سخنوران


  

     

    aparat

    email

    instagram

    linkdin

     

    tel

    ترس‎های کودکان در کجا ریشه دارند؟

     

    همه‌ی ما انسان‎ها از بدو تولد تا هنگام مرگ، مفاهیم و احساسات متنوعی را تجربه می‎کنیم. یکی از این احساسات که از دوره کودکی و عموماً با ورود به سن سه سالگی در کودک شکل می‎گیرد، ترس است."ترس در کودکان" اغلب به‏صورت تدریجی و با رشد دنیای خیالی آنها شکل می‌گیرد.

    درحقیقت کودکان با شخصیت‎های خیالی که در طول روز در برنامه‎های تلویزیونی و کتاب‎ها دیده‎اند یا شنیده‎اند در دنیای ذهنی خود ارتباط برقرار می‎کنند؛ سپس همان موجودات فانتزی سرگرم کننده در روز، شب هنگام و با تاریک شدن هوا برای آنها، تبدیل به موجوداتی مخوف و هولناک می‎شود که ترس‏شان را برمی‎انگیزد.

     

    البته تنها موجودات خیالی و ذهنی، باعث شکل‌گیری ترس در کودکان نمی‎شود؛ گاهی اوقات دیدن فیلم‎های ترسناک یا بازیهای رایانه‎ای خشن که مناسب سن آنها نیست و یا مشاهده‎ی مرگ عزیزان و... نیز می‎تواند، منجر به بروز ترس و وحشت در کودکان شود.

    اینکه چرا کودکان می‌ترسند؛ مورد توجه بسیاری از صاحب‎نظران رشد کودک و روانشناسان بوده است. برخی از محققان عوامل زیستی را به عنوان علت برخی از ترس‌ها عنوان کرده‌اند و برخی دیگر عوامل روان‎شناختی، عوامل خانوادگی و سایر عوامل را مطرح کرده‌اند. در برخی اوقات ترسی که کودک از خود نشان می‌دهد به یک نیاز روانی ارتباط دارد. مثلاً کودکی که ترس از مدرسه دارد، ممکن است از لحاظ روانی وابستگی زیادی به پدر یا مادر خود داشته باشد و ترس او در واقع ریشه در این وابستگی دارد.

    گاهی اوقات یک تغییر در شیوه‎‎ی زندگی مثل: تغییر محل سکونت، جدا شدن از والدین و... به صورت ترس از تاریکی، ترس از حیوانات و غیره خود را نشان می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت؛ برخی از ترس‌های مشخص و معین کودک می‌تواند، ریشه‌های روانشناختی داشته باشد و مستقیماً با موضوع آن ترس مرتبط نباشد. حتی گاهی خانواده مسبب ایجاد یا ریشه‎دار کردن ترس در کودک هستند.

    کودکی که نیاز به احساس امنیت دارد با مشاهده‏ی رفتار و حالات والدین و خانواده خود، شروع به شناسائی موقعیت‌های امن از ناامن می‌نماید و در این راستا کاملاً متکی بر آنهاست. بنابراین آنچه رفتار مادر نشان می‌دهد برای او الگو و اساس رفتارش است.

    کودک با مشاهده‎ی رفتارهای مختلف، می‌آموزد که چه چیزی ترسناک است و چه چیزی ترسناک نیست. گاهی اوقات ترس کودک، ناشی از شیوه‎های زیستی غلط والدین است. والدینی که برای وادار کردن کودک به انجام کاری او را تهدید می‌کنند و یا از چیزی می‌ترسانند. مثلاً مادر به کودک خود می‌گوید: «اگر شلوغ کنی می‌روم و دیگر بر نمی‌گردم!!!» یا برای وادار کردن او به خوردن دارو او را از آمپول می‌ترساند؛ در این شرایط فشار روانی که والدین به کودک خود وارد می‌کنند، می‌تواند به صورت ترس‌های مختلف خود را نمایان کند. در کودکان ناراحتی‌ها و اضطراب‌های روانی اغلب با مواردی از قبیل ترس و... مشخص می‌شوند.

    گاهی علت ایجاد ترس از تاریکی کودک، همزمان شدن تاریکی هوا و قطع ناگهانی برق، با صداهای مهیب است؛ صداهایی مثل رعد و برق باعث می‎شود کودک تصور کند، این وقایع همزمان رخ می‎دهند؛ بنابراین هر بار با تاریک شدن هوا، کودک دچار اضطراب  شده و پس از آن منتظر است که صدای مهیب و مخوفی به گوشش برسد.

