سخنوران

     

    aparat

    email

    instagram

    linkdin

     

    tel

    سخنوری و سخنرانی در گذر زمان

     

     

    آن چیزی که امروزه ، تحت عنوان سخنرانی یاد می شود، حاصل تطور و دگرگونی جریانات متفاوتی در بستر تاریخ است و حضور این جریانات در ادوار مختلف موجب گشته تا سخنوری به شکل امروزین خود درآید. از ابتدای این راه تا به امروز افراد متعددی در تاریخ حضور دارند که به وسیله ی سخنرانی های خود جریان ساز شده اند.

    نخستین سخنوران تاریخ ساحران و شمن ها بوده اند که به دلیل مهارت های مابعدالطبیعی خود همواره مورد توجه مردم بوده اند. این گروه در زمینه های مختلف زندگی از جمله شفای بیماران، حل مشکلات افراد و . . . با استفاده از جادوها و طلسم های خود به مردم کمک می رساندند.

     

    پس از این گروه و در دوره باستان آموزگاران سیاری ظهور پیدا می کنند که با سفر به نقاط مختلف، آموزش های خود را ارائه کرده و در ازای این کار از مردم مبالغی دریافت می کردند.

    گروه کثیری از این دسته از دانش بالایی برخوردار بوده اند و گروه دیگری هم خیر. اما هر دو دسته در پی راهبری و ارشاد مردم از قدرت های بیانی خود استفاده می کردند تا به اهداف خود دست یابند.

    پس از این گروه نوبت به اهل تصوف و عرفا می رسد. آن ها که با یکجانشینی دور هم گرد آمده و با استفاده از قدرت های کلامی زمینه هدایت پیروانشان را فراهم می کردند.

    اما سرزمین یونان نخستین مکانی است که در آن سخنوری و خطابه ( در حدود 2500 سال قبل) به شکل یک علم همراه با اصول و ضوابط خاص خود شکل می گیرد. در آن زمان سخنرانی دو موضوع مشخص داشت:

    • علم قضا که وکلای مدافع زمانی که قصد ستاندن حقی را داشتند از آن بهره می گرفتند.
    • امور سیاسی که در ابتدا خود به عنوان موضوعی مستقل مطرح نبود بلکه به دلیل پیوند میان امر قضا با سیاست؛ وکلا وارد حوزه سیاسی نیز می شوند و سپس سخنرانی سیاسی را پدید می آورند.

    بنابراین سخنوری تبدیل به روشی برای کسب در آمد این گروه می شود و میزان نفوذ این سخنوران در میان مخاطبانشان بسیار حائز اهمیت قلمداد می شود تا جایی که برخی از افراد برای دست یابی به پول بیشتر حاضر به انجام هر کاری می شوند و بسیاری از این سخنرانی ها تبدیل به جریانات مهمی در تاریخ می شود.

    سوفسطائیان از جمله سردمداران اصلی این جریان هستند که حق و باطل را به نفع خود جا به جا می می کردند و از طریق مهارت های کلامی – با این اعتقاد که حقیقت امری نسبی است – به اهداف خود جان می بخشیدند.

    با ادامه این روند افرادی به منظور اصلاح این جریان وارد عمل می شوند که هدف اصلی این گروه، بر ملا کردن خطاهای سوفسطائیان و نادرستی باورهایشان بر مردم بود. از جمله این افراد می توان به سقراط و افلاطون اشاره کرد که شاید تفاوت این گروه با سوفسطائیان تنها در نوع نگاه آن ها یا به تعبیری اخلاق گرایی مشائیان در مقابل غیراخلاقی بون سوفسطائیان است؛ زیرا که هدف هر دو گروه تاثیرگذاری بر مخاطب و در نتیجه ترغیب آنان به آنچه سخنور بدان باور داشته؛ بوده است نه در ماهیت و اجرا.

