سخنوران


  

     

    aparat

    email

    instagram

    linkdin

     

    tel

    با والدین مقتدر و بهترین شیوه‎ی فرزند پروری آشنا شوید

     

     

    والدین از بدو تولد کودک تا بزرگسالی به‎صورت پیوسته به کنش و رفتار مناسب با فرزندان خود می‎اندیشند؛ حتی بسیاری از والدین به‎خاطر نشان دادنِ واکنشی نامناسب، مثل: تنبیه بدنی یا گفتن سخنانی ناشایست تا مدت‎ها دچار عذاب وجدان یا ناراحتی خاطر می‎شوند. به نظر شما بهترین شیوه‎ی فرزندپروری چیست؟

    ما پیش از این در مقاله‎ای با عنوان " داشتن کودکانی حرف‎شنو با آگاهی از انواع روش‌های تربیتی" خلاصه‎ای از انواع رویکرد‎های والدین در تربیت کودکان را با شما مطرح کردیم. در این مقاله عنوان شد که والدین چهار شیوه یا روش برای تربیت فرزندان خود اتخاذ می‎کنند؛ این چهار شیوه شامل: شیوهی فرزندپروری مقتدرانه، مستبدانه، کودک‎سالار و بی‌تفاوت است و گفتیم بهترین شیوه برای تربیت فرزندان به‎کارگیری اقتدار و نفوذ برای انجام امور مربوط به کودکان است. امّا در این پست می‎خواهیم ویژگیهای والدین مقتدر را بهتر بشناسیم؛ پس با ما همراه باشید.

     

    والدین مقتدر چه کسانی هستند؟

    والدین مقتدر، پیوسته به کودکان خود توجه و دقت دارند و مرتباً آنها را مورد پالایش قرار داده و ارتباط کلامی و عاطفی بسیار مناسبی با فرزندان خود دارند. آنها فرزندان خود را افرادی مستقل، دارای تفکر استدلالی با تجزیه و تحلیل مناسب از وقایع پیرامونشان بار می‎آورند. حس احترام و مسئولیت پذیری، همکاری و مشارکت در امور مختلف در کودکان این خانواده، نهادینه شده و همواره مورد تشویق و حمایت والدین قرار می‎گیرند.

    والدین مقتدر، همواره محیط خانواده را به فضایی گرم، عاشقانه، امن و سرشار از آرامش تبدیل می‎کنند. همه‎ی فرزندان حق اظهار نظر دارند و در رابطه با مسایل مختلف مشورت کرده و در تصمیمات و اجرای آن مشارکت کافی دارند. والدین مقتدر به شخصیت فرزندان احترام می‎گذارند و در مواقعی که عملی نامناسب از وی سر بزند، تنها رفتارش و نه شخصیتش مورد نقد قرار می‎گیرد.

     

    اطاعت از فرمانده، روش تربیت در نسلهای پیشین  

    حتماً همه‎ی شما سریال "پدرسالار" مشاهده کرده‎اید. سریالی که به گمانم یکی از بهترین نمودهای روش تربیت در نسل‎های گذشته بوده است. در این سریال پدر خانواده، یعنی محمدعلی کشاورز، نقش فردی با نفوذ و اغلب مستبد و خود رأی را ایفا می‎کرد که تمامی فرزندان به‎خاطر این جذمیت پدر و ترسی که داشتند، از او اطاعت می‎کردند.

    همه‎ی ما کم یا بیش در خانواده‎هایی با این سبک از تربیت، رشد یافته‎ایم. در حقیقت این سبک فرزندپروری که ما آنرا "روش مستبدانه" می‎نامیم، مخصوص خانواده‌هایی است که اقتدار را همراه با نوعی ترس به فرزندان خود منتقل می‌کنند. حریمی آغشته از « احترام»، فاصله‌ی والدین و فرزندان را در بر می‌گیرد. در این شیوه نقش پدر در خانواده برجسته و پر رنگ بوده و فرزندان، حق برداشتن قدمی جلوتر از پدر را نداشتند.

    چیزی که والدین امروزی کاملاً از آن فاصله گرفته‏اند، ایجاد رعب در فرزندان برای اطاعت از آنان و نوعی گریز از اقتدار شخصی است؛ امّا مشکل اینجاست که دیگر هیچ‎یک از فرزندان به درخواست‎های والدین خود توجهی ندارند. مادر ممکن است، بارها به فرزند خود گوشزد کند تا به تکالیفش بپردازد، امّا کودک بدون هیچ‎گونه توجهی، مشغول انجام بازی مورد علاقه‎اش در اینترنت باشد.

