سوال1: آیا واقعا می شود صدا را تقویت کرد؟ من صدای خوبی ندارم و این صدای نامطلوب انگیزه مرا برای سخنرانی کردن کم رنگ می کند و باعث می شود اعتماد به نفس خودم را از دست بدهم. آیا راه حلی برای بهتر شدن صدایم دارم؟

پرسش و پاسخ های فن بیان

پاسخ: همیشه گفته ایم و باز می گوییم صدای ما شبیه به یک ساز می ماند. چه بسیار نوازندگان چیره دستی که با سازهایی غیر حرفه ای و ارزان قیمت، نواهایی روحبخش و آسمانی می نوازند و چه بسیار نوازندگان غیر حرفه ای که صداهایی گوش خراش و آزاردهنده از سازهایی گرانقدر و نفیس تولید می کنند. صدای ما ساز خوب و بد ماست. ما با تمارین صداسازی به شما ساز زدن می آموزیم!!

پرسش و پاسخ های فن بیان

در ابتدا به این باور می رسیم که لازمه ورود به عرصه سخنرانی داشتن صداست و صدای زیبا فضیلتی است برای سخنران. بنا به تجربه ای که در این سالها بدست آورده ام، اکثریت عزیزان و مشتاقان سخنوری و سخنرانی صداهایی قابل قبول و با حداقل استاندارهای مورد نیاز سخنور شدن را دارا هستند. شاید برای همه ما اتفاق افتاده باشد که وقتی برای اولین بار صدای ضبط شده خودمان را شنیده ایم یا صدایمان را نشناخته ایم و یا صدایمان را نامطلوب و زشت یافتیم که البته این تجربه، برای کسانی که صدایی تربیت شده ندارند قابل پیش بینی است. پس نگران کیفیت صدای خود نباشید. تمام تمرکز و تلاش خود را معطوف به تمارین صداسازی نمایید.

پرسش و پاسخ های فن بیان

به جرات این مژده را به همه عزیزان می دهم که تمرین صداسازی و فن بیان از سهل الوصول ترین و دست یافتنی ترین تمارین سخنوری است. به حقیقت اگر تمارین صداسازی به طور روزانه و برای مثلا سه ماه پیگیری شود، شاهد تغییرات محسوس و مشهود حتی در نظر اطرافیانتان خواهید بود. نکته آخر اینکه بسیاری از سخنوران تاریخ ساز دنیا فاقد صداهایی زیبا بودند و حتی با لهجه ها و گویش هایی خاص سخن می گفتند. پس اصلا نگران نباشید شما از خیلی از این بزرگان عرصه سخن، توانمندی بالقوه بیشتری دارید فقط باید تلاش کرد و به راه افتاد تا این توانمندی ها را به نمایش بگذارید.

 

سوال2: درود بر شما. آیا این درست است که هر کس یک نوع شعر را زیبا می خواند؟ مثلا بعضی افراد شاهنامه فردوسی را به زیبایی و با صلابت می خوانند ولی وقتی به غزلیات عاشقانه سعدی میرسند اجرای آنها تاثیرگذار نیست. لطفا توضیح بفرمایید.

پرسش و پاسخ های فن بیان

پاسخ: سلام بر شما. خوب برای پاسخ به این سوال بهتر است از جای دیگری آغاز کنیم. اولین گام برای ورود به عرصه شعرخوانی شناخت صدای خود و ویژگی های آن است. قطعا همه افراد از صدایی یکسان و شبیه به هم بهرمنده نیستد و هر صدایی خصوصیات و ویژگی های خودش را دارد. مثلا صدای خشن و دورگه تفاوت می کند با صدای ضعیف یا لرزان و حتی متفاوت است با صدای شنی. ابتدا باید صدای خود را بشناسید و بعد از آن تلاش کنید تا ویژگی مثبت آن را تقویت و سعی کنید تا جایی که جنس صدای شما اجازه می دهد نقاط ضعف آن را کاهش دهید. صدای شما باید با تمارین صداسازی و فن بیان دارای تشخص منحصر به فرد شده باشد.

