سخنوران

 



    


 ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
telegram youtube linkdin instagram facebook aparat  

 

 آموزش مناظره

 

اصول مناظره و مجادله مقدمه اي است براي ورود به موارد ذهني سخنوري و نه موارد ساختاري فن بیان و فن خطابه. به اين منظور از كتاب مشهور شوپنهاور: هنر همیشه بر حق بودن، استفاده مي كنيم. علت استفاده از کتاب مشهور شوپنهاور این است که كمك بسياری به روند منظم و منسجم بحث مناظره با ابزار جدل مي نمايد. براي ايجاد ذهنيت سخنرانی و سخنوري و فن بیان و اين كه فردي بتواند صاحب ديدگاه سخنورانه شود بايد ابتدا ذهنيت جدلي پيدا كند و گذر اين ذهنيت ما را به خطابه و سخنرانی مي رساند که در این مورد توضیحات کافی و وافی خواهم داد.

 

 

روش هاي مناظره ای نسبت به برتري مجادله اي مسئله اصلي اين جستار است. همان طور كه گفته شد فارغ از درستي يا نادرستي و حتي در بعضي موارد آگاهي و يا ناآگاهي و در صورت فقدان اطلاعات و دانسته هاي لازم نيز می توان در جلسه اي و بررسي مسئله اي بر پايه نياز و ضرورت شخصي و نيز جمعي به تفوق رسيد و يا حداقل فرصت اثبات نظر را از طرف مقابل گرفته و آن فرض را تضييع نمود.

اين امر از منظر سخنوران به طور قطع قابل دفاع و لازم است، چرا كه از نظر ذهنيت سخنوري و سخنرانی بايد فرض هاي پيچيده بحث، استفاده از فنون و بدل هاي آن و شيوه هاي شگرف مجادلاتي بازشناسايي و مورد بررسي واقع شود. اين امكان شرايطي ايجاد مي كند كه سخنوران بتوانند به درستي و به صورت اقناعي به انتقال نظر بپردازند. يعني طرح مسئله نموده و نيز اثبات مسئله نمايند.

 

آموزش مناظره

 

سخنرانی و سخنوري قائم به اطلاعات و دانسته ها نيست، بلكه وابسته به ذهنيت بلاغي و سخن تبييني است. بدين معنا كه با منطق كل به جزء به مسئله مورد نظر پرداخته و قادر به ايجاد روند روايي در بحث مي باشد. سخنوران مي توانند با تكوين مسئله به صورت فرايند ايجابي، مقوله مورد نظر را به اثبات رسانند.

 فرض كنيم سخنور مي خواهد امري اخلاقي را به اثبات برساند. سخنران در ابتدا حتما با استفاده از خلاقيت زباني آن را تبديل به امر عيني نموده و مصداقي و با مثال ملموس مي كند. در مرحله بعد با رويت همه جانبه امر موصوف و گزينش موارد مورد ضرور مخاطب، به تبيين مي پردازد. چون سخنوران روايت گونه به حكايت جذاب مسئله مي پردازند، مورد حيرت و برانگيختگي احساسات مخاطب قرار می گیرد.

 

آموزش مناظره

 

منظور از مخاطب كسي است با استفاده از قدرت بياني و اعجاب كلامي فرد مقابل تبديل به طرف خطابي شود و مورد مبتلاي مسئله سخنور شود. از این منظر مخاطب با مستمع و یا حاضرین متفاوت است. به دلیل آن که موضوع مورد ابتلاي مخاطبين نيز هست، به واقعيت زندگي او تبديل می شود. از طرفی به دليل قدرت بیانی و تاثیرگذاری کلامی سخنوران، مخاطب، سخنران را شخص برجسته ای تصور می کند و از کلام او قانع می شود و حتی مدافع جدی آن نظر نیز می شود.

 

آموزش مناظره

 

بخش1.

