سخنوران


  

     

    aparat

    email

    instagram

    linkdin

     

    tel

    بهترین تکنیک های سخنرانی

     

    خداوند انسان را آفرید و به او بیان آموخت تا از محنت سکوت و تنهایی برهاندش. سخنرانی و سخنوری، صناعتی وام گرفته از حکیمان، پیشوایان و دانشمندان است که به منظور اقناع و جهت تصرف عواطف و احساسات به کار گرفته می شود.

    بیان، بافتی که گاه از منظر ادبی و سخن شناسی دارای ترکیب تکوینی می باشد و گاه از منظر روانشناسی، دارای قوه تاثیرگذاری و ایجاد انفعال در مخاطب می شود، و گاه از اصول تعلیم و تعلم و گفت و شنود به مبارزه­ گری طلبیده می شود.

    کلام، در کتب دینی اسلامی؛ موهبتی الهی، شاخص، برجسته و روشی برای بهره مندی انسان معرفی گشته است و خداوند انسان را آفرید و به او"بیان" آموخت؛ که مفهومی فراگیر دارد و شامل هر نوع پرده ­برداری از ضمیر ناخودآگاه انسان است  و مقصود، قدرت تکلم و سخن گفتن است.

    قدرت بیان، با نظر به بافت طبیعی و تعبیه ذاتی ابزار و ادوات صوتی در وجود انسان، هم چون:زبان، حنجره، تارهای صوتی و ... و با توجه به هوش سرشار و توان فکری بشر، بر ابداع لغات نوین، طبق نیاز زبان، و قدرت اختراع زبان و استخدام ادبیات مستقل، ارزش الهی، انحصاری و انسانی دارد که  مختص به انسان است.

     

    گفتار و سخنوری و خطابه، چهار رکن اساسی دارد:

    الف) حالت مشافهه (رودررو سخن گفتن و گفتگو کردن) و زبانی بودن.

    بیان قلم، نوشتار و اشاره، خطابه نیست. مسیر نوشتار و گفتار از نظر مغزی هم متفاوت است. لزوما نویسنده های توانمند، سخنوران بزرگی نیستند و عکس این حکم نیز صادق است. برای تمرین سخنوری و سخنرانی، هرگز متن کامل سخنرانی خود را ننویسید و آن را حفظ کنید. شما باید برای تمرین سخنرانی ابتدا به تهیه نطق بپردازید. نطق متن کامل سخنرانی نیست، بلکه نکات مهم و رئوس مطالبی است که شما باید در سخنرانی خود به آن بپردازید.

    ب) مخاطب

    یکی از ارکان مهم سخنرانی و سخنوری، حضور مخاطب است. اهمیت مخاطب به حدی است که تحلیل مخاطب و به زبان مخاطب صحبت کردن از اصول اساسی ر سخنرانی حرفه ای است. یک سخنران هرگز نمی تواند بدون در نظر گرفتن شرایط، طبقه، نیاز و خواسته مخاطب سخن بگوید. یکی از جامع ترین تعاریف سخنوری، بیان کلام به قصد راهبری و تاثیرگذاری بر مخاطب است. هرجا که شما با کلام خود قصد راهبری و تاثیرگذاری بر مخاطب دارید به این معنی است که مشغول سخنرانی هستید. چه برای یک نفر چه برای صدها یا هزاران نفر

    ج) به کارگیری قدرت فعال بیانی و حالت خطابه.

    کلام با حالت سرد و بی روح، سخنرانی و خطابه فنی نیست. فن بیان از مهارت های ضروری است که هر سخنران و سخنور حرفه ای باید آن را بیاموزد. فن بیان به شما کمک می کند تا تاثیر کلام خود را صدچندان کنید و به آن طراوت و تازگی ببخشید. اگر بهترین خطابه، با فن بیان درست و ادا نشود، تاثیرگذاری لازم بر مخاطب را ندارد.

    د) برانگیختن احساسات و عواطف مخاطب و اشباع و اقناع آنان.

