سخنوران

     

    aparat

    email

    instagram

    linkdin

     

    tel

    "تعارف در فرهنگ ایرانی" رفتاری پسندیده؛ یا ناپسند و مذموم؟

     

     

    فرهنگ "تعارف کردن" به شکل گسترده‎ای در همه‎ ابعاد زندگی ما ایرانیان گره خورده است. در هر داد و ستد و فعالیتی که باشیم، نوعی تعارفات رایج وجود دارد که ما با استفاده از آن ها می خواهیم، ادب و فروتنی خود را نسبت به همکاران، همکلاسی‎ ها، ارباب رجوع، دوستان و آشنایان یا هر کس دیگری که به نحوی با او معاشرت داریم نشان دهیم.

     

    برای فروش یک کالا با گفتن عبارات "قابل شما را ندارد" یا "مهمان ما باشید" این فرهنگ را به رخ می‎کشیم و هنگام آشنایی با فردی از اصطلاح " آشنایی با شما برای من سعادتی بود" یا " افتخار آشنایی با شما رو پیدا کردم" استفاده می‎کنیم. برای ورود به یک مکان با اصطلاح " اول شما بفرمائید" حضور فرد مقابل مان را مقدم قرار می ‎دهیم یا موقع ورود مهمانان برای خوش آمدگویی از او با عبارات " صفا آوردید"، " قدم رنجه فرمودید"، " قدم روی چشم ما گذاشتید"، " خونه‎ خودتونه" و هزار و یک واژه‎ پرطمطراق و گوش نواز دیگر به استقبال میهمانان می‎رویم.

    تعارفات ما ایرانیان، به ‏خصوص هنگام استقبال، بدرقه یا پذیرایی از میهمانان، بیش از هرجای دیگری مورد استفاده قرار می‎گیرد. شاید بدین خاطر که ایرانیان از قدیم میهمان را همچون جواهری گران ‌قیمت می دانستند و با تقدیم چیزی که خود توان تهیه آن را ندارند، به شکل رؤیایی از میهمانان خود پذیرایی می کردند. در حقیقت، این مسئله ناب ترین شکل فرهنگ تعارف به شمار می‌رود.

    البته این نکته شایان ذکر است که فرهنگ تعارف کردن این نیست که فقط ادای تعارف کردن را دربیاوریم؛ بلکه هرچه تعارف کمتر مشخص باشد، موفق تر است. فراموش نکنید که هرگاه با تردید مواجه شدید، رازش این است که شخص دیگر را در نظر بگیرید و اول خواسته ‌های او را اولویت قرار دهید. تعارف نوعی احساس است که در نهایت، خودش، دست خودش را رو می ‌کند!

    تعارف کردن به یکی از پیچیده ‌ترین "هنرهای آداب معاشرت" ایرانی اشاره دارد: یعنی اینکه معنای واقعی عبارات را باید در چیزی ورای واژگان آن جُست. به عبارت بهتر، تعارف کردن یعنی رقص زیرکانه واژگانِ ارتباطی که در آن شرکت کنندگانِ بحث، مدام عباراتی را رد و بدل می‌کنند، امّا منظور اصلی را آن‎طور که باید نمی ‌رسانند.

    در دنیای تعارف کردن، ادب و احترام به مخاطب از جایگاه والایی برخوردار است. مردم با استفاده از تعارفات مرسوم آن چیزهایی که مورد پذیرششان است را محترمانه رد می ‌کنند؛ چیزی را می ‌گویند که منظورشان نیست؛ چیزی را بیان می‌کنند که حسش نمی‌ کنند؛ دعوت می ‌کنند، بی‎ آنکه نیت‌شان واقعاً دعوت کردن باشد؛ و حتی به جای انتقال اخبار بد، امید واهی را به دیگری تزریق می‌ کنند. اشخاص از این طریق بدون توجه به واقعیت موضوع، چیزی را بیان می ‌کنند که صرفاً آرزو داشتند آن‎ طور باشد. درست است که رفتارهای مؤدبانه در سراسر جهان و فرهنگ‌ های مختلف دیده می ‌شود، اما فرهنگ تعارف کردن ایرانی ‌ها از تمام انواع دیگر دقیق ‌تر و فراگیرتر اجرا می ‌شود.