پرسش و پاسخ های فن بیان

حالا باید بر اساس صدای خود و ویژگی های آن به سمت متون ادبی و اشعار شعرا بروید. برای خواندن یک شعر قرار نیست من صرفا از صدا و لحن همیشگی خودم استفاده کرده و نباید لحن خودم را بر متن تحمیل کنم. مثلا کسی که صدای ملایم و آرام دارد قطعا در خواندن شعرهای عاشقانه بهتر عمل می کند نسبت به کسی که صدای بمی دارد چون فضای شعر و حال و هوای او انطباق بیشتری دارد با شعر عاشقانه. همین شخص با آن صدای ملایم باید برای خواندن نبرد رستم و اشکبوس تلاش بیشتری نموده تا لحنش ما را وارد فضای حماسی نماید.

ما نمی توانیم نسبت به محتوا و حس حاکم بر اثر هنری بی تفاوت باشیم بلکه باید تلاش نماییم حس و لحن شعر، جهان و زبان شاعر را دریافت کنیم و مبتنی بر ویژگی های صدایمان شعر خوانی کنیم. اینجاست که آشنایی با گونه های شعر اهمیت می یابد. قطعا متن حماسی صدای با صلابت و قدرت می طلبد. غزل و متن احساسی را باید با صدایی پر از حس اجرا نمود. باید حس های گوناگون از قبیل خشم، نفرت، کینه، بغض، حلیه گری و فریبکاری، حسرت، اندوه، غم، شکست، پیروزی، شادی و فرح، نخوت و تکبر و…  از هم بازشناسیم و بدانیم که هر کدام لحن و حس مرتبط به خود را می طلبد.

باید هر کدام از این لحن ها را جداگانه تمرین نمود، و خود را برای اجرای حس های متفاوت آماده نماییم. یکی از تمارینی که معمولا برای شعرخوانی به دوستان توصیه می کنم، تسلط یافتن بر حس ها و لحن های متفاوت و متضاد شعر آرش کمانگیر سیاوش کسرایی است. به عقیده من کسی که قادر باشد این قطعه شعری را با تمام ظرافت ها و لطافت های آن بخواند و بتواند لحن و حس هر بخش آن را به درستی اجرا نماید، شعر خوان شده است.

سوال3: من دانشجوی رشته کارشناسی ارشد ادبیات فارسی هستم و به اکثر اشعار مهم ادب پارسی مسلط هستم و تمامی آرایه های ادبی مانند ایهام، کنایه، مراعات النظیر ها، استعاره ها، تشبیه ها و در یک کلام ظرافت های شعر فارسی را به خوبی در می یابم. اما سوالم اینجاست که چرا با این همه دانش ادبی باز هم نمی توانم به خوبیِ اساتید کلاس، شعر خوانی نمایم؟

پرسش و پاسخ های فن بیان

پاسخ: دانش و آگاهی ارزشمند شما که قطعا پشتوانه ای سترگ و گنجینه ای فاخر از شعر و ادب پارسی است، مقدمه ای است برای ورود به عرصه شعرخوانی. برای اینکه شعرخوان خوبی باشیم در ابتدا باید بتوانیم با اثر هنری و شعر، ارتباط حسی و عاطفی برقرار نماییم که قطعا برای این ارتباط، هر قدر ظرافت های زبانی و لطافت های بیانی بزرگان عرصه ادب را شناسایی نمایید حظ و لذ افزونی خواهید برد و از آن سو هر قدر با شاعر هم جهان باشید و به تعبیر دیگر تجربه حسی مشترکی داشته باشید، درک درست تری از شعر و دریافت دقیق تری از اثر خواهید داشت.

تا اینجا تازه به نیمه راه رسیده ایم. از اینجا تمارین فن بیان شما آغاز می شود. تا اینجا حس را از اثر دریافت کرده اید و از این به بعد باید با لحن سازی و صداسازی، آکسان گذاری دقیق مبتنی بر معنا، تلفظ صحیح واژگان و ادای واضح مخارج حروف و با زبان بدن متناسب با متن این حس دریافت کرده را به مخاطب خود انتقال دهید. که برای این توانمندی نیاز به تمرین فراوان، ضبط کردن صدای خود و شنیدن آن به عنوان مخاطب دارید تا رفته رفته به لحن درست و حس منطبق با هر اثر برسید.

