سخنوران

     

    aparat

    email

    instagram

    linkdin

     

    tel

    "تا پیش از فتح قله‎ی اورست، هرگز کسی گمان نمی‎کرد که فردی بتواند این قله را تا انتها بالا برود؛ امّا پس از فتح آن افراد بسیاری توانستند از این قله صعود کنند"، در حقیقت الگوبرداری از افراد پیشرو می‎تواند ما را به قلل وجودی‎مان نزدیک کند. برایان تریسی سخنران و نویسنده برجسته‎ی کانادایی در زمره‎ی همین افراد پیشرو به شمار می‎رود؛ فردی که می‎توانید با مطالعه‎ی سرگذشت و احوال وی مرزهای وجودی خود را در زمینهی سخنوری بشناسید و بسط دهید.

    پست امروز تیم سخنوران درباره‎ی برایان تریسی مشهور است. برایان تریسی در سال۱۹۴۴ در ایالت شارلوت‌تاون کانادا، متولد شد. این مطالب از زبان خود او درباره‎ی زندگی‎اش نقل شده است:

    «من در آغاز زندگي به جز يك ذهن كنجكاو، برتري زيادي نسبت به ديگران نداشتم. در مدرسه درس نميخواندم و شاگرد ضعيفي بودم و در آخر هم ترك تحصيل كردم. سالهاي بسياري را به انجام كارهاي سخت بدني گذراندم و اميدي به آينده خود نداشتم.

    در جواني در يك كشتي باربري، كاري پيدا كردم. هشت سال از زندگيام را در حالي كه كار مي‏كردم، در سفر گذراندم و آنقدر سفر كردم كه در نهايت بيش از هشتاد كشور جهان را در پنج قاره ديدم. زماني كه توانم براي انجام كارهاي سخت بدني كم شد، به سراغ فروشندگي رفتم. به جاهاي بسياري سر ميزدم و با سود معيني كه از فروش كالا به دست مي‏آوردم، زندگي‏ام را مي‏گذراندم . زمان زيادي اين كار را انجام ميدادم تا اين كه يك روز به اين فكر فرو رفتم كه با اين همه تلاشي كه من ميكنم، چرا ديگران در زندگي از من جلوترند؟

    آن زمان بود كه كاري را شروع كردم كه زندگي‏ام را دگرگون كرد. فروشندگان موفق را ديدم و از آنها درباره‏ي حرفهشان سؤال كردم. آنها هم مرا راهنمايي كردند و من هم به توصيه‏هاي آنها عمل كردم و فروشم بيشتر شد. آنقدر پيشرفت كردم كه تبديل به يك مدير فروش شدم. در كار مديريت فروش هم از همان روش استفاده كردم تا فهميدم كساني كه در مديريت فروش موفقترند چه مي‏كنند و خودم هم همان كارها را انجام دادم.

    اين جستجو و پيگيري، زندگي مرا از اين رو به آن رو كرد. خودم هم بسيار شگفت‏زدهام از اين كه اين كار چقدر آسان و ساده است. فقط كافي است بداني كه افراد موفق چه كارهايي را انجام مي دهند و بعد از آن خودت هم همان كارها را انجام دهي تا به همان درجه از پيشرفت دست پيدا كني.

    واقعاً كه روش بسيار جذابي است. به سادگي دريافتم كه چرا بعضي از افراد موفقتر از ديگران هستند. مي‏دانيد چرا؟ براي اين كه از روش‏هاي ديگري استفاده ميكنند. در حقيقت آنها كارهاي درست را با روش درست انجام مي دهند. به ويژه آن كه اين افراد بسيار بهتر از ديگران از وقتشان استفاده ميكنند. من چون در زندگي با شكست‏هاي زیادی روبرو شده بودم، يك نوع احساس ناتواني در من به وجود آمده بود. در اين غوغاي ذهني سرگردان بودم كه همه‏ي افراد موفق از من برتر و بهترند. بعد از آن ياد گرفتم كه هميشه هم اين طور نيست. آن‏ها فقط كارهايشان را به روش ديگري انجام ميدهند و از نظر عقلاني، آن‏چه كه آنها آموخته بودند ، من نيز مي توانستم ياد بگيرم.