    گرچه مفهوم تعارف کردن به طور کلی بار مثبتی را به دوش می ‌کشد و نشان از احترام متقابل دارد، اما اگر به شکلی نامناسب به کار گرفته شود، می ‌تواند دست ‌مایه‌ "سوء استفاده کردن" قرار گیرد؛ زیرا فرد توسط آن درصدد سود جستن از قدرتِ بخشندگی دیگری بر می آید. چنین رفتاری در جامعه ایران کاملاً منفی لحاظ می‌ شود، چرا که به جای فروتنی، نشان از خودبینی و تکبر است.

    ویلیام اُبیمان، استاد انسان شناسیِ دانشگاه مینه ‌سوتا و کارشناس مسائل خاورمیانه، می‌گوید: «یکی از مفاهیم اصلی در فرهنگ تعارف کردن، کارکردی است که من آن را "دست پایین را گرفتن" نامیده ‌ام. اشخاص در تلاشند تا با پایین آوردن جایگاه خود، جایگاه دیگری را ترفیع دهند.»

    از سوی دیگر، دکتر اُبیمان می‌گوید: «در یک جامعه سلسله مراتبی مانند ایران که کمک کردن و ارائه خدمات با توجه به طبقه اجتماعیِ شخص ارائه دهنده تعبیر می ‌شود، تعارف کردن موجب برقراری ثبات اجتماعی می ‌شود، زیرا هر دو طرف قصدشان از انجام آن کار [تعارف] رسیدن به برابری است.»

    تعارف کردن، روشی برای ابراز محبت به دیگران

    در فرهنگ ایرانی این دیدگاه وجود دارد که اگر خیلی رک و صریح با دیگران برخورد کنیم، به آن ها بی ‌احترامی کرده ‎ایم. برای همین استفاده از واژگان محبت ‎آمیز برای ما از اهمیت ویژه ‎ای برخوردار است. واژگانی که دنیای شعر و ادب برای ما به ودیعه گذاشته تا با استفاده از آنها عشق و محبت خود را به لطیف ‎ترین شکل ممکن به دیگران ابراز کنیم.

    ذکر این نکته خالی از لطف نیست که ایرانیان احتمالاً تعارف کردن را از زبان مدیحه سرایان و شاعران متقدم آموخته ‎اند. از آنجا که شاعران ایرانی اغلب مدیحه‎ سرا و درباری بوده‌ اند، در طی قرون متمادی، زبان ایشان به منزله‎ زبان نخبگان فکری و سیاسی به تدریج در کلمات و عبارات مردم کوچه بازار نفوذ کرده ‌است.

    البته این استدلال نیز توسط متفکران معاصر مطرح شده که با افول تدریجی ادبیات کلاسیک در قرن حاضر و تولد و گسترش ادبیات نوین که مبتنی بر زبانی ساده ‌تر است، به ‌تدریج در مقایسه با قرون گذشته از شدت و حدت تعارفات نیز کاسته شده و خواهد شد. اگرچه این نظریه به بخشی از واقعیت فرهنگ ایران اشاره می‌کند؛ امّا از آنجا که شاعران و ادیبان چند برابر آنچه تأثیر گذار باشند، از ساختارهای سیاسی و اجتماعی جامعه تأثیر می ‌پذیرند، می ‌توان گفت زبان پرطمطراق مدیحه سرایان ادبیات کلاسیک، خود محصول عوامل اجتماعی است و نه سازنده‎ آن.

     

    تعارف از نگاه بزرگان و اهل بیت (علیهم السلام)

    هم چنان که تعارف مؤدبانه و راستین، نشان از عشق و مهر ما به دیگران دارد، تعارفات دروغین که برخی از ما تنها برای خالی نبودن عریضه آنرا ابزار می ‎کنیم، نوعی کم لطفی به موهبتی است که خداوند با نام "کلمه" در اختیار ما قرار داده است. چه بهتر که اگر احساس می ‎کنیم کلام ما ممکن است راستین نباشد و غل و غشی در آن وجود دارد؛ آن را ابراز نکنیم تا صداقت ما مورد ظن دیگران قرار نگیرد.

