوسی را به معنی یک اقیانوس بخوانید، تکیه و اکسان روی آخرین هجای کلمه یعنی نوس است. اما اگر ی را به معنی ی نسبت بخوانید تکیه و اکسان به سی منتقل می شود.

نکته: در مواردی که ی آخر واژه به معنای داشتن و هستی است مانند یای نکره عمل می شود. مانند: خوشحالی( به معنای خوشحال هستی) به این صورت که تکیه و اکسان روی حا قرار می گیرد.  

 

آکسان گذاری در فن بیان

 

5- در واژه های مرکب چه اسم، چه صفت، چه قید، وقتی که دو واژه با هم ترکیب می شوند، تکیه و اکسان از روی آخرین هجای کلمه اول برداشته می شود و آن دو واژه در حقیقت یک واژه خواهد شد که تکیه و اکسان در آخرین هجا است. این قاعده در مورد پسوند و پیشوند هم قابل اجرا است مانند بازداشت یا خداپرست

مانند: سمن بویان غبار غم چو بنشینند، بنشانند پری رویان قرار دل چو بستیزند بستانند(حافظ)

6- حالت ندا یا خطاب: در این حالت اسم با علامت ندا (چه در اول واژه، مثل: ای، الا، یا و ... چه در آخر مثل: الف آخر) منادا می شود. در صورت نخست تکیه و اکسان از هجای آخر به هجای اول منتقل می شود و به طور طبیعی هجای اول را با فشار و تاکید ادا می کنیم. مانند: الا یا ایها الساقی، ای عاشقان، آی آدم ها. اما اگر اسم توسط الف آخر منادا شود جای تکیه هجا در واژه تغییر نمی کند.

نکته: در مورد ای در ترکیب ای دوست یا ای یار و مانند آن تکیه و اکسان هم روی ای و هم روی دوست می نشیند. یعنی تکیه و اکسان از ای عبور می کند و اسم بعدی را هم در بر می گیرد. مانند ای خدا، ای عشق

نکته 2: اگر اسم با الف آخر منادا شود و جای تکیه را تغییر دهید معنای کلمه عوض شده و از حالت خطاب خارج می شود مانند: یارا! بهشت صحبت یاران همدم است      دیدار یار نامتناسب جهنم است

اگر تکیه و اکسان را از روی مصوت آ به آخر کلمه ببرید معنی قدرت و توانایی پیدا می کند و از حالت خطابی خارج می شود.

 

آکسان گذاری در فن بیان

 

7- در حالت اضافه: در این حالت حرف ساکنی که در آخر کلمه اول قرار دارد، با حرکت زیر یا کسره، که علامت اضافه است ترکیب می شود  هجای دیگر را می سازد (هجای میان دو کلمه) این هجا همیشه بی تکیه و بدون اکسان است و تکیه و اکسان روی هجای قبل از آن قرار می گیرد، یعنی در همان جایی که در کلمه اول، قبل از حالت اضافه قرار داشت. کلمه بعدی هم تکیه هجای خود را حفظ خواهد کرد.

مانند: مداد محمد، دندان طلا، کوه دماوند، سرای دانش، خلیج فارس، دریای مازندران، با کاروان حله، مردان بزرگ تاریخ ادب ایران، هفت خوان رستم

نکته: در حالت صفت و موصوفی نیز همین قاعده برقرار است. مانند پدر مهربان، انسان فرهیخته

 

آکسان گذاری در فن بیان

 

قواعد تکیه در زبان فارسی: فعل

1- در تمام صیغه های فعل ماضی به جز مفرد غایب، تکیه و اکسان بر هجای ماقبل آخر است. مانند: شنیدم، رفتی، بردیم، سوختید، پرستیدند و در صیغه مفرد غایب تکیه روی هجای آخر است. مانند: فرمود، پرسید، شنید، آزمود، پژمرد

2-اگر بای زینت یا تاکید روی افعال بیاید، در هر شش صیغه تکیه و اکسان در اول کلمه و روی حرف ب قرار می گیرد. مانند: بفرمود، بگفت، بخورد، برفتند،

3- در افعال ماضی استمراری، تکیه و اکسان روی حرف می قرار می گیرد. مانند: می نشست، می خوردم، می گفتند