    "پدرهای قدیم، نه تحصیل کرده بودند، نه از اصول روانشناسی سر درمی‎آوردند، ولی حرفشان نزد فرزندان ارزش داشت.  اگر پدر ۱ بار حرفی می‌زد، فرزند آن حرف را تا ۳۰ سال، آویزه‌ی گوشش می‌کرد؛ این روزها اگر پدر بیچاره ۳۰ بار یک حرف را بزند، فرزند ۱ بار هم بدان عمل نخواهد کرد!!!"

    این شیوه‌ی تربیتی در جامعه‌ی امروزی که روند تربیت تلطیف شده است و از «ترس» خبری نیست، کاربردی ندارد. در دنیای امروز، هیچ کودکی بدون ارائه‎ی دلیل و منطق حرف شما را نمی‎پذیرد. به‎نظر می‏رسد، ضعف عمده‎ی شیوه‎ی تربیت در دوره‎های گذشته، ترزیق بیش از حد ترس و نوعی جزمیت بدون دلیل و منطق از جانب برخی از والدین بوده است. در مقابل ضعف عمده‎ی والدین امروزی، محبت بیش از حد و آزادی عمل بی چون و چرا و تضعیف اقتدار شخصی در میان آنان است.

    به خاطر داشته باشیم، اقتدار بدون تزریق ترس و اضطراب در کودک، بهترین شکل تربیت وی است. اگر کودکان امروز به دنبال دلیل و منطق هر موضوع هستند، ما باید با ذکر دلیل مناسب و برخورداری از ثبات عمل، آنها را برای انجام اعمال و رفتار مناسب توجیه و تشویق کنیم.

    ویژگی فرزندان در خانوادههای مقتدر:

    • متکی به خود همراه با عزت نفس و اعتماد به نفس
    • احساس استقلال و نیز تلاش برای آن
    • خلق و خوی آرام و مناسب
    • رفتار اجتماعی شایسته
    • خلاق و مبتکر
    • گرم و صمیمی
    • دارای حس همکاری و مشارکت
    • متعهد و مسئولیت‎پذیر
    • در این سبک فرزندپروری والدین با آهنگ رشد کودک، حرکت می‎کند

     

    ویژگیهای شخصیتی والدین مقتدر:

    • تعادل روانی بالا
    • دارای منطق قوی ذهنی
    • قوه‎ی لذت‎طلبی مهار یافته و منظم
    • ثبات عاطفی بالا
    • مثبت‎اندیش و خوش‎بین
    • قوی و مستقل
    • دارای دید عمیق و شناخت درست از توانایی‎های بالقوه و بالفعل کودک

     

    کودکانی که والدین مقتدر دارند در اجتماع چه رفتاری دارند؟

    این بچه‌ها در مدرسه می‌توانند به خوبی با دیگران در ارتباط باشند و در زمینة مسائل عاطفی دچار اشكال نخواهند شد؛ زود با دیگران ارتباط برقرار می‎کنند؛ آمادة همكاری با دوستان خود هستند و اختلاف عقاید دیگران در نظر آنها امری عادی است، زیرا بارها نظرات مختلف را در خانه شنیده و تحمل كرده‌اند. تعصب در میان این دسته از بچه‌ها كمتر دیده می‌شود و به هیچ وجه درصدد تجاوز و حمله به دیگران بر نمی‌آیند.

    میزان آزادی عمل در خانواده‎های مقتدر تا چه حد است؟

    البته دموكراسی در محیط خانواده‎های مقتدر، به معنای برخوداری از آزادی نامحدود نیست، زیرا در چنین خانواده‌ای اگر محدودیت‌ها برداشته شود و افراد، حقوقی برای یكدیگر قائل نباشند، ‌احتمالاً همه‎ی افراد خانواده، دستخوش دگرگونی و اختلال می‌شوند و كودكان نیز در آینده با موازین اجتماعی و اخلاقی جامعه‎ی خود در تعارض قرار می‌گیرند.

     كودكانی كه در خانواده‌های دموكراتیك پرورش می‌یابند، معمولاً از نظر نمره‌های درسی و حتی بهرة هوشی،‌ در مقایسه با كودكان پرورش یافته در دیگر محیط‌ها، پیشرفت بهتری دارند. این كودكان از حس كنجكاوی بیشتری برخوردارند، خلاق و منحصر به‎فرد هستند؛ در بین همسالان خود محبوبیت بیشتری دارند و بالاخره بهتر می‌توانند، رهبری گروه همسالان را بر عهده بگیرند.

