info@sokhanvaran.org      

     

    با افراد پرحرف چگونه برخورد کنیم؟

     

     

    برخی از افراد، علاقه‎ی وافری به پُرگویی و پُرحرفی دارند و این ویژگی باعث شده، بسیاری از اطرافیان از مواجه با آنها فراری باشند. به نظر شما چه چیزی باعث می‎شود، افراد حرّاف را دوست نداشته باشیم؟

     

    1.تکرار مکررات

    افراد پرحرف اغلب عادت دارند، مجموعه‎ای از اطلاعات را بصورت پشت سرهم و طوطی‎وار برای بقیه بازگو کنند و گاه پیش می‎آید این اطلاعات را بارها به مخاطبان خود متذکر شده باشند. این مسئله به دو علت ممکن است، رخ دهد: یا فرد پرحرف تصور می‎کند، سخنانش شنیده نمی‎شود و یا این که هرآنچه در لحظه به ذهنش خطور می‎کند را بدون هیچ‎گونه تأمل خاصی بیان ‌می‎کند.

    1. فاش کردن اسرار دیگران

    از آنجا که افراد پرحرف، اغلب بدون تفکر حرف می‎زنند؛ این خصلت آنها، برای خودشان یا دیگران دردسرساز می‎شود. فرد پرحرف، گاهی آنقدر بدون فکر عمل می‌کند که برخی از ناگفته‎ها یا به اصطلاح "اسرار مگوی" زندگی خود یا دیگران را تنها در عرض چند ثانیه، روی دایره می‎ریزد و بعد تا سال‎ها بابت این رفتار خود احساس حسرت و پشیمانی می‎کند.

    1. خشم‌های انفجاری و ناگهانی

    یکی از عواقب دیگر، حرف زدن بدون تأمل و تفکر، هنگام بحث‎های طولانی و مشاجرات اتفاق می‎افتد. چیزی که بسیاری از افراد پّرحرف نیز به آن مبتلا هستند؛ یعنی بر زبان آوردن سخنانی که در لحظه عصبانیت بدون هیچ دلیل یا هدف خاصی می‌گویند و در این میان قلبی را می‎شکنند که شاید نتوانند هرگز آن را التیام ببخشند. این افراد در هنگام مشاجره یا عصبانیت به عالم و آدم بد و بیراه می‌گویند و پس از خاموش شدن خشم خود تا مدتها از کرده‎ی خود پشیمان می‎شوند.

    1. سرک کشیدن و شایعه پراکنی

    یکی دیگر از عادات افراد حرّاف، تجسس بیش از حد در زندگی دیگران است. افراد پُرحرف، باید موضوعات زیادی را در چنته داشته باشند تا در مواقع مختلف بتوانند از آن استفاده کنند. ازجمله موضوعات مورد علاقه‎ی این دسته از افراد، سرک کشیدن در زندگی و حریم شخصی دیگران است. آنها حاضراند برای خالی نبودن عریضه از هر دری سخن بگویند و به هر سوراخی سرک بکشند تا تنها مورد توجه دیگران قرار گیرند. آنها به محض شروع مکالمه با اطرافیان، اطلاعاتی را درست یا غلط از شنیده‎های خود برای دیگران سرهم بندی می‎کنند تا اوقات خالی دوست یا طرف مقابل خود را پرکنند و با این "یک کلاغ، چهل کلاغ کردن" شایعات گوناگونی را می‎آفرینند.

    1. بازگویی مطالب بی‎فایده و کسل کننده

    وقتی فرد، خود را ملزم به سخن گفتن در هر شرایطی کند، ممکن است بجای دریافت واکنشی مثبت و سازنده از جانب دیگران، سخنانش تنها برای مخاطب، کسالتبار و خستهکننده تلقی شود. حتی از این بدتر، گاهی افراد پرحرف آنقدر در همه زمینه‎ها کارشناسانه سخنرانی می‎کنند که مخاطب از این همه دُرفشانی‎های متکبرانه‎ی فرد پرحرف منزجر می‎شود. در این شرایط بهتر است، تنها درباره‎ی آنچه حقیقتاً تجربه کرده‎اید، صحبت کنید تا نظرات شما مقبول دیگران قرار بگیرد.

    مطمئن باشید، اگر بخواهید در هر موضوعی اظهار نظر کنید تا خودی نشان بدهید یا در حرف زدن به اصطلاح کم نیاورید، تلاش شما نتیجه‎ی معکوس خواهد داد!!! و تنها از شأن و احترام شما کاسته خواهد شد.