نکته: در نثر قدیم که در به جای می استمراری، حرف ی در آخر فعل می آید، تکیه و اکسان روی هجای ماقبل آخراست. مانند: گفتندی، خواستندی، نشستندی

4- در ماضی نقلی تکیه در تمام شش صیغه تکیه و اکسان روی هجای آخر جزء اصلی فعل (اسم مفعول) قرار دارد. مانند: رفته ام، دیده ای، افتاده اند، گفته است

5- در ماضی بعید دو تکیه و اکسان وجود دارد یکی روی هجای آخر اسم مفعول و دیگری روی هجای اول فعل معین بودن. مانند: رفته بودم،دیده بودند

6- در فعل مضارع اگر بدون حرف استمرار می استفاده شود، تکیه و اکسان روی هجای آخر است ولی اگر با می نوشته شود، تکیه و اکسان روی می است. نویسم، می نویسم، آورم، می آورم

7- در فعل امر اگر بدون بای امر نوشته شود، تکیه و اکسان روی هجای آخر است. مانند: پسند، گریز، پذیر،گشای. و اگر به همراه بای امر استفاده شود، تکیه و اکسان روی ب است. مانند: بگشای، بخور، بریز

8- در فعل نهی و یا نفی همیشه تکیه و اکسان روی حرف نفی (م) و حرف نهی (ن) است. مانند: مخور، نپوش، نرو،مدار

 

آکسان گذاری در فن بیان

 

قواعد تکیه و اکسان گذاری در زبان فارسی: ضمایر

1- در حروف استفهام و ضمایر پرسشی اگر جزء که و چه به تنهایی باشد تکیه و اکسان در همان جاست و اگر با جزء دیگری همراه باشد، گاه تکیه روی جزء اول یعنی همان که و چه است مانند: چرا، که را، چه کس، چقدر، چه اندازه. و گاهی تکیه و اکسان روی هجای آخر است مانند کجا، کدام

2- در ضمایر مبهم هرگاه به صورت ترکیب ساده باشند، مانند: برخی، بعضی، عده ای، گروهی، پاره ای، خیلی ها و .. تکیه و اکسان روی هجای ماقبل آخر است. و در ضمایر مبهم که جزءاول آن ها، همه، هر و هیچ باشد تکیه و اکسان روی هجای اول یا جزء اول ترکیب است مانند: همه کس، هرسال، هیچ کس،هر که، هر چه

نکته: در ضمایر پرسشی مبهم مانند هرکسی و یا همه کس آنجا که معنای هرکسی بدهد، تکیه و اکسان روی هجای اخر ترکیب است که البته در شعر کاربرد دارد. اما اگر همه کس به معنای همه افراد باشدف تکیه و اکسان روی هجای اول و یا جزء اول قرار می گیرد.

مانند: هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است            عشق بازی دگر و نفس پرستی دگر است (سعدی)

فرصت شمر طریقه رندی که این نشان              چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست (حافظ)

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست                   همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت (حافظ)

 

آکسان گذاری در فن بیان

 

3- ضمایر منفصل در حکم اسم و صفت هستند و روی هجای آخر تکیه و اکسان می گیرند. مانند: من، تو، او و ما که البته تک هجایی هستند و شما، ایشان و آنها که روی هجای آخر، تکیه و اکسان می گیرند.

4- ضمایر متصل مفعولی حالت اضافی و متممی دارند و در حالت اضافه تکیه و اکسان نمی گیرند چون جزء آخر کلمه آن ها با کسره اضافه ترکیب می شود و هجای دیگری را به وجود می آورد که بی تکیه و بدون اکسان است و تکیه و اکسان به هجای ماقبل آن داده می شود. مانند: کتابت، بردشان. در مورد کتابت و ترکیب های مشابه باید دقت کرد. اگر تکیه و اکسان را به هجای آخر بدهید معنای کلمه تغییر می کند.