    برخی از هم عصران ارسطو نیز با روی کارآمدن این جریان وارد عمل می شوند؛ از آن جمله می توان به دموستنس اشاره کرده که به خاطر مهارت ویژه اش در سخنوری به خداوند سخن مشهور می شود. دموستنس از جمله افرادی بود که به خاطر مخالفت با مرام و مسلک سوفسطائیان به سخنوری روی آورد. تاریخ دموستنس را به اولین سخنوری که بر طبق اسلوب و اصول منطقی به سخنرانی پرداخته می شناسد. دموستنس با پایبندی به اصول اخلاقی زندگی خود را صرف آگاهی مردم کرد.

    این جریان مخالفت ها و اصلاحات و تلاش های سخنوران همچنان ادامه داشت تا اینکه یونان توسط اسکندر فتح شد و حکومت دیکتاتوری در این سرزمین جاری شد؛ بنابراین دیگر جایی برای فعالیت های متفکران و سخنوران نبود. پس این رومیها بودند که گوی سبقت را از یونانی ها در سخنرانی می ربایند. در این دوره سیسرون به خاطر خطابه هایش از شهرت بالایی برخوردار می شود. سیسرون که عمده فعالیت هایش در زمینه سیاست است؛ سخنرانی را در قالب یک هنر معرفی می کند.

    تفاوت عمده ای که میان نحوه فعالیت های سیسرو و دموستنس می توان دید در این نکته است که دموستنس بیش از آنکه به ساختار بپردازد بر مفاهیم تکیه داشت تا جاییکه تنها سخنان وی بود که اهمیت داشت و نه شخص او. اما سیسرو علاوه بر این مطلب بر صورت و ظاهر نیز تاکید ویژه ای داشت و از این جهت بود که سخنوری و خطابه تبدیل به یک هنر شد و همین مسئله بر سخنوران پس از وی نیز تاثیر گذار بود.

    با توجه به این مطلب تا آن زمان دو شیوه در سخنرانی رایج بود:

    • شیوه ای که در آن سخنور مخاطب خود را در لذت مفاهیم نازک اندیشانه خود غرق می کرد در نتیجه دیگر خود چندان اهمیتی نداشت.
    • شیوه ای که تنها اجرای آن منوط به شخص سخنور و نحوه بیان او بود. فعالیت های سخنوران در این دوره همچنان ادامه دارد تا اینکه با رسمی شدن مسیحیت در اروپا و حمله های پی در پی اقوام ژرمن؛ فرهنگ و تفکر فلسفی دچار فترت می شود و نظام فئودالی در اروپا شکل می گیرد.

    در حقیقت با رسمی شدن مسیحیت این کشیش ها هستند که با تثبیت جایگاه خود در میان مردم جای سخنوران یونانی و رومی را می گیرند. و بعد از این دیگر سخنرانی ها به جای معابد در کلیساها ایراد می شود. در واقع در قرون وسطی دیگر سخنران به معنای واقعی کلمه وجود نداشت بلکه این کشیشها بودند که با ایجاد شیوه های نوین جایگاه آنان را به تصرف در آورده بودند. در این مشرب پدران روحانی نوعی از سخنرانی مذهبی را برای ارشاد و هدایت مردم ایجاد کردند، که کاملا احساسی بوده و در آن تکنیک سهمی نداشت.

    بعد از فعالیت های این کشیشان نوعی از سخنرانی با عنوان" سخنرانی منبرنشینان " شکل می گیرد که سردمدار این شیوه "لامارتین " است وی اولین شخصی بود که با بکار گیری این شیوه شنونده خود را به گریه واداشت.

    سخنرانی منبر نشینان مختص علما دینی و مذهبی است که در پی حمایت از نظامی خاص افراد را به پیروی از دین و خدا وامیداشتند. پس از این گروه افرادی چون "دانتون"، "میرابون"  و "روبسپیر"  در اروپا با روش حقیقت سازی، سخنرانی هایی با موضوع سیاست را مجددا روی کار آوردند. تا جائیکه در ادامه و با مساعدت های این گروه انقلاب کبیر فرانسه شکل گرفت. بعد از انقلاب کبیر فرانسه و عرضه کردن خط مشی خود به جهانیان، زمینه ظهور انقلابات گسترده ای در دیگر کشورهای اروپایی به وسیله سخنوران این کشور فراهم شد.