     

    با افراد پُرحرف چگونه برخورد کنیم؟

    امّا شاید شما جزء کسانی باشید که به دنبال راه‎حلی برای مقابله با افراد پرحرف هستند. راهکارهای مختلفی برای مواجه با افراد پُرحرف وجود دارد که برخی از آنها به قرار زیر است:

    1. قبل از آن که شروع به پُرگویی کنند، آنها را متوقف کنید

    اگر شما مخاطب خود را به عنوان فردی پُرگو می‌شناسید، پیش از اتفاق افتادن یک مونولوگ طولانی از وقوع آن پیشگیری کنید. در صورت امکان به طور خلاصه مطلب خود را توضیح دهید و گفتگو را به سمتی هدایت کنید که او نیز احساس یا نظر خود را در خصوص مطلب مورد نظر خلاصه بیان کند. جان کلام را بگویید و جان کلام را طلب کنید تا نیازی به صحبت در خصوص اطلاعات تکمیلی و حواشی بحث نباشد.

    پرسش‌ها نقش مهمی در مکالمه دارند و به شما این امکان را می‌دهند که گفتگو را در مسیر دلخواه‌تان نگهدارید. هنگامی که مخاطب شما از موضوع مورد بحث فاصله گرفت، با پرسیدن سؤال مناسب، می‌توانید مجدداً قطار را به ریل بازگردانید. درنهایت، اگر به اندازه کافی باهم راحت هستید به او یادآوری کنید که پُرگویی می‌کند و شاید خودش متوجه این موضوع نباشد. با رعایت ادب به او بگویید که نیازی به توضیح بیشتر نیست و منظور او را درک کرده‌اید.

     

    1. به سخنان آنها با تمام وجود گوش دهید

    اگر نتوانستید از ابتدا پُرحرفی فرد مقابل‎تان را متوقف کنید یا در آن حد با او راحت نیستید تا در میان بحث، تلاش کنید که روال را تغییر دهید، گوش دادن می‌تواند مفید واقع شود؛ البته گوش دادن کامل و مؤثر. گاهی در برخورد با افراد حرّاف ما کم‎کم از محیط جدا می‌شویم و در ساحل رؤیایی خود قدم می‌زنیم!!! پس وانمود نکنید، بلکه واقعاً شنونده باشید. نادیده گرفتن این افراد، موجب می‌شود که احساس کنند که باید بیشتر توضیح دهند تا شما منظورشان را درک کنید. با ارائه‎ی نشانه‌های کلامی-بصری تلاش کنید به آنها نشان دهید، آن‌چه را که درصدد انتقال آن هستند را متوجه شده‎اید و کاملاً به از جریان اتفاقات پیش‎آمده آگاه شده‎اید.

    دایان بارت در روانشناسی امروز پیشنهاد می‌کند که در زمان و موقعیت مناسب، به روشی مؤدبانه وقفه ایجاد کنید:

    «ممکن است در حین مکالمه مخاطب به شما بگوید: "نه، من بیش از حد صحبت کردم، شما ادامه دهید." هرگز این اعتراف صادقانه را نادیده نگیرید و از این تعارف مؤدبانه استفاده کرده و حالا شما بحث را ادامه دهید. یا اگر او بگوید: "اجازه دهید صحبت را جمع‎بندی کرده و خاتمه دهم." پاسخ مناسب شما، می‌تواند چیزی شبیه این باشد: "من فکر کردم صحبت شما تمام شده است یا مثلاً: "در واقع آنچه از صحبت شما فهمیدم این است که . . . . " و بعد از گفتن این جمله نکات اصلی و مثبتی که شنیده‌اید را بسیار کوتاه توضیح دهید.»

     در حقیقت قطع مکالمهی طرف مقابل، ذاتاً کار مودبانه‌ای نیست؛ اما گاهی اوقات بهترین و تنها گزینه پیش روی شماست. اگر شما کار خود را درست انجام دهید و بتوانید نشان دهید که منظور مخاطب را درک کرده‌اید؛ نقطه نظرهای مشترکی دارید و جمله‌های او را به خاطر سپرده‌اید؛ می‌توانید حس همدلی ایجاد کنید که کمک می‌کند که آتش پُرحرفی خاموش شود.