5- بیشترین اشتباهی که در رعایت جای تکیه و اکسان در کلمه می شود، در ضمیر متصل ت مفرد مخاطب است.این ضمیر مانند سایر ضمایر نظیر خود، مطلقا تکیه و اکسان نمی گیرد. ولی با کوچکترین اشتباه گوینده تکیه و اکسان هجای قبل به ت منتقل و معنای کلمه عوض می شود. مانند بیت:

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت               که جانم در جوانی سوخت، ای جانم به قربانت

 

آکسان گذاری در فن بیان

 

قواعد تکیه و اکسان گذاری در زبان فارسی: پیشوند و پسوند

1- در تمامی ترکیب های پسوندی تکیه و اکسان روی هجای آخر قرار می گیرد. مانند:پهنا، درازا، دانا، گفتار، پدیدار، گرفتار، خوراکف خندان، سالانه، نمکدان، علفزار، رخسار، دانشکده، انسانیت، بدی، خوبی،دادگر، آخرین، زرینه، سیمین و ...

نکته: موارد استثنا: پسوند آ در دریغا، خوشا، شگفتا، دردا، خرما، بادا و پسوند ی اگر به معنای نکره و وحدت باشد، مانند: مرغی، کتابی، دلی و ... تکیه و اکسان روی هجای ماقبل آخر است.

2- پیشوند هایی که بر سر فعل می آید علاوه بر تکیه و اکسان فعل، خود نیز تکیه و اکسان می گیرد. مانند: درگذشت، بازداشت، برآورد ولی اگر همین افعال به معنای مصدری به کار روند مطابق قاعده تکیه و اکسان در هجای آخر است. مانند: درگذشت استاد

3- اگر پیشوند بر سر اسم یا مصدر یا صفت یا بن ماضی و مضارع قرار بگیرد، جز در موارد فعلی شدن، در بقیه موارد تابع قاعده اسما خواهد بود و تکیه و اکسان به هجای آخرین تعلق خواهد گرفت. مانند: بخرد، بنام، بهوش، بشکوه،بازرس، برخورد، بی دست و پا، درگذشت، درگیر، ناپدری، همکار، فراخور و ...

 

آکسان گذاری در فن بیان

 

نکته 1: بعضی از ترکیب های پیشوندی وقتی در حالت ناسزا و منادا قرار بگیرند، پیشوند آن ها تکیه بر می شود. مانند: نادان! ، نامردا! ، نااهل! ، بی معرفت! ، ورپریده! ، لامذهب!

نکته 2: در مورد منادا قرار گرفتن کلمات به ویژه در خواندن شعر، تکیه و اکسان روی ای نمی گذارند و چنین رسم شده است که ای را بدون تکیه و بدون اکسان ادا می کنند، ولی پس از آن را تکیه و اکسان می دهند. مانند: ای خدا که تکیه و اکسان بیشتر روی خ یعنی روی قسمت نخست کلمه واقع می شود. نمونه دیگر ای خداوند است که که تکیه و اکسان بعد از ای خواهد بود. حتی در بعضی مواقع، تکیه و اکسان از هجای اول و حتی دوم هم عبور می کند. همین طور است درباره ای پروردگار، ای عزیز، ای خردمند عاقل هشیار، ای غایب از نظر، ای عاشقان، الا ای همنشین دل

نکته 3: ولی کلمه یا مانند ای نیست و خود تکیه و اکسان می گیرد. مانند: یارب، یا علی و ...

نکته 4: تکیه هجا در مورد الف ندا (الف آخر کلمه) که کلمه با آن منادا می شود مانند خداوندا، دلبرا، در مورد همه واژه ها یکسان نیست. مثلا در مورد خداوندا، تکیه و اکسان روی هجای ون است ولی تا ابتدای هجای دا هم ادامه پیدا می کند. همین طور است در مورد واژه های پروردگارا، عزیزا، نازنینا. اما در مورد کلمه هایی مانند دلبرا یا سرورا به دو صورت عمل می شود:

الف: گاهی مانند حالت قبلی تکیه و اکسان روی آخرین هجای اسم است به شرطی که معنای دیگری در زبان فارسی نداشته باشد(مانند یارا)

ب: گاهی تکیه و اکسان روی اولین هجا قرار می گیرد. مانند یارا، دلبرا که تکیه روی دل است. گاهی هم از آن عبور می کند و قسمتی از هجای بعدی را هم دربر می گیرد. مانند جانا، دلا، سرورا، عاشقا. در چنین مواردی در خوانش شعر و متن، نحوه استفاده از تکیه به ذوق و سلیقه مخاطب برمی گردد به شرطی که معنای کلمه را عوض نکند.

 

 

دوره های اموزشی سخنوران

Please publish modules in offcanvas position.