شايد بتوان گفت كه مهم ترين نوع برخورد با طرف مناظره استفاده از سؤال مسئله ساز است. به هنگام مواجهه با پرسشي اينچنين طرف بحث ما از نظر ذهني دچار به هم ريختگي می شود و پاسخي نيز كه مي دهد در خدمت هدف ما از پرسيدن چنين سؤالي خواهد بود. طبيعتا همراه با تناقضات فراوان هم هست. البته ما هم در بسياري موارد دچار چنين امري خواهيم شد و در مقابل با سؤالي خاص به مشكل برخواهيم خورد كه بايد بتوانيم با هوشمندي لازم از كمند آن سؤال رها شويم.

 

آموزش مناظره

 

 پس در مناظره سائل(پرسشگر) قدرتمند و مجيب(پاسخگو) توانمند دو ركن جدي هستند. سائل و مجيب احكامي دارند كه با رعايت آن مي توانند به برتري در بحث دست يابند. همچنان كه گفته ام پيروزي در مناظره به خصوص در جدل، لزوما به معناي تصديق ديگران يا خصم نسبت به نظر ما نيست، بلكه به معناي عدم ترديد در نظر ما مي باشد. اين كه ديگران به اين نقطه برسند كه نمي توانند نظر تو را رد كنند و عاجز شوند. اين كه حقيقت چيست و چه شد، ديگر در آن موقعيت اهميتي ندارد.

 

آموزش مناظره

 

 در این موارد حقیقت یا كتمان و يا پنهان می شود. قطعا منظور آن نيست كه حقيقت را كتمان يا پنهان كنيم، منظور آن است كه با اين نگاه صاحب مهارتي در گفتار شويم كه از جامعیت برخوردار باشد و به اتقال قدرتمند دانسته هاي خود نائل شويم. اولين مورد مهم در اين شيوه، ايجاد فضاي سؤال و جواب است. ابتدا باید نظر طرف مناظره را به چالش بکشیم و با پرسشي درخور توجه، نكته اي متناقض را در آن نظر عيان کنیم تا انديشه خصم تا حدي بي اعتبار شود.

 

آموزش مناظره

 

 همواره طرف مناظره يا در موقعيتي است كه نظري را بيان مي كند و يا نظري را جويا مي شود. در واقع هنگامي كه او نظري را مطرح مي كند، ما با سؤالي دقيق نظر او را زير سؤال مي بريم و هنگاهي كه سؤالي مي پرسد، باز با پاسخي ويژه اصل سؤال ا ورا به ترديد و يا حتي به سخره گرفته و آن سؤال را بي اعتبار مي كنيم.

 اگر در مقام سائل هستيم بايد ويژگي هاي آن را بشناسيم و احكام آن را به درستي رعايت كنيم. اولين ويژگي پرسشگر آن است كه سؤال را با جزئي نگري دقيقي مي پرسد يعني حدود پرسش را محدود و البته كوچك مي كند. اين روش به علت مشخص كردن حدود مسئله و معين نمودن جزئيات سؤال، طرف مناظره را مجبور مي سازد كه عينا به همان سؤال پاسخ داده و نتواند با فرافكني و استفاده از گسترة پرسش، بخشي از آن را هدف قرار داده و با استفاده از دانش و معلومات خود و ارتباط آنها با سؤال، جوابي ارائه نماید كه ما در مقابل نتوانيم از جواب سؤال بهره مند شويم و به بن بست برسیم و خلع سلاح شويم.

 

آموزش مناظره

 