    گاهی ممکن است کودک، ترس از یک موضوع را در محیط خانواده آموخته باشد. مثلاً مادری که از عنکبوت می‌ترسد، این ترس خود را به کودک منتقل می‌کند. این اتفاق بر اساس فرآیند یادگیری صورت می‌پذیرد. به‎طوری که والدین در آموزشِ اکثر رفتارها به عنوان الگو و سرمشق کودک به‎صورت مستقیم یا غیرمستقیم در فرآیند یادگیری او دخیل هستند.

    در این شرایط بهتر است به مشاوره یا روانکاو مراجعه کنید و این ترس را که جزو اختلال‎های اضطرابی است، درمان کنید. درمان اصلی ترس، از هر نوعی که باشد، حساسیت‎زدایی تدریجی است. احتمالاً درمانگر از شما می‎خواهد که به جذابیت‎ها و آرامش و سکوت نهفته در تاریکی، طلوع ماه و حضور ستارگان در شب و... بیندیشید تا ترس شما از میان برود.

    آیا خواب‎های آشفته و کابوس‎های کودک معنادار است؟

    اگر کودک شما خوابهای ترسناک یا کابوس میبیند و از آن میترسد، کافی است مانع حرف زدن او و تخلیه هیجانی‎اش نشوید. اگر صبح روز بعد، کودک هنوز تمایل دارد، درباره‎ی کابوسش صحبت کند، شنونده‎ی خوبی باشید تا شاید بتوانید موضوع و علت اصلی کابوس‎ها را از همین طریق رفع و رجوع کنید.

    افکار و احساسات سرکوب شده، معمولاً در رویاها نمود پیدا میکنند. کودک ۵ ساله تفاوت بین خواب و واقعیت را میشناسد، امّا برای کودک زیر ۳ سال هنوز این مسئله روشن نیست. کودکان زیر ۳ سال، تفاوت خواب و واقعیت را نمی‏دانند و حتی بعد از باز کردن چشم‎ها و در حالی که در آغوش شما هستند، حس می‎کنند همچنان خواب هستند. به همین دلیل ممکن است، هنگام بیداری با گریه و یا فریاد از خواب بیدار شوند؛ در این شرایط بهتر است، تدبیری بیندیشید و در قصه‎هایی که در طول روز برایش می‎خوانید، او را با مفهوم خواب دیدن و تفاوت آن با واقعیت تا حدی آشنا کنید.

    برخی از کابوس‎های کودکان به مرور زمان و به‌صورت خود به خود محو می‎شوند و نیازی به نگرانی وجود ندارد؛ امّا در صورت ادامه‏دار شدن خواب‏های آشفته در کودک حتماً به پزشک متخصص مراجعه کنید تا این ترس و اضطراب‎ ریشه‎دار نشود.

    چه نوع ترس‌ها به توجه و درمان نیاز دارند؟

    در وهله اول باید به سن کودک توجه داشت. برخی از ترس‌ها در سنین خاصی، شایع و معمول هستند. بنابراین اگر چنین ترس‌هایی بیش از دو سال دوام داشته باشند، حتماً به توجه و درمان نیاز دارند. اصولاً ترسان شدن از موضوعی که اقتضای سنی اوست، نباید پس از گذر از آن دوره‎ی سنی خاص به درازا بینجامد و گاه بدون نیاز به مداخلات درمانی این ترس به تدریج کاهش پیدا کرده و بالاخره از بین می‌رود. همین‎طور برای تشخیص ترس‌های غیر عادی باید به نوع ترس نیز توجه داشت.

    هر چند گاهی اوقات کودکان از چیزی می‌ترسند، ولی این ترس چندان وحشت‌زا نیست و مشکل خاصی در عملکرد روزانه‎ی کودک ایجاد نمی‌کند و واکنش ترس در او چندان شدید و ناهنجار نیست. امّا زمانیکه نوع ترس کودک غیرعادی است و نیاز به مداخلات درمانی دارد، واکنش کودک به عامل ترس بسیار شدید است. در این شرایط کودک بسیار وحشت زده می‌شود و رفتارهایی از خود نشان می‌دهد که اغلب خارج از کنترل دیگران است.

    برای درمان ترس در کودکان چه باید کرد؟

    این ترس‎ها در کودکانی که زمینهی اضطراب دارند یا والدین با آنها بدرفتاری میکنند، می‎توانند تا بزرگسالی ادامه پیدا کنند. نکته مهمی که والدین نباید آنرا دور از خاطر نگه دارند، درک احساس کودک و حمایت و همدلی از اوست. گفتن جمله‎هایی مثل: «ترس نداره»، «خجالت بکش» و… یا بدتر از آن، تنبیه کودکان و فرستادنشان به مکان‎های تاریکی مانند: انباری، حمام و… این دوره گذرای ترس را ریشه دار می‎کنند. متأسفانه برخی والدین از این ضعف کودک برای تنبیه او و کنترل بدرفتاریهایش، استفاده یا بهتر بگوییم؛ سوءاستفاده می‎کنند.