 

سوال4: سلام و عرض ادب. من به شعرخوانی و مخصوصا به اشعار حضرت حافظ و حضرت مولانا علاقه بسیاری دارم و حتی بسیاری از غزلیات این بزرگان را حفظ می باشم. چرا در کارگاه های شعرخوانی تاکید ویژه ای بر شعر نو و مخصوصا اشعار نیما و اخوان دارید؟

پرسش و پاسخ های فن بیان

پاسخ: سلام وقتتان خوش. در ابتدا لازم است که یادآوری کنم در کلاس ها، دوره ها و همایش هایی که توسط موسسه سخنوران برگزار شده است توجه ویژه ای به بزرگان ادب پارسی از جمله حکیم زبان آور توس، خواجه شیرازی، سعدی شکر سخن، نظامی گنجه ای و مولوی همیشه جاودان گردیده است. قطع به یقین توصیه همیشگی اساتید به عزیزان که به دنبال کلام قدرتمند و بیان اعجاز آور بوده اند، غنی سازی دایره واژگانی و خزانه کلامی به واسطه انس گرفتن با آثار ارزشمند این بزرگان است. اما برای رسیدن به بیان سخنوری و زبان سخنرانی باید تلاش افزون تری کنیم.

پرسش و پاسخ های فن بیان

ارسطو در کتاب رتوریکا که در باب فن خطابه نگاشته است، اذعان دارد که لحن کلام سخنور رجز است و سخنش آهنگین، اما این موسیقا و این آهنگ نباید تصنعی و ساختگی باشد. ارسطو معتقد است کلام آهنگین با موسیقای تصنعی فاقد خاصیت اقناعی است و تاثیرش را از دست می دهد. به همین سبب ارسطو میان شعر و خطابه تفاوت و تمایز قائل می شود و برای هرکدام رساله ای مجزا می نگارد. بوطیقا در فن شعر و رتوریکا در فن خطابه. ارسطو به جد خطیب را بر حذر می دارد از شعر گونه سخن گفتن.

نیما یوشج در تلاش های محتوایی و فرمالی که در صنعت شعر در حوزه پارسی زبانان انجام داد به زبانی دست یافت که در عین شعر بودنش خاصیت نثر را یدک می کشد و در عین نثر بودنش به زینت شعر و ادب مزین شده است. این زبان ویژه که زبانی سهل و ممتنع هست محصول تلاش های نیمای بزرگ و رهروی صادقش مهدی اخوان ثالث است. ما بر این باوریم که انس گرفتن با زبان نیما و اخوان که دو نمونه ناب و اصیل شعر نو هستند، مشتاقان سخنرانی و سخنوری را آماده می سازد که به زبانی آهنگین، آن هم بدون تصنع و شعرگونگی سخنرانی کنند.

پرسش و پاسخ های فن بیان

سخنی که دارای وزن نهان و لطافتی عیان است و برای مخاطب گوش نواز است. یکی دیگر از ویژگی های شعرنو در این است که از آنجایی این نوع اشعار به ظاهر فاقد وزن عروضی کلاسیک هستند، خواننده اش را ملزم می کند که دریافت درستش را با لحنی متناسب با شعری که می خواند ارائه دهد و به همین جهت شعر نو بهترین تمرین برای فراگرفتن لحن است. اما در قوالب کلاسیک شعر قدما، اگر وزن عروضی شعر و ضرب آهنگ ابیات را در بیابید می توانید بدون فهم معنی، خوانش شعر را انجام دهید و به تعبیری می توان کلام خود را بر روی وزن شعر کلاسیک انداخت و خوانش کرد اما شعر نو فقط زمانی درست خوانده می شود که درست فهمیده شده باشد. و در آخر اینکه، اگر کسی در خوانش شعر نو به تبحر کافی برسد، قطعا شعرهای کلاسیک در قوالب همیشگی را با زیبایی افزون تری ارائه می دهد.

