سخنوران

     

    aparat

    email

    instagram

    linkdin

     

    tel

    چند وقتی است که رسانه‎های عمومی، فحاشی افراد در فضای مجازی یا در دنیای حقیقی را موضوع بررسی‎های خود قرار داده‎اند و دائماً با دعوت از هنرمندان و ورزشکاران و... مشهور در تلاش‎اند که از این واقعه‎ی ناخوشایند جلوگیری کنند.
    همه‌ی ما در طول روز با این موضوع به نحوی مواجه هستیم، تنها کافیست در خیابان شاهد دعوای دو نفر باشید یا سری به استادیوم فوتبال بزنید تا از تازه‎ترین فحش‎هایی که این روزها در میان جوانان باب شده آگاه شوید!!!

    یا یک روز هنگام تعطیلی مدارس دختران و پسران نوجوان آنها را دنبال کنید تا ببنید چطور به راحتی آب خوردن از رکیک‎ترین کلماتی که تا به‎حال شنیده‎اید، برای شوخی، دعوا، مسخره کردن یا حتی ابراز علاقه به یکدیگر استفاده می‎کنند!!!
    این ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود و حالا فحاشی ما شیوه‎ای مدرن یافته و به دنیای مجازی نیز سرایت کرده است. در این فضا، بیان هر نوع کلمه‎ای رکیکی مجاز است؛ زیرا افراد تصور می‎کنند، شاید هرگز با آنهایی که به ظاهر به خاطر علاقه، صفحه‎ی آنها را دنبال می‎کنند، هرگز مواجه نمی‎شوند، بنابراین از گفتن هیچ نقد، توهین یا فحاشی رویگردان نیستند.
    نکته‎ی جالب اینجاست که اگر ما واقعاً هواخواه فردی هستیم که در حال دنبال کردن صفحه‎ی او هستیم، پس چرا با دیدن کوچکترین نکته‎ای او را به باد فحش و استهزاء می‎کشیم؟ داستان این "طرفدارنماها" از بقیه عجیب‎تر و متناقض‎تر است.


    در منابع روایاتی که از پیشوایان دینی به ما رسیده و مبنای تربیت اسلامی قرار گرفته، فحش و عدم عفت کلام به‎شدت مورد نکوهش و مذمت قرار گرفته است. از حضرت رسول اکرم(ص)‌ نقل شده است که «ورود انسان بدزبان ‌به بهشت حرام است.» امام صادق(ع)‌ هم براساس روایات فرمودند: «کسی که زبانش موجب ترس و وحشت و نگرانی مردم باشد، جایش در دوزخ است.»
    در مباحث روان‌شناسی هم ناسزا و فحشِ ناشی از استرس یا از روی عادت در صورتی بروز و فرصت عرض اندام دارد که خلأ منطق در وجود فرد تظاهر کند. به نظر می‎رسد، بخشی از این ناهنجاری اجتماعی، نشانی از خشمی فرو خورده در مقابل کسانی باشد که ما توان کافیِ مقابله با آنها را نداشته باشیم، برای همین این بغض و خشم را در جایی دیگر که توان قدرت‎نمایی داریم، آشکار می‎کنیم.


    حتی این رویکرد را در کودکان نیز می‎توان مشاهده کرد، زمانی که یک کودک توسط والدینش توبیخ می‎شود، این خشم به‎وجود آمده در درون خود را بر سر خواهر یا برادر کوچک‎تر از خود خالی می‌کند. این یعنی "برقراری موازنه به شیوه‎ای ناعادلانه."


    اگر ما در زندگی خانوادگی خود در روزهای بحرانی به سر می‎بریم، قرار نیست تاوان خشم و عصبانیت ما را کارمندان، ارباب رجوع، اطرافیان یا افراد کوچه و خیابان بدهند.
    هر مشکل بزرگی، مجموعه‎ای از مشکلات کوچک‎تر است که به دلیل بی‎توجهی ما حالا به شکل مسائلی لاینحل، روی هم تلمبار شده‎اند. کافیست در طول روز به مسائلی که هر روزه ما را ممکن است، خشمگین کنند، توجه کنیم تا یک الگوی ثابت را در آنها کشف کنیم. الگویی که نشان می‎دهد، ما تنها هنگامی که بحث بر سر موضوعی خاص باشد، واکنش‎هایی خشم‎آلود داریم.
    برای حل این معضل می‎توانید، کمی عمیق‎تر نسبت به چرایی خشم خود بیندیشید تا علت حقیقی آن را بیابید. به‎طور مثال: فردی را در نظر بگیرید که هرگاه رنگ قرمز می‎بیند، احساس بیزاری در او بوجود می‎آید، حال هنگام تولد یکی از دوستانش به او بلوزی قرمز می‎دهد، با دیدن این کادو، دوست بیچاره به یک‏باره، مورد خشم و غضب ناگهانی دوست خود واقع می‎شود و کلماتی از دهان او جاری می‎شود که برای دوست بیچاره جای شفگتی‎است!!!
    اگر فرد مذکور به منظور چاره‎جویی درباره‎ی این خشم یک باره که به خشونت کلامی منجر شده بیندیشد؛ ممکن است دریابد علت این بیزاری از رنگ قرمز به خاطر دیدن واقعه‎ای ترسناک و خون‎آلود در دوران کودکی‏‏اش باشد. در حقیقت بسیاری از خشم‎ها یا بیزاری‎های ما ریشه در گذشته دارند که با تفکر، تعمق یا مشاوره با فردی آگاه می‎توان آنها را حل کرد.

     

     

    (امتیاز 0 از 1 رای)

    نظر خود را اضافه کنید.

    ارسال نظر بعنوان میهمان

    0
    نظر شما به سامانه مدیریت ارسال شده است.
    • هیچ نظری یافت نشد

    دوره های اموزشی سخنوران

    کلیه حقوق این وب سایت متعلق به کانون سخنوران می باشد.

    Please publish modules in offcanvas position.