سخنوران

 



    


 ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
telegram youtube linkdin instagram facebook aparat  

 

دکلمه-دکلمه شعر-دکلمه عاشقانه-شعرخوانی-فن بیان-کلاس فن بیان-دوره فن بیان-آموزش فن بیان-استاد فن بیان

 

دکلمه شعر نو یکی از مهمترین و موثرترین تمرین های فن بیان برای آموزش لحن در فن بیان است. برای رسیدن به لحن صحیح و دقیق، این تمرین می تواند سخن آموزان و هنرجویان فن بیان و سخنرانی را با چالش های جدی فن بیان و تکنیک های لحن روبرو کند. در این ویدئو دکلمه بسیار زیبای شعر در فروبند نیما یوشیج با صدای زیبا و دلنشین استاد محمدعلی حسینیان، بنیانگذار آموزش سخنوری حرفه ای و فن بیان در کشور را می شنویم.

 

 

متن شعر در فروبند نیما یوشیج

در فرو بند که با من دیگر
رغبتی نیست به دیدارِ کسی،
فکر کاین خانه چه وقت آبادان
بود بازیچه یِ دستِ هوسی.

هوسی آمد و خشتی بنهاد
طعنه ای لیک به بی سامانی،
دیدمش، راه از او جستم و گفت:
بعد از اینت شب و این ویرانی.

گفتم: آن وعده که با لعلِ لبت؟
گفت: تصویرِ سرابی بود آن.
گفتم: آن پیکرِ دیوارِ بلند؟
گفت: اشارت ز خرابی بود آن.

گفتم: آن نقطه که انگیخته دود؟
گفت: آتش زده یِ سوخته ای ست،
استخوان بندیِ بام و درِ او
مرگ را لذّتِ اندوخته ای ست.

گفتمش: خنده نبندد پس از این
آفتابی، نه چراغی با من.
گفت: آن بِه که بپوشی از شرم
چهره یِ خویش به دستِ دامن.

دستِ غمناکان گفتم، اما
از پسِ در به زمین می ساید.
خنده آورْد لبَش، گفت: ولیک
هولی اِستاده به ره می پاید.

می درخشد گر افق، اهرمنی ست
نیم سوزیش به کف، دود اندود.
مرد آن در که امیدش بگشاد
با بیابانِ هلاکش ره بود.

جاده خالی ست، فسرده ست امرود
هر چه می پژمُرَد از رنجِ دراز.
مُرده هر بانگی در این ویران
همچو کز سوی بیابان آواز.

وز پسِ خفتنِ هر گل، نرگس
روی می پوشد در نقشه یِ خار.
در فرو بند دگر هیچ کسی،
نیستش با کس، رای دیدار.

دوره های اموزشی سخنوران

Please publish modules in offcanvas position.