    در این میان ناپلئون با نگاهی مبارزه گرانه " سخنرانی رزمی " را ایجاد کرد. تا پیش از این سخنرانی رزمی به صورت جدی خود مجال بروز و ظهور نداشت و تنها در حد خطابه ها و رجز گویی هایی برای ارتش به شمار می آمد که شامل متنهایی بسیار کوتاه و مانند جملات قصار بوده و ضمنا اسلوب های سخنوری هم در آن به کار نمی رفت.

    پس از ناپلئون عرصه برای ظهور دیگر سخنوران مقتدر مبارز فراهم شد. یکی از کسانی که با سخنرانی های قدرتمندش نام خود را در تاریخ ثبت کرد؛  " هیتلر"  بود که آنچنان تبحر خارق العاده ای در اقناع مستمعین داشت که پاپ دوران وی یعنی پاپ " کخ" درباره او گفته است: " تمامی صفات شبان خوب (کنایه از مسیح) در هیتلر جمع شده است" . این مطلب خود گویای همه چیز است.

    سخنرانی رزمی و سیاسی آنچنان برای هیتلر کار آمد بود که بیش از هفتاد درصد قدرت او از راه همین سخنرانی ها تامین می شد. وی از این شیوه برای تهییج سپاه خود سود می جست.

    هیتلر به لحاظ فکری از توانایی بیشتری نسبت به ناپلئون برخوردار بود اما ناپلئون در عمل از خود جرات و جسارت بیشتری نشان می داد. نقطه قوت هیتلر در استفاده توامان احساس و تکنیک بود که هر دو را در اوج خودشان به کار می برد.

    پس از هیتلر نام آوران دیگری در این زمینه پا به عرصه ظهور گذاشتند. نام آورانی چون گاندی در هند و آبراهام لینکلن در آمریکا.

    ویکتور هوگو نیز از جمله کسانی بود که سخنرانی را وسیله ای برای انتقال باورهای خود به مردم قرارداد باورهایی چون آزادی، مبارزه با برده داری و . . .

    وی این باورها را در قالبی ادبی و علمی می گنجانید و سپس آن را به گوش همگان می رسانید.

    سخنرانی تا صد سال قبل تنها به دو موضوع سیاست و مذهب بسنده می شد. اما در دوره ی معاصر این فن با حوزه های علمی متعددی مرتبط است. یکی از این حوزه ها " سخنرانی دانشگاهی" است که با استفاده از اطلاعات و ابراز کمک آموزشی و تنها برای انتقال اطلاعات صورت می گرد.

    سخنرانی در ایران هیچگاه به شکل یک فن همراه با رعایت اصول و ضوابط خاص آن وجود نداشته است. تنها گونه سخنوری که در ایران دارای قدمت 400 ساله است سخنوری منبرنشینان است. این مسئله خود نشان دهنده این نکته اسن که سخنوران ایرانی تنها با تکیه بر احساس؛ و نه اسلوب و فنون سخنوری، کار خود را پیش می بردند. که فقدان فن و تکنیک، گاه خطاهایی جبران ناپذیر در خطابه ایجاد می کند. سخنوری منبری در ایران بر اساس تبلیغ و حمایت از دین شکل گرفت که غیر از الگوبرداری از سخنوری کشیش های مسیحی در اروپا بر اساس دریافت های خطابه از سخنان بزرگان دین به خصوص صاحب بلاغت و فصاحت حضرت علی علیه السلام بارز گردید.

    (امتیاز 5 از 3 رای)

    نظر خود را اضافه کنید.

    ارسال نظر بعنوان میهمان

    0
    نظر شما به سامانه مدیریت ارسال شده است.
    • هیچ نظری یافت نشد
    کلیه حقوق این وب سایت متعلق به کانون سخنوران می باشد.

    Please publish modules in offcanvas position.