 فرض كنيد طرف مناظره نظري دهد مبني بر اين كه از زماني كه ما نسبت به سنت ها پايبند نبوديم و به سنن اهميتي نداديم در عمل دچار بي اخلاقي شده و به بي بندو باري رسيديم. سائل در اينجا اگر بپرسد كه "منظور تو از سنت چيست؟" مي بازد، چون سؤال كلي است و حدود گسترده اي نيز دارد. چرا كه در جواب، طرف مناظره یا صاحبِ نظر، سنت را هرآنچه دوست دارد معنا مي كند. اما اگر بپرسد كه "منظور تو از سنت آن است كه در مقابل مدرنيته است و يا هرآن اصول و موازيني كه هر انسان شريفي بايد رعايت كند؟"حدود سؤال معين شده و صاحب نظر در چهارچوب پرسشگر قرار مي گيرد. او در پاسخ چون متوجه مي شود كه منظور از سؤال آن است كه اگر بگويد منظور سنت هاي گذشته است حتما در مظان قرار مي گيرد، پاسخ مي دهد كه منظور، اصول و موازين انساني است. اينجا پرسش بعدي مطرح مي شود كه "مگر امروز اخلاق و اصول انسانيت در بين انسانهاي شريف و نجيب مطرح و با اهميت نيست؟" و انسان امروز هم اساسي دارد و بنيان هايي كه حداقل به لحاظ نظري به آن پاييند است. در اينجا بايد گفت مسئلة انسان امروز پايبندي به اصول نيست، مسئلة اصلي امكان عمل و اجرايي نمودن آن اصول است كه در اينجا نظر مقابل تا حد زيادي در معرض ترديد قرار گرفته و البته جريان بحث هم آن طور كه سائل خواسته تغيير یافته و هدايت مي شود. پس بايد سؤال بسيار معيَّن و با حدود محدودي پرسيده شود.

 

آموزش مناظره

 

بخش2.

حال اگر در بحث و مناظره در مقام مجيب(پاسخگو) قرار بگيريم چه بايد كرد؟ فرض كنيم كه اين سؤال از ما پرسيده شود، در اين صورت ترفند ما براي رهايي از كمند اين نوع سؤال چه مي تواند باشد؟ مجيب برعكس سائل بايد حدود را بشكند و در واقع آن قدر گستره ايجاد كند كه بتواند در ميدان بحث و مناظره مجال و مَفَرِّ لازم را  داشته باشد.

 

آموزش مناظره

 

با اين نگاه، در مقابل سؤال قبلي كه "منظور از سنت چيست؟ آن اصول پوسيدة گذشته است كه در مقابل مدرنيته قرار گرفته و يا آن اساسي است كه هر انساني بايد رعايت كند؟" در مقام يك پاسخگوي مسلط بر مجادله و مناظره چه پاسخي بايد داد؟پاسخ قابل و درخور در مناظره مي تواند اين باشد كه "البته بايد هر انساني به اصولي قائل و حتما نيز پايبند باشد، اما بايد بتواند به آنها عمل و قابليت انجام و اجراي آن را نيز در شرايط کنونی زندگي خود داشته باشد و اساسا پاسخگوي نياز او نيز باشد. جالب اين جاست كه سائل قبلي اكنون بايد در موقعيت مجيب قرار گرفته و چاره اي جز اظهار نظر در اين خصوص را ندارد.

 

آموزش مناظره

 

در نظر داشته باشيد كه از نظر جایگاه و منزلت، پاسخگو يا پرسشگر نسبت به هم در مناظره برتري ندارند. فقط بايد قوانين هر كدام از اين مواضع را به كار بست و به درستي رعايت نمود. امروزه معمولا افرادي كه در موقعيت مناظره قرارمي گيرند، اين قوانين را رعايت نمي كنند. آن ها بيشتر به اظهار اطلاعات و شرح و بسط نظر خود مي پردازند و دائما اطلاعات را پيوسته تكرار مي كنند. در هر زمان كه طرف مناظره او را در شرايط سختي قرار مي دهد، مجددا همان مطالب را به روش بياني ديگري تکرار مي كند كه همين باعث ایجاد تنگنا در مناظره شده و غلبة طرف مناظره بيشتر خواهد شد. در اين حالت، نه حقيقتي معنا مي یابد، نه كتمان مي شود و نه حتي پنهان و نه جذابيتي براي تماشاچي به ارمغان مي آورد.