    آزادی حساب شده در این خانواده‌ها تا حدی است كه كودكان علاوه بر بیان عقیده‎ی خویش، در مواردی كه به نظرشان نادرست می‌نماید، اجازه دارند با والدین خود مخالفت كرده و با آنها بحث كنند. مهار منطقی موجب می‌شود كه كودكان این خانواده‌ها قوانین و اصول رفتارهای صحیح و عامه‌پسند را درونی كرده و در قبال اعمال و گفتار خود احساس مسئولیت كنند.

    متخصصان تعلیم و تربیت، این گونه والدین را والدین «مقتدر» نامیده‌اند؛ چرا كه اینان هم برای رفتار خودمختارانه و هم برای انضباط، اعتبار قائلند. جكسون و همكاران (1990)، معتقدند كه والدین بچه‌های خلاق، استبداد و محدودیت‌های انضباطی كمی‌دارند. باومریند، در تحقیقات خود به این نتیجه رسید كه بین تعامل مثبت و گرم والدین با كودكان و افزایش رفتارهای مثبت و كفایت اجتماعی فرزندان، ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد.

    در این نوع خانواده‌ها والدین و فرزندان روابط صمیمی و مستحکمی باهم دارند. قوانین شناخته شده است و افراد متکی به نفس و خودمختار بار می‎آیند. تذکر و نصیحت، تنها در شرایط خاص و بزنگاه، با در نظر گرفتن تمامی جوانب صورت می‌گیرد. والدین در کنار خانواده حضوری فیزیکی و رفاقتی دارند.

    در اغلب این خانواده‌ها، رفاه مطلق حکم‌فرما نیست. اینان معتقدند فرزندشان باید سیراب از محبت باشد، ولی لزومی ندارد که از امکانات هم سیراب گردد؛ زیرا آشنایی با سختی‌ها و راه مقابله با آن‌ها را عامل پیشرفت فرزندشان می‌دانند.

    والدین قاطع و صمیمی در این خانواده‌ها، سکّان کشتی زندگی را در طوفان حوادث به دست می‌گیرند؛ مدبرانه تدبیر می‌کنند؛ قاطعانه تصمیم می‌گیرند و پشتوانه‌ی محکمی می‌گردند برای اهالی خانه؛ الگوی مقتدری می‌شوند برای فرزندان و مایه‌ی افتخار و مباهات خانه.

    شور و مشورت واقعی در این نوع خانواده به چشم می‌خورد. اگر والدین اظهارنظری می‌کنند، با اقامه‌ی برهان و دلیل آن را پشتیبانی می‌کنند، تا فرزندان آن را با میل و رغبت بپذیرند. به عنوان مثال: اختلاف نظر درباره‎ی کلاس موسیقی را در نظر بگیرید. پدر یا مادر فکر می‎کند که فرزندش باید نواختن یک ساز را یاد بگیرد؛ امّا فرزند نمی‎خواهد، دیگر در کلاس پیانو حاضر شود. در این جا پدر یا مادری که از سبک فرزند پروری مقتدرانه تبعیت می‎کند در تلاش است برای فرزند خود توضیح بدهد که چرا یاد گرفتن موسیقی برای فرزندش مهم است. در عین حال تلاش می‎کند تا علت عدم تمایل او را به شرکت در کلاس موسیقی پیدا کند و با در نظر گرفتن دیدگاه او می‎کوشد تا بین آنچه او آن را مهم تلقی می‎کند و آنچه فرزندش مهم می‎داند تعادلی برقرار کند.

    در نهایت اگر والدین دریابند که فرزندشان استعدادی برای یادگیری موسیقی ندارد از هدف و خواسته‎ی خود صرف نظر می‎کنند یا آن که سعی نموده در این خصوص با فرزند خود مصالحه کنند به‎گونه‎ای که هم به نیازها و علائق او توجه کنند و هم اهدافی که برای او در سر دارند را عملی سازند. مثلاً امکان دارد در جستجوی ساز دیگری باشند که فرزندشان نیز، بدان علاقه‎ی بیشتری به آن نشان می‎دهد.

    در حقیقت، چون مشورت خواهی از فرزندان در این خانواده‎ها، با نوعی رهبری مدبرانه همراه است، سبب می‌گردد، آنچه مدّنظر والدین است از زبان فرزند شنیده شود و بدان عمل گردد.

    در کل می‌توان سبک مقتدرانه را این‌گونه برشمارد: تشویق به استقلال همراه با محدودیت بر رفتارها، مبادله‌ی کلامی زیاد، گرمی و دلسوزی.

     

    نظر خود را اضافه کنید.

    ارسال نظر بعنوان میهمان

    0
    نظر شما به سامانه مدیریت ارسال شده است.
    • هیچ نظری یافت نشد
    کلیه حقوق این وب سایت متعلق به کانون سخنوران می باشد.

    Please publish modules in offcanvas position.