    همان گونه که آب و اکسیژن مایه حیات مادی بشر است، "بیان و تکلم" نیز مایه حیات معنوی و پایه فرهنگی انسان تلقی می گردد. اگر انسان مانند دیگر  جانداران فاقد گفتمان بود، همچنان در سطح بدوی می ماند و پا به عرصه مدنیت نمی گذاشت و در تعلیم و تربیت بر روی او گشوده نمی شد.

    "بیان" و "سخن گفتن"، به ویژه در قالب سخنرانی ، در حقیقت نفوذ معنوی در شنونده و تحت تاثیر قرار دادن اوست و این امر نیازمند آموزش لازم و آشنایی با زیر و بم فن بیان و سخنوری ست.

    سخنرانی صرفا بیان آن چه می دانید، نیست، بدون آموزش و شیوه شناسی، نمی توان در ایجاد جذابیت و اقناع مخاطب ،موفق بود.

    کلام موثر، زمانی زنده و استوار می ماند که در قالبی زیبا در آید و با سبک صحیح و شیوا ادا شود."سخن خوب گفتن" در یک کفه ی ترازو، و "خوب سخن گفتن" در کفه ی دیگر آن است، تا چندی که این دو کفه، به درستی موازنه نشود، میزان گفتار، تراز نمی شود. گفتار، اگر در قالبی بی تناسب و ناهنجار جلوه کند، بر دل نمی نشیند، بر خلاف آن که اگر  همان گفتار در جام بلورین عرضه شود، بر مذاق اهل ادب، خوش تر آید. مانند آنکه: پادشاه با اضطراب از خواب برخاست و معبران را پیش خود خواست به یکی از آن ها گفت؛ در خواب دیدم تمام دندان هایم ریخته است، تعبیر آن چیست؟ پاسخ داد: تمام خویشاوندانت می میرند و تو تنها می مانی.

    پادشاه نیز دستور قتل او را صادر کرد و از دیگری نظر خواست. وی گفت: ملکا! چه نیکو ست این خواب شما. این خواب نشان می دهد عمر تو از همه ی کسانت، زیادتر می شود و بیش تر از همه آن ها در دنیا می مانی. پادشاه خوشحال گشت و دستور تکریم و تشویق او را صادر کرد.

    اختلاف تعبیر آن دو چه تفاوتی با یکدیگر داشت که اولی به بستر مرگ و دومی به مهد نعمت و رفاه روانه شد؟

    به یقین، قلب گفتارشان، یکی، ولی سبک و سیاق سخنشان متفاوت بود؛ اولی با ساختار سلبی به تعبیر خواب پرداخت و نتیجه تلخی از آن دریافت و دومی با ساختار اثباتی به آن پرداخت و ثمره شیرینی از آن برداشت.

    با نظر به این راز مهم و انعکاس روانی و اجتماعی سخن سرایی ست که حضرت امیر(ع)، آموزش دو مقوله ی "گفتار شناسی" و " سبک شناسی" را بر سخنوران شایسته، لازم می داند و از سخنوری، بدون آشنایی با فنون آن و دریافت جوهره ی سخن، باز می دارد و می فرماید: " هرگز مباد که در موضوعی سخن بگویی، بی آنکه راه و روش آن را فراگیری و از حقیقت آن آگاه شوی، چرا که گفتارت نشانه مرتبه ی عقل تو است و عبارتت (قالب و سبک سخنت) از مقدار علم و معرفتت خبر می دهد ."

    بنابراین، مطلب خوب، بدوی ادای خوب، ضایع می شود. تهیه گفتار عالی، مستدل، نو و منطقی کافی نیست؛ زبان پر قدرت، روش درست و خوش آیند و بیان بلیغ می طلبد و مهارت در آن ها، جز با آموزش فن خطابه و اصول سخنوری میسر نیست.