 

آموزش مناظره

 

يكي از مهمترين احكام سائل كه يك پرسشگر بايد از آن به خوبي بهره مند شود دقت در تضادها و تناقضات موارد مطروحة طرف مناظره و يافتن اين فاصله هاي مفهومي است. معمولا وقتي كسي نظري را ارائه مي دهد و اظهار ذهنيت مي كند، به دليل سرعت در انتقال دچار خرده گويي شده و جامعيت لازم در بيان مفهوم را ندارد. دقيقا همين كاستي باعث پيدا شدن تضاد در گفتار شده و يكي از بهترين روش ها براي در مضيقه قرار دادن خصم در مناظره و مجادله است. اين حكم سبب مي شود كه اگر حتي تناقض در بيان نظر طرف مناظره نيز وجود نداشته باشد، بتوانيم با ذكر مقدمه اي در مورد نظر وي، فاصلة نظر او تا حقيقت را مطرح و آن ذهنيت را ضايع نماييم.

 

آموزش مناظره

 

فرض كنيد طرف مناظره مطرح كند كه "كشور ما با همة مشكلات، در حال پيشرفت است". در اين جا هم مي توان مفهوم پيشرفت و تضاد آن با مشكلات را هدف قرار داد و هم با ذكر مقدمه اي در مورد معناي پيشرفت در كشورهاي در حال پيشرفت و حتي ذكر نمونه هايي در مورد كشورهايي كه در حال ترقي هستند نظر طرف مناظره را كاملا مورد هجمه قرار داده و اعتبار آن را از بين برد.

اظهار مقدمة مورد بحث كاملا بر اساس ديدگاه و منظر شخصي با قدري اطلاعات معنا مي یابد. به نوعي با فن خطابه يك حكمي ايجاد مي كند كه نظر طرف مناظره مغاير با آن حكم شده و اعتبار آن ساقط مي شود. هرگز در مناظره و مجادله در مقابل نظر اظهار نظر نكنيد. ابتدا نظر مقابل را باطل كنيد و بعد نظر خود را ارائه كنيد. همان طور كه در مقابل سؤال هم سؤال نكنيد. اول سؤال را بي اعتبار كنيد و سپس سؤال بپرسيد. يعني عكس كار طرف مقابل را انجام داده و يا حتي در برابر يك پرسش مي توان كاملا آن سؤال را ناديده گرفته و يا با حركات زبان بدنِ تحقيري و سهلي، اهميت آن را ناديده گرفت.

 

آموزش مناظره

 

مناظره و مجادله روش هاي فراواني دارد كه كليد استفاده از همة آن ها، نداشتن موضع متعصبانة دروني بر خلاف نظر شخصي ما مي باشد كه آزادانه بتوان بر بستن راه هاي اظهارنظر طرف مناظره تمركز نمود.

از ديگر احكام سائل در مناظره تعميم حكم و نظر طرف مقابل به موارد ديگر و حتي غيرمرتبط با بحث مي باشد. اين روش مي تواند به راحتي نظر مناظره کننده را بي اهميت كند. به طور مثال طرف مناظره مي گويد كه "لازمة موفقيت، داشتن امكانات و ابزار است". در اين جا مي توان در مقام پرسشگر پرسيد كه "پس لازمة شكست چيست و آيا هر شكستي به خاطر فقدان ابزار و امكانات لازم است؟". در اين لحظه همگان متفقا بَرآنند كه هر پيروزي محصول امكانات و ابزار نيست و هر شكستي هم محصول نبود امكانات نيست.

 به ياد داشته باشيد كه شيوه هاي مذكور همان طور كه قبل تر گفته شد از سر كتمان حقيقت نيست بلکه به علت دفاع جدي از حقيقت پذيرفته شدة شخصي است و حتي مغالطة در بحث و مناظره نيز نيست. چراكه آن كس كه سخنور است، آن چه مي داند را به همان خوبي به ديگران منتقل مي كند و نيازي به شيوه هاي موذيانه و نادرست در گفتار ندارد. مغالطه مربوط به اهل شك است و اهل يقين نيازي به آن ندارند.