    آیت الله بروجردی به نقل از احوال علامه درچه ‎ای درباره‎ این گونه تعارفات می ‎نویسد:

    «اغلب غذای ایشان به هنگام ناهار و شام، نان و ماست بود که مختصری نعناء خشک هم به آن اضافه می ‎کردند و کمتر اتفاق می ‎افتاد که غذای پخته مثل آبگوشت داشته باشند. از جمله ویژگی‎ های ایشان آن بود که هنگام غذا خوردن از تعارفات مرسوم خودداری می ‎کردند. یک روز از ایشان سؤال کردیم که چرا در هنگام غذا خوردن تعارف نمی ‎کنید؟

    ایشان پاسخ دادند: «در تمام مواقع خوف آن دارم که تعارفم دروغ باشد و خدای ناکرده جزء دروغ گویان محسوب شوم؛ چون افرادی که هنگام غذا خوردن بر من وارد شده ‎اند، یا می ‎دانستم که غذا خورده ‎اند و در این صورت تعارف کردن معنایی نداشت؛ یا احتمال می‎ دادم غذای مرا نپسندند و یا این که غذای موجود فقط به اندازه خودم بوده و من هم بی ‎اندازه گرسنه بوده ‎ام. به هر حال چون احساس می‎کنم در این گونه موارد تعارف بنده معنایی ندارد و شائبه دروغ نیز به آن وارد است، از تعارف خودداری می ‎کردم.» (کتاب قصه ‎های خواندنی از چهره‎ ای ماندنی)

    اسماء بنت عمیس در این باره نقل می ‎کند:

    «در شب زفاف عایشه، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ظرف شیری را به من داد و فرمود: به زن ها بده تا بخورند، (وقتی به آنها تعارف کردم) آن ها گفتند: میلی به نوشیدن شیر نداریم. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: بین گرسنگی و دروغ جمع نکنید. اسماء گفت: یا رسول الله(صلی الله علیه و آله) اگر چیزی را که به آن میل داریم و بگوییم میل نداریم، آیا دروغ شمرده می ‎شود؟ فرمودند: به درستی که دروغ در نامه عمل ثبت می شود هرچند کوچک باشد.»(سفینة البحار، ج2، ص473)

    همچنین آمده است:

    روزی امام صادق(علیه السلام) به همراه فرزندش اسماعیل در مجلسی بودند، یکی از دوستان آن حضرت وارد شد و سلام کرد و سپس نشست، وقتی حضرت از جای برخاستند که از مجلس خارج شوند، آن شخص نیز از جای برخاست و به اتّفاق امام (علیه السلام) به راه افتاد، شخص در راه همراه امام بود، تا این که به در خانه امام رسیدند، امام(علیه السلام) بدون این که به آن شخص تعارف کنند از او جدا شده و وارد خانه شدند، در این هنگام اسماعیل به حضرت عرض کرد: ای پدر چرا به آن شخص تعارف نکردید و نفرمودید داخل منزل شود؟ حضرت فرمود: «آمدنش در خانه موردی نداشت (یعنی آمادگی پذیرش او را نداشتم) اسماعیل گفت: اگر تعارف می ‎کردید او خودش نمی ‎آمد. حضرت فرمود: دوست ندارم که خداوند نام من را جزء کسانی ثبت فرماید که در تعارف زیاده ‎روی می‎ کنند.(یعنی تعارف‌ دروغین می ‎کنند).»(بحارالانوار، ج72، باب العرض علی اخیک، ص457)

    به هر حال تعارف در صورتی‎ که از دل ما برآمده نباشد، رنگ ریاکاری و تظاهر به خود می ‎گیرد، چیزی که در اصطلاح آنرا  "تعارف شاه ‌عبدالعظیمی" می‎نامیم؛ یعنی زمانی که شخص به زبان تعارف کند ولی در دل راضی نباشد که قطعاً این دست تعارفات برای مخاطب ما نیز خوشایند نخواهد بود؛ زیرا از قدیم گفته ‎اند: "آن چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند."

     

    (امتیاز 0 از 1 رای)

    نظر خود را اضافه کنید.

    ارسال نظر بعنوان میهمان

    0
    نظر شما به سامانه مدیریت ارسال شده است.
    • هیچ نظری یافت نشد
    کلیه حقوق این وب سایت متعلق به کانون سخنوران می باشد.

    Please publish modules in offcanvas position.