     

    1. مخاطبانشان را حذف کنید

    بعضی از افراد پُرحرف تشنه توجه هستند و از این که مردم به حرف آن‌ها گوش می‌دهند لذت می‌برند. زمانی که روش‌های قبلی پاسخ‌گو نبود، نیاز است که او را از توجه دور کنید. کوارای روانشناس، راه حلی دارد که با وجود این که تا حدی دور از ادب است، امّا می‌تواند مؤثر باشد. زمانی که در یک گروه هستید و می‎خواهید این جلب توجه و خودنمایی را متوقف کنید با یکی از اطرافیان خود که حس می‌کنید، مثل شما به دنبال راه نجاتی است در خصوص موضوعی جدید شروع به صحبت کنید. هیچ چیز مانند از دست دادن مخاطبان برای یک فرد پُرگو ناراحتی ایجاد نمی‌کند. بنابراین شنونده او نباشید و سعی کنید با یکی از اطرافیان وارد گفت‌وگو شوید.

    به خاطر داشته باشید، پُرحرفی باعث آشفتگی و آزار ذهن مخاطب می‏شود، خصوصاً زمانی‏که بدون مکث و حتی بدون فرصت نفس کشیدن به خودتان یا طرف مقابل صحبت میکنید. وقت دیگران ارزشمند است، همه باید به آن احترام بگذارند. زمانی که در یک مکالمه‎ی یک‎طرفه‎‎ با فردی پُرحرف، گیر افتادید؛ می‏توانید توضیح دهید که به واسطه‏ی انجام کاری متأسفانه مجبور هستید بروید و ادامه‏ی بحث را در فرصتی دیگر دنبال می‌کنید. استفاده از زبان بدن برای نشان دادن عجله برای رفتن، می‌تواند مؤثر باشد. حتی پیش از شروع بحث در مواردی که از پُرگویی طرف مقابل مطلع هستید، می‌توانید محدودیت زمانی خود را برای مکالمه بیان کنید؛ مثلاً با این جمله که من ده دقیقه دیگر باید برای جلسه‎ای از شرکت خارج شوم به مخاطب می‌فهمانید که فرصت زیادی برای مکالمه ندارید.

    البته همه‎ی افراد، زمان‌هایی که ناراحت، عصبانی، شاد و یا هیجان‌زده هستند از لحاظ احساسی احتیاج دارند تا با کسی شریک شوند و شاید شما تنها مخاطب و شنونده حرف‌‌های آن‌ها باشید. در این شرایط، همزمان که تلاش می‌کنید حرف‎های آنها را کنترل کنید، مهربان و صبور باشید. نیاز به صحبت کردن و توضیح دادن ممکن است برای همه‎ی ما پیش بیاید.

     

     

     

    پُرحرفی از نگاه بزرگان

    در خاتمه شایان ذکر است که پرحرفی زیاد مانع از توجه به گفته‎های دیگران می‎شود. وقتی دایم به دنبال صحبت کردن پشت سرهم و بی‎وقفه باشیم در واقع کمتر دوست داریم به دیگران فرصت شنیده شدن بدهیم. همین مسئله باعث می‎شود از تجریبات دیگران استفاده نکنیم و در دنیای محدود خود درجا بزنیم.

    شاید به‎خاطر همین است که افراد حرّاف سخنانشان از عمق کمتری برخوردار است؛ زیرا تنها مشغول دنیای خود هستند و از تجریبات، دیده‎ها و شنیده‎های دیگران استفاده نمی‎کنند.

    بهر روی پُرگویی، نتیجه‎ای جز پایین آمدن وجه و اعتبار شخصی شما ندارد، همانطور که حضرت سعدی علیه‎الرحمه نیز در این باره می‎گوید:

    کم گوی گزیده گوی چون دُر                                                         کز اندک تو جهان شود پُر

    سخن را با این کلام از امیرمؤمنان حضرت علي عليه السلام در نکوهش پُرحرفی به پایان می‎رسانیم؛ ایشان در مذمت پرحرفی مي‎فرمايند:

    «هركس كه سخنش افزايش يافت، اشتباهات او نيز فزوني خواهد يافت و هركس خطايش افزايش يافت، حيايش كم مي‎گردد و هركس حيايش كم شد، تقوايش كم مي‎شود و كسي كه تقوايش كم شود، دلش مي‎ميرد و هركس قلبش مُرد، به دوزخ وارد خواهد شد.»

     

     

    نوشتن دیدگاه


    تصویر امنیتی
    تصویر امنیتی جدید

    کلیه حقوق این وب سایت متعلق به کانون سخنوران می باشد.

    Please publish modules in offcanvas position.