 

 سوال5: من تند تند حرف می زنم و بارها اطرافیانم این مسئله را به من تذکر دادند. راهی برای اصلاح آن وجود دارد؟ | سریع حرف زدن نشانه چیست؟ | می خواستم بدانم که چگونه آرام صحبت کنم و این قدر تند و سریع صحبت نکنم تا هیچ کس نفهمد؟ |چگونه شمرده صحبت کنیم؟ | راه حل تند صحبت کردن چیست؟ |سرعت مناسب حرف زدن چیه؟ درمان سریع حرف زدن چیست؟

پاسخ: یکی از مشکلات و نقاط ضعفی که می تواند در صحبت کردن و سخنرانی کردن وجود داشته باشد، سریع صحبت کردن و تند تند حرف زدن است. اما چرا سریع صحبت کردن برای سخنوران، ویژگی منفی محسوب می شود و این نوع سخن گفتن چه تاثیری روی مخاطب دارد و چه تصویر ذهنی برای او می سازد؟ 

در ابتدا باید توجه داشته باشید که سرعت چه پیام هایی را برای مخاطب به ارمغان می آورد و اساسا سرعت دارای چه ویژگی هایی است که وقتی در سخن و سخنرانی اتفاق می افتد مخاطب را دچار مشکل ارتباطی می کند. 

1- کاهش دقت

اولین اتفاقی که در سرعت می افتد کاهش دقت و تمرکز است. طبیعی است که هر قدر که سرعت یک امر بالا می رود، دقت آن پایین می آید. اگر به رانندگی کردن هم دقت کنید متوجه می شوید که برای آن در روز و همچنین شب، سرعت مجاز تعریف می کنند. علت آن است که اگر شما با سرعت بیش از حد مجاز رانندگی کنید به علت کاهش دقت و تمرکز و همچنین کاهش زمان عکس العمل شما در هنگام خطر، جان خود و دیگران را به مخاطره می اندازید.

همچنین سرعت زیاد در هنگام رانندگی باعث می شود شما نتوانید به مناظر اطراف با دقت نگاه کنید و یا از شنیدن موسیقی لذت ببرید. همین اتفاق هم در هنگام ارتباط موثر رخ می دهد. سرعت زیاد کلام باعث می شود دقت و تمرکز شما نسبت به طرف مقابل کاهش پیدا کند و فقط متمرکز روی حرف و سخن و کلام خودتان می شوید و این می تواند به شدت به ارتباط موثر آسیب برساند.

2- هیجان

یکی دیگر از تصاویر ذهنی سرعت، هیجان است. البته بسیاری از سخنوران حرفه ای هنگامی که می خواهند به مخاطبان خود هیجان بدهند، کلام و سخن خود را با سرعت بیشتری ادا می کنند. اما اگر شما همیشه با سرعت سخن بگویید نه تنها این هیجان را به مخاطبان خود منتقل نمی کنید که اتفاقا این مخاطب است که گمان می کند شما هیجان زده و مضطرب هستید. 

اگر کودکان را زمانی که بسیار هیجان زده می شوند و می خواهند صحبت کنند را به یاد بیاورید دقیقا متوجه می شوید که چه تصویر ذهنی را در مخاطب ایجاد می کنید. یک مخاطب هرگز نمی تواند به کسی که هیجان زده و مضطرب است، اعتماد کند. وقتی شما سریع، سخن می گویید و تند تند حرف می زنید به نظر می رسد که فقط می خواهید هیجانات خود را تخلیه کنید و هرگز نمی توانید تصویر یک انسان خردمند و قدرتمند را در ذهن مخاطبتان بسازید.

3- عدم تلفظ صحیح و جویده جویده سخن گفتن

خردمندان عرصه ارتباطات و متخصصان حوزه فن بیان بر این باورند که شما می توانید با هر سرعتی که می خواهید سخن بگویید به شرط آنکه تمامی هجای حروف را دقیق، صحیح و دست تلفظ کنید. مهمترین درمان سریع حرف زدن هم همین نکته است. امکان ندارد که کسی بتواند سریع صحبت کند و در عین حال همه حروف را درست تلفظ کند. برای اطلاعات بیشتر می توانید به مقاله چگونه شمرده صحبت کنیم  مراجعه کنید.

