سخنوران

 


اپلیکیشن سخنوران

 



     tel


 ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
telegram youtube linkdin instagram facebook aparat

 

زبان عاطفی و ارجاعی

آی. ای. ریچاردز (1979-1893) منتقد معروف انگلیسی به دو گونه زبانی قائل بود. زبان عاطفی و زبان ارجاعی.
زبان ارجاعی  زبان علم است که به امری و معنائی در جهان بیرون اشاره می‌کند و در حقیقت زبان آفاقی است که با خبر همراه است و به لحاظ مطابقت با واقع ذاتاً محتمل صدق و کذب است.

اما زبان عاطفی زبان ادبیات است، زبانی انفسی که با آن احساسات و عواطف انتقال پیدا می‌کند. این زبان انشائی است لذا موثر است و قابلیت نفوذ در دلها را داراست. معمولاً از دو جنبه ایجاز یا اطناب برخوردار است در صورتی که زبان ارجاعی برای نزدیک بودن به حقیقت مساوات در لفظ و معنا را بهمراه دارد.

از آنجا که هدف ما در سخن گفتن تأثیر بر مخاطب است نزدیک کردن کلام به زبان عاطفی در برانگیختن انگیزه و انفعالات عاطفی وی مؤثر واقع خواهد شد و از آنجا که واکنش ذهن به جملات عاطفی تصدیق است و نه قضاوت برای صدق یا کذب بودن آن، رعایت قوانین زبان عاطفی در سخن و سخنوری تا حد زیادی سخنور را به هدفش می‌رساند


فصاحت و بلاغت در سیطره صنایع بدیعی وعلوم معانی و بیان
به طور خلاصه منظور از فصاحت این است که کلمات درست و مطابق مرسوم و کلام روشن و استوار باشد و این مقصود به طور عمده برای اهل زبان در گفتار حاصل می‌شود و با تسلط بر دستور زبان و آشنایی با آثار ادبی تقویت می‌گردد. اما مقصود  از بلاغت این است که کلام دلنشین و مؤثر و رسا و به اصطلاح وافی به مقصود باشد و بلیغ کسی است که بتواند مافی الضمیر خود را به نیکویی بیان کند و مقصود خود را به راحتی برساند. بدیهی است که کلام وقتی در مخاطب موثر خواهد بود که به مقتضای حال او ایراد شود.

بلاغت (تأثیر و نفوذ) که صفت معنی است با فصاحت (درستی و وضوح) که صفت لفظ است تحقق می‌یابد. به معنای دیگر در حالی که مواظبیم تا کلمات و جملات را درست و مطابق هنجار به کار بریم می‌کوشیم تا کلام ما به مقتضای حال خواننده یا مخاطب باشد تا مؤثر و دلنشین افتد و چه بهتر که برای تأثیر بیشتر و دلنشین‌تر کردن کلام سخن خود را زیبا و آراسته بیان داریم با این تعریف آنچه را که به عنوان بیان متناسب با مفهوم و موضوع و شرایط ارائه شده است می‌تواند همگی در سایه بلاغت مطمح نظر قرار ‌گیرد. در جهت تحقق این اهداف می‌توان از همه ابزارها به مقتضای حال بهره جست چه صناعات بدیعی باشد و چه فنون دیگر بلاغی چون معانی و بیان.
علم معانی:به طور عمده کاربرد مجازی جملات و معانی ثانوی است. سخن از عدول از مقصد و هنجار عادی و اصلی جملات. توسط همین معانی ثانویه گوینده اغراض خود را ابلاغ و به اصطلاح بیان مافی الضمیر می‌کند. گوینده معنا را مطابق غرض خود بر می‌گزیند و این غرض اوست که گونه خاصی از کاربردهای زبانی را به میدان می‌کشد. مانند این که چگونه انواع چهارگانه جملات (خبری ـ پرسشی ـ امری ـ عاطفی) به مقتضی حال و مقام معانی غیر از معنای کاربردی خود را دارا می‌شوند. فایده علم معانی این است که ما را با امکانات فراوان زبان آشنا می‌سازد تا بتوانیم به اقتضای حالات مختلف از آنها استفاده کنیم و سخن مؤثر بگوئیم.


علم بیان: هرگاه که قرار می‌شود گوینده از طریق کلمات دست به ایماژ سازی یا ساخت تصاویر شاعرانه بزند پای علم بیان به میان می‌آید. علم بیان علم ادای معنائی واحد به طرق مختلف است مشروط به این که اختلاف آن طرق گفتاری مبتنی بر تخییل باشد مثلاً به جای «صورت او زیباست» می‌توانیم بگوئیم که «او مثل ماه است» . فایده علم بیان این است که توسط این فن گوینده با ابزار سخن نقاشی می‌کشد و تصویر سازی می‌کند.
بدیع: چنانچه قدما گفته‌اند علمی است که از وجوه تحسین کلام بحث می‌کند و از نظر ما بدیع مجموعه شگردهایی است که کلام عادی را به کلام والا تعالی می‌بخشد. اگر در مجموعه این شگردها دقت کنیم می‌یابیم که برخی به وجود آورنده تناسب یا ارتباط خاصی بین الفاظ و برخی به وجود آورنده تناسب و ارتباط خاصی بین معانی هستند. به طور کلی این صنعت ایجاد موسیقی کلامی در سطح لفظی و معنایی می‌کند. این فنون باعث می‌شوند که کلام مخیل و تصویری شود یا از صورت مستقیم و یک بعدی به صورت غیر مستقیم و چند بعدی در آید یعنی از زبان عادی فاصله بگیرد. به هرحال تشخص کلمات را به وسیله برجسته کردن تناسب معنائی و لفظی مکث یا وقفه در روان مخاطب ایجاد می‌کند و در وی التذاذ هنری به وجود می‌آورد. نمونه این صنعت در حیطه لفظی که بدیع لفظی نام دارد انواع سجع‌ها یا جناس‌ها می‌باشند و در حیطه معانی که بدیع معنوی نام دارد مانند ابهام و تشبیه و انواع تناسبات.
پیوند این سه شیوه هنری کلام را چنان با فصاحت و بلاغت عجین می‌کند که مخاطب در جذبه زیبائی شناختی کلام به التزام درگیر می‌شود.

 

Please publish modules in offcanvas position.