    اين مسئله براي من همانند يك كشف بزرگ بود و من از دريافت آن متعجب و هيجان زده بودم. من آن زمان فهميدم كه ميتوانم زندگي خودم را تغيير دهم و به تمام هدف‏هايي كه براي خودم تعيين مي‏كنم، برسم. به شرط آن كه متوجه كساني كه موفق‏اند باشم و از راه‏هايي كه آن‏ها را به موفقيت رسانده بروم و خود نيز در كارهايم موفقم شوم.»

    «من در آغاز زندگي به جز يك ذهن كنجكاو، برتري زيادي نسبت به ديگران نداشتم. در مدرسه درس نميخواندم و شاگرد ضعيفي بودم و در آخر هم ترك تحصيل كردم. سالهاي بسياري را به انجام كارهاي سخت بدني گذراندم و اميدي به آينده خود نداشتم.

    در جواني در يك كشتي باربري، كاري پيدا كردم. هشت سال از زندگيام را در حالي كه كار مي‏كردم، در سفر گذراندم و آنقدر سفر كردم كه در نهايت بيش از هشتاد كشور جهان را در پنج قاره ديدم. زماني كه توانم براي انجام كارهاي سخت بدني كم شد، به سراغ فروشندگي رفتم. به جاهاي بسياري سر ميزدم و با سود معيني كه از فروش كالا به دست مي‏آوردم، زندگي‏ام را مي‏گذراندم . زمان زيادي اين كار را انجام ميدادم تا اين كه يك روز به اين فكر فرو رفتم كه با اين همه تلاشي كه من ميكنم، چرا ديگران در زندگي از من جلوترند؟

    آن زمان بود كه كاري را شروع كردم كه زندگي‏ ام را دگرگون كرد. فروشندگان موفق را ديدم و از آنها درباره‏ي حرفهشان سؤال كردم. آنها هم مرا راهنمايي كردند و من هم به توصيه‏هاي آنها عمل كردم و فروشم بيشتر شد. آنقدر پيشرفت كردم كه تبديل به يك مدير فروش شدم. در كار مديريت فروش هم از همان روش استفاده كردم تا فهميدم كساني كه در مديريت فروش موفقترند چه مي‏كنند و خودم هم همان كارها را انجام دادم.

    اين جستجو و پيگيري، زندگي مرا از اين رو به آن رو كرد. خودم هم بسيار شگفت‏ زدهام از اين كه اين كار چقدر آسان و ساده است. فقط كافي است بداني كه افراد موفق چه كارهايي را انجام مي دهند و بعد از آن خودت هم همان كارها را انجام دهي تا به همان درجه از پيشرفت دست پيدا كني.

    واقعاً كه روش بسيار جذابي است. به سادگي دريافتم كه چرا بعضي از افراد موفقتر از ديگران هستند. مي‏دانيد چرا؟ براي اين كه از روش‏هاي ديگري استفاده ميكنند. در حقيقت آنها كارهاي درست را با روش درست انجام مي دهند. به ويژه آن كه اين افراد بسيار بهتر از ديگران از وقتشان استفاده ميكنند. من چون در زندگي با شكست‏هاي زیادی روبرو شده بودم، يك نوع احساس ناتواني در من به وجود آمده بود. در اين غوغاي ذهني سرگردان بودم كه همه‏ي افراد موفق از من برتر و بهترند. بعد از آن ياد گرفتم كه هميشه هم اين طور نيست. آن‏ها فقط كارهايشان را به روش ديگري انجام ميدهند و از نظر عقلاني، آن‏چه كه آنها آموخته بودند ، من نيز مي توانستم ياد بگيرم.

    اين مسئله براي من همانند يك كشف بزرگ بود و من از دريافت آن متعجب و هيجان زده بودم. من آن زمان فهميدم كه ميتوانم زندگي خودم را تغيير دهم و به تمام هدف‏هايي كه براي خودم تعيين مي‏كنم، برسم. به شرط آن كه متوجه كساني كه موفق‏اند باشم و از راه‏هايي كه آن‏ها را به موفقيت رسانده بروم و خود نيز در كارهايم موفقم شوم.»

     

     

    (امتیاز 0 از 1 رای)

    نظر خود را اضافه کنید.

    ارسال نظر بعنوان میهمان

    0
    نظر شما به سامانه مدیریت ارسال شده است.
    • هیچ نظری یافت نشد

    دوره های اموزشی سخنوران

    کلیه حقوق این وب سایت متعلق به کانون سخنوران می باشد.

    Please publish modules in offcanvas position.