    در تحقیقات ما درباره‎ی ترسهای تشدید یافته از جانب والدین، پسر بچه ۵ سالهای گزارش شد که به دلیل درگیری والدین و بدرفتاری آنها، ترس از تاریکی برایش دردسرساز و راهی بیمارستان شده بود. او به محض فرا رسیدن ساعت خاموشی، فریاد می‎کشید و میگفت: «قورباغههای بزرگ سبزرنگ، زبان بلند و صورتی رنگشان را درمیآورند و به من نگاه میکنند؟؟؟» والدین او در این شرایط، نه تنها به اضطراب و ترس او بیتوجه بودند، بلکه او را بابت فریادهایش تنبیه کرده بودند!!!

    واکنش و رفتار درست از جانب والدین، نقش مهمی در پایان بخشیدن به ترس کودکان دارد. به طور مثال ما باید به فرزند خود که از تاریکی هراسان است بگوییم: «می‎دونم که ترسیدی، امّا بیا بریم ببینیم چه چیزی تو را ترسانده!» با روشن کردن چراغ و بررسی هر شیء و حتی سایه‎هایی که در تاریکی وجود دارند به فرزندتان آرامش و اطمینان خاطر بدهید، هر آنچه در روز و روشنایی وجود دارد، در شب تاریک هم هست. "سایه بازی کردن" در اتاق تاریک یا نیمه تاریک، می‎تواند راه‎حلی برای گذر از دورهی ترس کودک باشد.

    روانشناسان برای کاهش ترس‌های کودکان راه‎های زیادی را توصیه می‌کنند. آنها در وهله‎ی اول به والدین توصیه می‌کنند که در رفع مشکل کودک عجولانه عمل نکنند. تعجیل و شتابزدگی آنها در کاهش ترس کودک می‌تواند به جای درمان ، اضطراب و ترس او را افزایش دهد. این ترس معمولاً به‎تدریج از بین می‌رود و لازم است والدین با خونسردی و آرامش در رفع آن بکوشند.

    توصیه بعدی روانشناسان این است که هرگز کودکان را به خاطر ترسی که دارند، تحقیر و سرزنش نکنیم. هرچند دلیل ترس کودک از نظر ما بزرگترها، کاملاً غیرمنطقی و نامعقول به نظر می‌رسد، امّا خود کودک چنین احساسی ندارد و نمی‌تواند، غیر منطقی بودن ترس خود را درک کند، پس سرزنش به او کمکی نخواهد کرد.

    حتی زمانیکه کودک تحت نظر یک متخصص یا روانشناس درمان می‌شود، اگر عامل اصلی ایجاد کنندهی ترس هنوز حضور داشته باشد، چندان فایده‌ای نخواهد کرد. مثلاً زمانیکه خود مادر از تاریکی می‌ترسد، هرچند کودک حمایت‌ها و درمان‌هایی را از روانشناس و مشاور خود دریافت می‌کند، اما الگویی که در خانه از رفتار مادر می‌پذیرد، الگویی قویتر است که نتایج یک درمان ثمربخش را از بین می‌برد. بنابراین لازم است علل اساسی ترس کشف و مرتفع شوند.

    بازی کردن، فعالیتی است که از طریق آن می‎توانیم؛ ترس کودک را از بین ببریم. مثلاً با کودکی که از آمپول می‌ترسد، می‌توانیم یک بازی خوب ترتیب دهیم که در آن کودک آمپول زدن را تمرین می‎کند.

    هرچند ترس، به‎صورت غریزه‎ای طبیعی در همه‏ی ما وجود دارد، امّا تنها به دلیل تغییراتی که در شدت و نوع آن بوجود می‌آید از حالت عادی خارج می‌شود. این ترس‌ها تحت عنوان ترس‌های مرضی شناخته می‌شوند که هم کودک و هم اطرافیان او را آزار می‌دهند. توصیه‌های مناسب روانشناسان و استفاده از مداخلات رفتاری در این راستا می‌تواند سودمند باشد.

     

    نویسنده: زینب علی محمد

     

     

    نظر خود را اضافه کنید.

    ارسال نظر بعنوان میهمان

    0
    نظر شما به سامانه مدیریت ارسال شده است.
    • هیچ نظری یافت نشد
    کلیه حقوق این وب سایت متعلق به کانون سخنوران می باشد.

    Please publish modules in offcanvas position.