    موفقیت هر فرد بسته به تاثیر شخصیت او بر دیگران است و شاخص این شخصیت بیان خوب و قوه نطق و سخنوریست. در همان اولین برخورد اگر زبانی گویا و بیانی رسا وجود داشته باشد، به ارزش شخصیت افزوده می شود و چنانچه گفتاری ضعیف و زبانی ناتوان به کار گرفته شود، از ارزش شخصیت کاسته می شود. بنابراین، شخصیت و قدرت بیان، دو اصل مرتبط به یکدیگر و دو عامل موثر پیشرفت در زندگیست. بزرگان از میان اشخاصی برخاسته اند که دارای نطقی قوی بوده و از این راه توانسته اند در دل دیگران رخنه کنند.

    سخنور باید  سخن را با کلامی موزون و محکم آغاز نماید، بیان جملاتی در آغاز که نشان ضعف و تضرع و زاری باشد، به جز آنکه از ارزش سخن بکاهد و شنونده را از همان آغاز وازده نماید، ثمره دیگری نخواهد داشت. سخنرانی باید متضمن نکاتی مفید و آموزنده باشد و این اصل را باید قبلا با انتخاب موضوع که این نیاز را بر آورد در خاطر داشت و از تکرار جملات محمل که روح شنونده را کسل می سازد دوری کرد.

    آرامش ظاهری، متانت و اصالت حرکات سخنور، در تاثیر سخن بسیار دخیل است، سخنور شایسته، شخصی ست که بیان او صریح و علم و ایمانش به سختی که می گوید در حالتش منعکس باشد.

    اصولا سخنران ورزیده، اهل مطالعه است و رغبت مطالعه را مادام درون خود نگاه می دارد، زیرا مطالعه وسیع، منبع اطلاعات را غنی و شخص را راغب به سخن گویی می سازد.

    سخنور به هنگام انتخاب موضوع اصول چهارگانه : چه بگویم – چگونه بگویم – چرا بگویم – چه وقت را بگویم را باید در سخنرانی در نظر بگیرد و بر این چهار پایه سخنرانی را استوار سازد و سپس آن را آشکارا در چشم مخاطب مشاهده کند.

    سخنور با قریحه، شیوا و رسا سخن می گوید و از آنجا که آدمی ساخته و پرداخته عواطف و احساسات است، با رعایت این جنبه و حس زیبایی شنونده نیز، در عین قوت و رسایی و توجه به اصوات کلمات، هر لفظ را به درستی تلفظ و جملات را پر طنین و خوش آهنگ ادا می نماید.

    خوش پوشی و آراستگی و علاقه به ظاهر خود، مخاطب را برای شنیدن سخن رانی به رغبت می آورد و سخن زمانی اثر مطلوب بر او می گذارد که مخاطب آشنایی و اطلاع گوینده را بر اصول و فنون سخنوری حس کند.

    چه نیکوتر آن است که شخص سخنور مقام خود را محترم شمارده و به هنگام نظق در حالی که بیان او صمیمی و لحن او ملایم و دوستانه است با فروتنی و خوش رویی علاقه و احترام خود را به شنونده ظاهر سازد و حس اعتماد و اطمینان را از این راه جلب نماید و کلام خویش را موثر تر در دل شنوندگان بنشاند.

    سخنور پرقدرت بایستی روح و اندیشه مخاطب را زیر سلطه و نفوذ خود بگیرد و هر سخنور خوب در آغاز شنونده ای خوب بوده است و در پایان کار باید به خاطر بسپارد که هدف از سخنرانی، قدرت بیان و توصیف مطلب است که اثر آن را باید در پاسخ از قضاوت شنونده انتظار داشت.

     

     

    نظر خود را اضافه کنید.

    ارسال نظر بعنوان میهمان

    0
    نظر شما به سامانه مدیریت ارسال شده است.
    • هیچ نظری یافت نشد
    کلیه حقوق این وب سایت متعلق به کانون سخنوران می باشد.

    Please publish modules in offcanvas position.