 سوال6: راه حل مسلط حرف زدن و تپق نزدن چیه؟ | 

پاسخ: عموما تپق زدن به معنای تلفظ اشتباه و یا فراموشی سخن به کار می رود. تمامی سخنوران حرفه ای و متخصصین فن بیان هم هنگام ارائه سخنرانی و سخنوری، با مشکل تپق و فراموشی سخن مواجه شده اند. گو اینکه بسیاری فراموشی هنگام سخنرانی را تپق زدن می دانند ولی نظر من غیر از این است. چون معنای لغوی تپق، لغزش زبانی است نه فراموشی کلام. 

اگر شما هنگام سخنرانی و سخنوری و یا صحبت کردن دچار فراموشی می شوید باید کار محتوایی انجام دهید. این نکته را مدنظر داشته باشید که حتی سخنوران حرفه ای هم هنگام ارائه سخنرانی بارها و بارها دچار فراموشی می شوند. فقط فرق و تفاوت سخنوران حرفه ای با افراد مبتدی در این است که مخاطب هرگز متوجه این موضوع نمی شود. 

از همین باب هم به سخنوران حرفه ای توصیه می شود محتوایی که آماده می کنند همیشه بیش از زمان سخنرانی باشد که اگر هم به دلایل مختلف دچار فراموشی در کلام شدند به اندازه کافی محتوای قابل ارائه در اختیار داشته باشند. 

اما اگر مشکل شما اشتباه در تلفظ کلمات و هجای حروف است که به نظر من معنای دقیق تپق هم همین است، تمرینات تلفظی و به دنبال آن متن خوانی و شعرخوانی می تواند در این زمینه بسیار کارا و موثر باشد. 

البته به یاد داشته باشید سخنرانی و سخنوری کردن از نظر مغزی یکی از پیچیده ترین و غامض ترین پدیده هایی است که فقط انسان این قابلیت را در میان موجودات داراست. چون سایر اعمالی که ما در شبانه روز مانند حرکات بدنی و راه رفتن و شنیدن و دیدن و … انجام می دهیم، در سایر حیوانات و البته در بسیاری از موارد بهتر و برجسته تر هم انجام می شود. 

اگر مطابق نظر فیلسوفان زبانی قرن بیستم زبان را معادل تفکر بدانیم، دیگر قطع به یقین می توان گفت که سخنرانی و سخنوری پیشرفته ترین و شکوهمندترین و برجسته ترین ویژگی و خصیصه انسان است.

سخن گفتن به تمرکز و انرژی بسیار زیادی احتیاج دارد که کوچکترین بی دقتی، کاهش تمرکز، خستگی، اضطراب، ترس و … می تواند روند آن را با اختلال مواجه کند که یکی از همین اختلال ها تپق و یا تلفظ اشتباه کلمات و واژگان و یا عبارات است. اگر تپق زدن ها بیش از حد باشد می تواند مشکلات بسیاری را در سخنرانی و ایجاد ارتباط موثر با مخاطب ایجاد کند. اما اگر فقط گاهی اوقات پیش می آید فقط نحوه برخورد شما و مدیریت موضوع اهمیت دارد نه خود پدیده تپق زدن.

معمولا تپق زدن و اشتباه تلفظ کردن، اسباب خنده مخاطبان را فراهم می کند. همین امر هم باعث عدم تمرکز و فشار و اضطراب و استرس بیشتر به سخنران و تکرار مجدد آن هم می شود. شما تپق زدن به میزان بسیار زیاد را می توانید در کودکانی که تازه شروع به حرف زدن کرده اند مشاهده کنید. کودکان بسیاری از کلمات را اشتباه و یا جابجا تلفظ می کنند و زمان فعل و ویژگی های دستوری زبان را هم همیشه نادیده می گیرند و این امر باعث خنده اطرافیان و البته شیرین زبان بودن کودک هم می شود. 

اما این موضوع در بزرگسالی از کسی پذیرفته نیست و اگر از حد تجاوز کند نشانه ضعف و ناتوانی فرد در ارائه سخن و سخنرانی و ایجاد ارتباط موثر انسانی است.