 

آموزش مناظره

 

از ديگر احكام سائل در مناظره وضع امر مشهور در بحث است. بايد در لحظة لازم با استفاده از يك يا چند امر مشهورِ نزد مخاطب، درستي نظر مناظره کننده را از بين برد. به طور مثال طرف مقابل مطرح مي كند كه "در تربيت كودك بايد از نظر فكري او را آزاد گذاشت تا او بدون تسلط نسبت به الگوهاي رايج، به انتخاب رسيده و عمل كند". در اين جا پرسشگر فوراً سؤال مي كند كه "با اين وصف، تكليف ولايت و سرپرستي چه مي شود؟هدايت و حمايت رواني كودك چه خواهد شد؟" در اين جا طرف مقابل چاره اي ندارد كه يا در نظر خود ترديد كند و يا جوابي دهد كه قطعا دچار تناقضات و تضادهاي فراوان خواهد بود، يعني با استفاده از يك امر مشهور ميان مردمان و وضع آن، نادرست بودن نظر طرف مناظره را فاش مي نماييم.

 

آموزش مناظره

 

بخش3:

اما از احكام مجيب نيز مواردي مطمح نظر است كه به شرح ذیل مطرح مي شود.

يكي از امور مجيب در مناظره تخصيص حكم است. يعني آن كه پاسخگو بايد نظر خود را در مقابل سائل مخصوص كند كه بتواند پس از ذكر نظر، راه آساني در مقابل سائل باز نگذارد. بدين معنا كه در مقام اظهار نظر خيلي باز و گسترده، نظر را مطرح نكند و آن را محدودتر و مختص به يك امر مشخص ارائه نمايد تا تاخت و تاز اطلاعاتي و يا زباني به آن نشود.

از احکام دیگر مجیب در مناظره، حفظ وضع مشهور و صادق است. حتي به فرض مخالفت با امر مشهور بايد در بيان آن را حفظ كند كه اين امر براي ذكر نظرات بحث برانگيز و تازه كه مغاير با اصول قبلي است بسيار مفيد است و راه حملة طرف بحث بر ما را مي بندد.

 

آموزش مناظره

 

در ادامه به شرح راهكارهايي از كتاب هنر هميشه بر حق بودن كه يك راهكار از ٣٨ روش را شرح داده ایم، می پردازيم.

دومين راهكار پيشنهاد شده در کتاب هنر همیشه بر حق بودن استفاده از مشتركات لفظي است. براي استفاده از اين شيوه بايد نسبت به زبان دقت و البته حساسيت داشت چرا كه بايد بتوان از لفظ مورد نظر طرف مناظره براي انتقال مفهوم مورد نظر خود بهره گرفت و به نفع خود استفاده نمود. بدين معنا كه از معنيِ به خصوصِ يك واژه، بهره برداري شخصي نمود. به طور مثال می توان از اشتراك لفظي با واژة "جبر" كه نقش مفهومي پيدا كرده و معاني متعددي دارد بهره برداري نمود.

 

آموزش مناظره

 

جبر در جايي به معناي جبران و برطرف نمودن خسارت است و در جاي ديگر به معناي تحميل و تحت فشار قراردادن است. حال مي توان آن را در تضاد با اختيار قرارداده و بهرة لازم را به نفع خود از آن برد. پس لازم است با دقت در معناي واژگان به كار برده شدة طرفِ مناظره، آن را هدف قرارداده و به نفع خود و منظور شخصي خويش از آن استفاده کرد.

راه سوم آن است كه گزاره هاي خاص خصم را گسترش بدهید كه اين دقيقا يكي از همان مواردي است كه در احكام سائل و مجيب مطرح شد. در اين جا هم آرتور شوپنهاور آن را مورد نظر قرار داده است كه بحث آن قبل تر گذشت.

سه راهكار اول، خصيصه اي مشترك دارند كه بيشتر از آن كه به اصل نظر مورد ذهنيت خصم بپردازد امري شبيه به آن را مد نظر قرار داده و به آن حمله می کند. بالتبع آن امر اصلي هم به چالش و ترديد كشيده مي شود.

دوره های اموزشی سخنوران

Please publish modules in offcanvas position.